به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از سال گذشته و با اعلام ناپدیدشدن زنی میانسال در شهر قدس آغاز شد. خانواده این زن وقتی او به خانه برنگشت و تلفن همراهش خاموش بود، موضوع را به پلیس اطلاع دادند. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه جسد زن در جاده ساوه پیدا شد. او با شلیک گلوله به قتل رسیده بود. بررسیها نشان داد از پشت سر و فاصله نزدیک به او شلیک شده و بعد از قتل، طلاهایش به سرقت رفته است. جسد به پزشکی قانونی منتقل شد و مأموران به تحقیقات خود در این زمینه ادامه دادند.
در حالی که سرنخهایی از این جنایت به دست آمده بود، ناپدیدشدن زن دوم به پلیس گزارش شد. او هم برای کاری از خانه خارج و مرموزانه ناپدید شده بود. با توجه به حساسیت موضوع، تیم ویژهای از کارآگاهان تحقیقات را گسترش دادند و پی بردند هر دو زن در یک منطقه ناپدید شدهاند. بعد از مدتی جسد این زن هم پیدا شد که مانند قربانی پیشین با شلیک گلوله به قتل رسیده و طلاهایش به سرقت رفته بود.
با بررسی دوربینهای مداربسته و ردزنیهای پلیسی سرانجام خودرویی که دو زن آخرین بار سوار آن شده بودند نیز شناسایی و دو متهم قبل از ارتکاب قتلهای احتمالی دیگر دستگیر شدند. متهمان که اهل غرب کشور بودند، در بازجوییها به کشتن این دو زن با انگیزه سرقت اعتراف کردند و پرونده با تکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. براساس کیفرخواست شاهین و مهران در این پرونده متهم به مشارکت در قتل دو زن شده بودند. همچنین برای دختر و پسر جوانی هم به خاطر خرید اموال سرقتی کیفرخواست صادر شد.
دیروز به این پرونده در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد. در جلسه محاکمه شاهین بهصورت حضوری و مهران با ویدئوکنفرانس از خود دفاع کردند. در ابتدای این جلسه اولیایدم دو قربانی برای قاتلان درخواست قصاص کردند. شوهر یکی از قربانیان گفت: ما ۱۵ سال است به خاطر قتل همسرم در عذاب و ناراحتی هستیم و حاضر به بخشش او نیستیم. اولیایدم همچنین درخواست کردند طلاهای سرقتشده هم تحویلشان شود.
سپس رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به شاهین خواست از خود دفاع کند. او با قبول اتهامش گفت: به تنهایی مرتکب قتل شدم و مهران در قتلها نقشی نداشت.
رئیس دادگاه گفت:، اما در اعترافات قبلی خود اعلام کرده بودی که او در قتلها نقش دارد، در این باره چه میگویی؟ شاهین در پاسخ مدعی شد: وقتی مرا گرفتند حالم خوب نبود و حرفهایی زدم که واقعیت نداشت و قبول ندارم.
متهم به قتل سپس به تشریح اولین جنایت خود پرداخت و گفت: مهران فامیل دور ما بود و در غرب کشور زندگی میکرد. با او تماس گرفتم و خواستم برای کاری که پولش خوب است به تهران بیاید. اول قبول نکرد، اما وقتی اصرارهای مرا دید، به تهران آمد. روز حادثه به خیابان سر قنات رفتیم. آنجا تردد مسافرکشها کم است و مسافران باید اسنپ بگیرند. مهران پشت فرمان بود و من روی صندلی عقب نشسته بودم. با دیدن زن میانسال از مهران خواستم سوارش کند که این زن تصور کرد او مسافربر است و روی صندلی جلو نشست.
رئیس دادگاه: چرا روی صندلی عقب ننشست؟
شاهین: من طوری روی صندلی عقب مینشستم که مسافران در صندلی جلو بنشینند. بعد از طی مسافتی اسلحه را بیرون آورده و از پشتسر به او شلیک کردم.
رئیس دادگاه: وسط شهر کسی متوجه شلیک نشد؟
شاهین: اسلحهام صدا خفهکن داشت. آن را در عراق خریدم و روی آن عربی نوشته شده بود.
رئیس دادگاه: مهران چه کار میکرد؟
شاهین: خیلی ترسیده و دست و پایش را گم کرده بود. به زور او را روی صندلی عقب نشاندم و خودم رانندگی کردم. به سمت ساوه رفته و زیر یک پل جسد را رها کردم. یک پتو در ماشین بود که آن را هم همانجا انداختم. این پتو را برای این انداخته بودم تا رد خون در ماشین نماند. بعد با سیم چین النگوهای مقتول را بریدم و همراه دو گوشواره اش سرقت کردم. در محل عوارضی آزادراه، مهران پیاده شد و به سمت غرب کشور رفت و من هم در مسیر برگشت به تهران ماشین را در یک کارواش شستم.
رئیس دادگاه: اگر انگیزهات سرقت بود، چرا او را کشتی؟
شاهین: الان که به اینجا رسیدم با خودم میگویم که چرا زنان را کشتم. میتوانستم فقط سرقت کنم. البته آن موقع میترسیدم شکایت کنند و ماجرا لو برود و شناسایی شوم.
رئیس دادگاه: بعد چه کردی؟
شاهین: مدتی از مهران خبر نداشتم. شنیده بودم از ترس به عراق فرار کرده است. چند روز صبر کردم و طلاهای سرقتی را به یک طلافروشی در تجریش بردم که گفتند بدلی است. مدتی که گذشت، فهمیدم مهران به ایران بازگشته و با شماره ناشناس با او تماس گرفتم و گفتم اگر برای سرقت بعدی نیایی، خودم را تسلیم و اعتراف میکنم تو قتل را مرتکب شدی. ترسید و مجبور شد بیاید. قول دادم دیگر قتل انجام ندهم. برای دومین بار به همان منطقه رفتیم و زنی را سوار کردیم. مهران در آینه نگاهش به من بود و فهماند که این زن را نکش، اما من شلیک کردم و او را هم مثل زن اول کشتم و طلاهایش را به دو مالخر فروختم و دلار گرفتم.
رئیس دادگاه: بین دو قتل زندگیات را چطور میگذراندی؟
شاهین: در اسنپ کار میکردم. همیشه با زن و بچهام درگیر بودم. فقر مالی داشتم و برای فرار از فشار آن قتل را انجام دادم.
رئیس دادگاه: سپس نوبت به دفاعیات مهران رسید که با رد اتهامش گفت: قتل اول که در جریان نبودم. برای قتل دوم هم با تهدید شاهین با او همراه شدم. اعترافات قبلی خود را قبول ندارم.
در پایان دو متهم به مالخری از خود دفاع کردند و قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.
معاون محیطزیست طبیعی خبر داد:
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛