وی ادامه داد: 30 دقیقه بعد، 2 مرد به دفتر آمدند و با زور و تهدید چاقو مرا به یکی از اتاق ها انتقال دادند و دست و پایم را بستند، داد و فریاد کردم تا شاید همسایه ها متوجه حضور آنها شوند و به کمکم بیایند که مردان مهاجم دهانم را با پارچه ای بستند. 10 دقیقه بعد، صدای یکی از آنها را شنیدم که با یک صرافی تماس گرفت و خود را به نام کارفرمایم معرفی کرد و از وی خواست تا 2 هزار دلار و یکهزار یورو به دفتر بیاورد.
به دنبال تماس مرد سارق ، یکی از کارکنان صرافی ، پول های درخواستی را به دفتر آورد که مردان سارق او را هم با چاقو تهدید کردند و پس از بستن دست و پایش متواری شدند. ما در اتاق زندانی بودیم تا هنگام ظهر که کارفرمایم به دفتر وکالتش آمد و ما را نجات داد. به دنبال اظهارات دختر جوان ، کارمند صرافی هم گفته های وی را تایید کرد. بنابراین گزارش ، با اطلاعاتی که منشی جوان و کارمند صراف در اختیار ماموران قرار دادند، چهره نگاری رایانه ای از سارقان صورت گرفت و جستجو برای یافتن آنها آغاز شد.