
در چنین فضایی برخی از عناصری که همواره در خدمت اهداف شوم دشمن بودهاند و بعضا بدون شک از همان مزدوران دشمن در عرصه رسانه یا نفوذ در ارکان نظام یا حتی عوامل اصلی کودتای مسلحانه بودهاند، به شیوههای مختلف و از آن جمله با زبان توهین و افترا و نشر اکاذیب و تحقیر و طعنه، برای تضعیف روحیه این ملت بهپاخاسته از یک سو، تحریف حقایق میدان از سوی دیگر و در نهایت فراهم کردن مجدد بستر اجتماعی برای جنگ و کودتا از طریق ایجاد رخنه در صفوف ملت و شقاق و اختلاف و شکستن اتحاد مقدس ملت به عنوان رکن رکین نیل به همه اهداف بزرگ ملت رو آوردند.
آقای عباس عبدی از پشیمانشدههای تسخیر لانه جاسوسی آمریکای جانی، ارائهکننده نظریه «خروج از حاکمیت» و دارای پرونده کیفری به اتهام جاسوسی (که محکومیتش در دیوان عالی کشر نقض شد!) و محکومیت امنیتی به اتهام فروش اطلاعات به دشمن و تبلیغ علیه نظام را در کارنامه خود دارد و کسی که معلوم نیست با چنان سابقه سیاهی چگونه در شورای راهبری انتخاب کابینه و شورای اطلاعرسانی دولت چهاردهم راه یافته است، برخلاف مواضع صریح رئیسجمهور و معاون اول ایشان، این بار بعد از ۶۶ شب خویشتنداری، با دروغی شاخدار، در شماره ۶۳۱۵ مورخ ۱۶/۲/۱۴۰۵ روزنامه اعتماد و همزمان در صفحه مجازی اعتمادآنلاین و چندین صفحه و پایگاه و کانال جریانهای سیاسی همسو با او بازنشر شد، آنها را «یک اقلیت رانتی» توصیف کرده و چنین میگوید: «بدتر اینکه اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند، همدلی نخواهند داشت.»
این جمله، عبارت پایانی یادداشت مذکور است که در آن به صراحت مخالفان مذاکره و توافق با آمریکا را که در رأس همه آنها امام شهید و امام جدید و همه دهها میلیون ایرانی حاضر در میادین هستند به تندروی متهم کرده و اصرار دارد با بیان مشکلات ادامه جنگ، موضوع مذاکره به رفراندم گذاشته شود!
او برای فرار از مسئولیت قانونی این یادداشت، در نامهای به خبرگزاری تسنیم در روز پنجشنبه چنین ادعا کرده است: «کلمه «یک» پیش از اقلیت بیانگر این معناست که اقلیت به کل حاضرین در خیابان اطلاق نمیشود بلکه آنان که شعارهای افراطی در این جمعیت سر میدهند مصداق جمله هستند والا این جمعیت بسیار متنوع و حتی بسیاری از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند.» نیاز به گفتن ندارد که چنین توصیفی از چنین ملتی که بیش از ۳۱ میلیون نفر از آنها جانفدای ایران اسلامی بوده و در همین صحنههای تجمعات در این پویش شرکت کردهاند، مشمول چند عنوان مجرمانه بوده و توضیح بعدی نامبرده ابدا با واقعیت متن وی انطباق ندارد. پیش از بیان ارکان تشکیلدهنده جرم در رفتارهای نامبرده، دلایل نادرستی توجیه بعدی وی برای فرار از مسئولیت قانونی بیان میشود: اولا آقای عبدی یک حقوقدان، فعال رسانهای و نویسنده قهار بوده و یقینا به بار معنایی و پیامدهای سخن خود واقف بوده است.
ثانیا او دقیقا همزمان با فضاسازی مستمر رسانههای کثیف فارسیزبان در تهمت به مردم مبنی بر دریافت یک میلیون تومان و بهرهمندی از سایر مزایا برای حضور در کف خیابان، آگاهانه چنین عبارت و الفاظی را برگزیده است و نمیتواند مدعی شود که از این فضاسازی دشمن خونین ملت ایران و آتشبیاران معرکه ترور و جنگ و کشتار کودکان مظلوم و تفریق مردم و تجزیه وطنمان ایران بیخبر بوده و انتخاب واژه «رانت» از سر ناآگاهی بوده است. ثالثا مردم کف خیابان در بیانیه رسانههای داخلی و خارجی یک واحد توصیف شدهاند و ابدا به گروههای مختلف مشتمل بر اقلیت و اکثریت تقسیم و دستهبندی نشدهاند و اتفاقا همه ترس دشمن از همین اتحاد مقدس مردم کف خیابان بوده است. حال چطور ممکن است یک حقوقدان و فعال باسابقه رسانهای، با این توجیه که با آوردن واژه «یک» در مقام تفکیک گروهی از مردم از گروهی دیگر بوده است، بخواهد برای فرار از مسئولیت بهانه بتراشد؟! رابعا طبق دلالت منطوق و ظاهر بیان، حرف «از» در جمله موهن او ابدا در مقام بیان «تبعیض» نبوده و به معنای «مبدا» به کار رفته است و اگر او قصد تبعیض داشت، میتوانست با بیان روشن منظور خود را برساند نه آنکه بیان روشنش دلالت بر چیز دیگری بکند و او برای توجیه خطای خود به چنین مستمسک مضحکی متوسل بشود! خامسا آنچه مسلم است همه مردم حاضر در کف خیابان رسما فلسفه و هدف حضور خود را پشتیبانی از رزمندگان اسلام و حمایت از مطالبه امام جامعه در مخالفت با مذاکره با آمریکا به ویژه بعد از مرحله اول مذاکرات در ایام آتشبس دو هفتهای بوده و در این مدت هیچ گاه این مردم از مذاکره با آمریکا حمایت نکرده است؛ بنابراین ادعای او هیج انطباقی با واقعیت میدان نداشته و نمیتواند بیانش شامل گروهی اندک از مردم حاضر در میدان باشد.
سادسا سابقه مواضع و عملکرد سیاسی نامبرده و همسویی او با خواستهای بدترین دشمنان ایران اسلامی و مخالفت با نظام و ولایت فقیه و جریان انقلابی، قرینهای قوی برای اثبات تعمد نامبرده در انتخاب جمله و عبارت یاد شده برای تخریب و توهین به مردم و برونفکنی خشم خود از استقامت آنهاست.
با این توضیح تردیدی باقی نمیماند که رفتار او مشمول چندین عنوان مجرمانه تعزیری است که عبارتند از توهین موضوع ماده ۶۰۸، نشراکاذیب فیزیکی موضوع ماده ۶۹۸ و نشر اکاذیب در بستر فضای مجازی موضوع ماده ۷۴۶ قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده) مصوب ۱۳۷۵ افزون بر این، نشر اکاذیب از جرایم مذکور در ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی است که در صورت داشتن اوصاف گستردگی در رفتار و نتیجه مشمول حد افساد فیالارض میشود. با توجه به این که رفتار ارتکابی آقای عبدی از نظر بزهدیده شامل دهها میلیون ایرانی میشود، از نظر گستردگی در دهها صفحه پرمخاطب فیزیکی و الکترونیکی روزنامه اعتماد و کانالهای همسو با آنها منتشر شده و از نظر نتیجه نیز اشاعه فساد به صورت وسیع (در اینجا ورود ضرر معنوی به مردم کف خیابان به مثابه بزهدیدگان این جرم با توجه به اطلاع دقیق این جانب از تالم روحی و عصبانیت شدید بخش عظیمی از این مردم) شده است. این رفتار میتواند مشمول ماده ۲۸۶ قرار بگیرد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
بازیکن تیم 98 در گفت و گو با جام جم آنلاین ؛