
در دوران فعلی نیز رهبری جدید مانند قائد شهید بر این اصول سهگانه تاکید دارند. موازینی که ایشان تعیین کردند حول محور تنگه هرمز، قدرت و صلابت ویژهای به موضوع ایران بخشید و فصل جدیدی در تاریخ منطقه درباره مسأله مدیریت تنگه هرمز گشود.
در این تفاهمنامه که توسط رؤسایجمهور ایران و آمریکا امضا شده؛ باید توجه داشت که این یک یادداشت تفاهم است و متفاوت از قرارداد بود، همچنین جنبه حقوقی کمتری دارد. نکته دیگر درباره تفاهم مذکور آن است که نمادی از پذیرش شکست از سوی امپراتوری آمریکاست.
واشنگتن همواره از موضع بالا بهدنبال تسلیم دیگر کشورهاست؛ آنها زمانیکه رایش سوم را در جنگ جهانی دوم شکست دادند، بهصراحت خاطرنشان کردند که احکامشان را باید مردم شکستخورده آلمان تمکین کنند. در مورد ونزوئلا نیز شبانه به اقامتگاه نیکلاس مادورو، رئیسجمهور قانونی این کشور یورش بردند و همچنین با کمال صراحت اعلام کردند که هدفشان از این اقدام تصرف نفت این کشور کارائیبی است.
در مورد ایران نیز ابتدا حرف از تسلیم، همچنین تمایل به تغییر نظام سیاسی منتخب مردم کشورمان توسط کاخسفید مطرح شد ولیکن اکنون کار بهجایی رسیده که ترامپ با توسل به کشورهای مختلف بهویژه فیلد مارشال سیدعاصم منیر پاکستانی و اعراب یک تفاهمنامه را با رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران منعقد کند.
آمریکا در این تفاهمنامه از لفظ متحدان (که منظور اسرائیل و رژیمهای مرتجع سرسپرده منطقهای است) و متحدان ایران استفاده کرد که درواقع پذیرش قدرت جنبشهای درون محور مقاومت توسط واشنگتن بهعنوان بازیگران برجسته قلمداد میشود. این قدرتهای همپیمان با ایران براساس منش آزادیخواهانه و اسلامی مورد احترام آمریکا بهعنوان اجزای لاینفک منطقهای قرار گرفتند.
اما در عمل بهنظر من آمریکا و عواملشان بعید است که به مفاد این تفاهمنامه پایبند بمانند. همین الان رژیمصهیونی با تعرض، حقوق شهروندان لبنان و فلسطین را در دستور کار قرار داده است. اگر واقعا این تفاهمنامه اجرا شود؛ ارتش اشغالگر قدس باید از باریکه غزه خارج شده، به لبنان نیز حمله نکرده، همچنین جنوب این کشور را تخلیه کند. لازم به ذکر است که واشنگتن نیز باید هیچ اخلالی در فروش نفت ایران ایجاد نکند.
مسئولان ما در امور لشکری ــ کشوری باید درنظر بگیرند که همواره ما به تعهدات خود نظیر آزادسازی جاسوسان مطابق قرارداد الجزایر یا سیمانریزی به قلب رآکتور اراک براساس برجام اهتمام ورزیدیم اما طرف مقابل عهدشکنی کرده است. بنابراین صحیح نخواهد بود که مطابق یادداشت تفاهم اسلامآباد، عبور و مرور در تنگه هرمز به حالت پیش از جنگ برگشته ولیکن آمریکاییها بههیچیک از تعهدات خویش جامهعمل نپوشانند.
پیشنهاد من به دولت محترم آن است که صراحتا اعلام کند، اجرای تعهدات ما منوط به اقدام متقابل تمام و کمال آمریکاییهاست. اگر طرف مقابل به تمامی تعهدات خویش عمل کرد، تهران نیز برحسب سازوکارهای مشخصشده توسط مجلس شورای اسلامی و این تفاهمنامه برای عبور کشتیها تسهیلاتی را قائل شود.
ولیکن اگر آمریکاییها خلف وعده انجام دادند؛ دلیلی برای تاخیر انداختن نظم نوین تنگه هرمز وجود ندارد. امام شهید ما رسما اعلام کردند که تهران بهدنبال ساخت تسلیحات کشتارجمعی بالاخص هستهای نیست، هرچند که زمامداران آمریکا درکی از مناسک ما و تعهدمان به آرمانهای اسلامی نداشته اما اختیارات جنگ و صلح مطابق قانون اساسی در حوزه اختیارات مقام معظم رهبری بوده؛ در نتیجه هیچ رئیسجمهور یا مجلسی نمیتواند درباره حد و حدود ابزارهای متعارف یا نامتعارف دفاعی کشور اظهارنظر کند چراکه تصمیمگیرنده نهایی با رای رهبری خواهد بود. بنابراین آن بند مفاهمهنامه حول محور هستهای که از نظر مسائل نظامی آمده است؛ بهنظر من بهعنوان یک کارشناس حتی با وجود تصویب در مجلس شورای اسلامی فاقد وجاهت قانونی است.
واپسین پیام رهبر معظم انقلاب و پاسخ رئیسجمهور به ایشان بسیار مهم بود، چرا که مانع خلفوعده یا تفسیر بسیط از مفاهمهنامه شد. تجارب نفوذ کمپانی هند شرقی در شبهقاره بهعلاوه رخنه به اقتصاد کشورمان در دوره قاجار باید نمونههای تاریخی مدنظرمان باقی بماند. فرمایش رهبری ثابت کرد که ایران دیگر در دورهای نیست که امکان تکرار چنین حقههایی وجود داشته باشد جدا از اینکه دستگاههای اجرایی ــ امنیتی کشور با هوشیاری بر تحولات نظارت میکنند.
چنین حمایتی، دست رئیسجمهور را برای مذاکرات آتی پُر خواهد کرد. درنهایت دکتر پزشکیان با پاسخ مناسبی که به پیام رهبری سوم دادند، نشان داد که جمهوری اسلامی بهصورت یک ارگانیسم زنده کار کرده و رئیس دستگاه مجریه مشرف به وظایق قانونی خویش در مقابل ملت، امت، امام امت و شرایط امروز هست.
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود