این عقبنشینی تکراری، به گواهی کارشناسان بینالمللی بار دیگر نشاندهنده درماندگی امپراتوری در حال افول آمریکا در برابر جبهه مقاومت است. متحدان عربی ترامپ در جنوب خلیج فارس_ که خود هزینههای سنگین حمایت از سیاستهای ماجراجویانه واشنگتن را پرداختهاند_ اکنون مجبور به درخواست تأخیر شدهاند تا از شعلهور شدن بیشتر آتش جنگی که دامن خودشان را گرفته جلوگیری کنند. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان داخلی، حمایت مردمی و محور مقاومت، بار دیگر ثابت کرد که تهدیدات پوشالی رژیم صهیونیستی_آمریکایی خللی در عزم راسخ نظام ایجاد نمیکند. ترامپ که در ماههای اخیر بارها با بلوفهای نظامی سعی در کسب امتیاز داشته، اکنون در موقعیت ضعف قرار گرفته و با اعتراف ضمنی به ناکامی، به مذاکرات جدی پناه برده است.
سناریوی تکراری قمارباز
دونالد ترامپ در اوایل فروردین ۱۴۰۵ با تهدیدهای وحشیانه اعلام کرد که در صورت عدم پذیرش شرایط آمریکا، ایران را به عصر حجر بازمیگردانیم؛ همه نیروگاههای برق، پلها و زیرساختهای حیاتی کشور را نابود خواهیم کرد و تمدن ایران امشب خواهد مرد و هرگز باز نخواهد گشت. وی در پیامهای متعدد تروثسوشال و سخنرانیها تاکید کرد که نیروهای آمریکایی قادرند تمام پلها و نیروگاههای ایران را ظرف چهار ساعت نابود کنند و کل کشور را در یک شب از بین ببرند اما ساعاتی پیش از اجرای عملیات، وی از اجرای تهدید عقب نشست و با پذیرش اصول طرح ۱۰بندی ایران به توقف جنگ تن داد.
پس از برقراری آتشبس ناپایدار ۸آوریل (۱۹فروردین) با میانجیگری پاکستان، دونالد ترامپ برای دومین بار در ۱۹آوریل (۳۰فروردین) تهدید کرد: «اگر توافقی حاصل نشود، ایالات متحده هر نیروگاه و هر پلی در ایران را نابود خواهد کرد!»
ساعاتی پیش از اتمام مهلت، عقبنشینی کرد و به گفتوگو متوسل شد. بار سوم در در ۲۱ تا ۲۳آوریل (۱ تا ۳اردیبهشت) ضربالاجل دیگری تعیین کرد و هشدار داد بمبهای زیادی شروع به انفجار خواهند کرد مگر تنگه هرمز کامل باز شود اما مجددا با ادعای پیشرفت مذاکرات و درخواست ضمنی اسلامآباد، حمله را به تعویق انداخت.
بار چهارم اوایل ماه می ۲۰۲۶ رخ داد. ترامپ در پنجم ماه می (۱۵اردیبهشت) مهلت ۴۸ساعته گذاشت و اعلام داشت: «ساعت در حال تیکتاک است و اگر توافقی نباشد، چیزی از ایران باقی نخواهد ماند». سپس در حدود دهم ماه می (۲۰اردیبهشت) تهدید کرد عملیات در لحظه قابل اجراست اما هر دو بار با بهانه مذاکرات خوب و فشارهای پنهان از جانب ژنرال عاصم منیر و شهباز شریف عقب نشست.
بار پنجم ۱۸ ماه می (۲۸اردیبهشت) بود که ترامپ عملیات نظامی گستردهای را برای دیروز برنامهریزی کرده بود اما با درخواست صریح رهبران کشورهای کرانه جنوبی خلیج فارس از جمله امیر قطر، محمد بن سلمان و محمد بن زاید عقب نشست و در تروثسوشال نوشت: «حمله برنامهریزیشده به جمهوری اسلامی ایران را که برای فردا تنظیم شده بود به تعویق میاندازم. ما حمله بزرگی را برای فردا آماده کرده بودیم اما آن را برای مدتی_ امیدوارم برای همیشه_ به تعویق انداختم». این پنجمین عقبنشینی متوالی پس از آتشبس، رسوایی کامل سیاستهای جنگطلبانه ترامپ و تغییر واقعی توازن قدرت به نفع ایران مقتدر تحت رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب را ثابت کرد که سیاست اول آمریکا در عمل به عقبنشینی اول در برابر انقلاب اسلامی تبدیل شده است.
سه گزینه پرخطر پیش روی آمریکا
عقبنشینی از جنگ، فرار از پذیرش شروط منطقی ایران و ادامه وضعیت انتظار، هر سه گزینهای پرریسک و پرمخاطره برای آمریکا هستند. اگرهرکدام منافع واشنگتن را تأمین میکرد، بیتردید اجرا میشد اماجنگ مجدد بهدلیل قدرتمندتر شدن ایران در آفند و پدافند، گزینههای رو نشده تهران و منقضی شدن سناریوهای آمریکایی،یابه هدف نمیرسد یا باعث ضعف بیشتر واشنگتن خواهد شد.
پذیرش پایان جنگ با شروط ایران بهمعنای پذیرش مسئولیت جنگی بیفایده توسط ترامپ است و ادامه وضع موجود نیز نهتنها ایران را تسلیم نمیکند بلکه گزینههای دور زدن تحریم را افزایش داده و اقتصاد جهانی را به زیان آمریکا وخیمتر میسازد و هر مسیر دیگری نیز به همان اندازه نامطمئن است. تا زمانی که ایران از ورود به جنگ مجدد ابایی ندارد و با پافشاری عملی بر اصول مذاکراتی خود آن را ثابت میکند، همه گزینههای جنگی برای آمریکا بیفایده خواهد ماند.
دو عامل تعیینکننده قدرت ایران
تنگه هرمز نماد افزایش قدرت ایران در نتیجه جنگ ومسأله هستهای نماد حفظ قدرت ایران علیرغم جنگ است. بنابراین جنگ عامل مشترکی برای وزندهی به هر دو موضوع شده. پایان جنگ بدون واگذاری تنگه هرمز و مذاکره هستهای ایران را در موضع پیروز جنگ قرار میدهد و ثابت میکند با جنگ نمیتوان از ایران باج گرفت اما مذاکره هستهای بدون پایان جنگ، زنگ خطرهای جدی برای امنیت آینده ایران به صدا درخواهد آورد. زیرا جنگ را به ابزاری برای وادار کردن ایران به گفتوگو و امتیازدهی تبدیل میکند. ایران و آمریکا هر دو درکشاکش تثبیت ابرقدرتی خود هستند.با این تفاوت که گفتمان آمریکا کلید جنگهای آینده را در دستش قرار میدهد اما ابرقدرتی ایران مانع جدی و بازدارندهای در برابر تجاوزات آتی خواهد شد و خطر جنگها را از سر کشور و منطقه غرب آسیا برمیدارد.