نگاهی نو به داستان سیـاوش روی صحنه

 داستان سودابه، سیاوش و کیکاووس یکی از معروف‌ترین روایت‌های شاهنامه است که از جهتی نزدیکی‌هایی به داستان یوسف و زلیخا که احسن‌القصص نامیده می‌شود دارد. این سه شخصیت از درون یک خانواده‌ هستند که ابتدا وجوه مشترکی دارند، اما در ادامه منافع‌شان در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرد و همین‌جا نقطه کشمکش و درگیری با پایانی تراژیک است. حالا تصور کنید همین داستان، دستمایه تولید یک نمایش ایرانی طنز تحت عنوان «سیاه‌وش» به کارگردانی حامد شیخی در تالار سنگلج شده است.
 داستان سودابه، سیاوش و کیکاووس یکی از معروف‌ترین روایت‌های شاهنامه است که از جهتی نزدیکی‌هایی به داستان یوسف و زلیخا که احسن‌القصص نامیده می‌شود دارد. این سه شخصیت از درون یک خانواده‌ هستند که ابتدا وجوه مشترکی دارند، اما در ادامه منافع‌شان در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرد و همین‌جا نقطه کشمکش و درگیری با پایانی تراژیک است. حالا تصور کنید همین داستان، دستمایه تولید یک نمایش ایرانی طنز تحت عنوان «سیاه‌وش» به کارگردانی حامد شیخی در تالار سنگلج شده است.
کد خبر: ۱۵۵۱۲۵۲
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر
 
شیخی که خودش نقش سیاه را همزمان با بازیگری و نویسندگی به عهده دارد؛ سعی کرده از درون قصه‌ای جدی، لحظات طنزی بیافریند که نه متن سترگ شاهنامه را زیر سؤال ببرد و نه طنزی خارج از چارچوب ارائه کند؛ از این جهت او روی لبه تیغ حرکت می‌کند. شیخی در گذشته نمایش‌های دیگری ازجمله مکبث‌الدوله، میرزارضا و اتاق زیر شیروونی خونه کامران‌میرزا، داش‌آکل، هفت‌پیکر و ... را روی صحنه برده و سیاه‌وش اولین نمایش تولیدی او در سال ۱۴۰۵ محسوب می‌شود. آنچه می‌خوانید ماحصل گفت‌وگو با این کارگردان، بازیگر و نویسنده است. 

ایده شکل‌گیری نمایش سیاه‌وش از کجا آمد و چرا تصمیم گرفتید آن را با الهام از شاهنامه بسازید؟ 
من دنبال قصه‌ای برای نوروز بودم و با توجه به این‌که لحظه تحویل سال ساعت ۱۸:۱۵ بود، می‌خواستیم کاری داشته باشیم که شروع آن از چهارشنبه‌سوری تا عید باشد. در حال مطالعه درباره آیین‌های نوروزی بودم که با قصه حاجی‌فیروز و سیاه مواجه شدم و در مقالات خواندم سیاه نماد سیاوش است که این ماجرا در چهارشنبه‌سوری هم وجود دارد؛ یعنی عبور از میان آتش برای اثبات پاکی خود. با توجه به این‌که سنت‌ها را با ترقه‌بازی خراب کردند، ما می‌توانستیم طنز خوبی خلق کنیم و به همین دلیل تصمیم گرفتیم خود شخصیت سیاه بیاید سیاوش را بازی کند. متأسفانه این برنامه‌ریزی به روزهای جنگ خورد و نشد کار را اجرا کنیم، اما از طرفی هم این قصه خیلی با جنگ اخیر مشابهت داشت و این اتفاقات می‌توانست در بستر نمایش روایت شود.

برای تلفیق عناصر نمایش سنتی ایرانی با شاهنامه چه مراحلی را پشت سر گذاشتید؟
درواقع شاهنامه‌خوانی هم یکی از نمایش‌های سنتی ایرانی است و نقالی براساس آن  شکل‌گرفت؛ یعنی زمانی که هنوز تئاتر به آن معنای رایج نبود، تعزیه و شاهنامه‌خوانی وجود داشت. در گذشته حتی شرایط به‌گونه‌ای بود که بعضی سرمایه‌داران و بازاری‌ها به اندازه‌ای به نمایش علاقه‌مند می‌شدند که پول می‌دادند تا به‌عنوان مثال سیاوش کشته نشود. به همین دلیل تصمیم گرفتم نمایش سنتی سیاه‌بازی و نقالی را با توجه به روایت شاهنامه تلفیق کنم. ایده اولیه ما این بود که شخصیت‌های سیاه و سیاوش با یکدیگر روبه‌رو شوند و سیاه به سیاوش بگوید که من نماد تو هستم و با هم قصه را جلو ببرند، اما با پیشبرد داستان به این نتیجه رسیدم شاید بهتر باشد که شخصیت سیاه همان سیاوش باشد. بنابراین، ما مواجهه سیاه با هریک از شخصیت‌های شاهنامه مثل رستم، کیکاووس و سودابه و فرنگیس را دستمایه قصه اصلی قرار دادیم. 

داستان سودابه، سیاوش و کیکاووس در شاهنامه به‌طور کامل جدی است و این‌که بکوشید از درون این داستان طنزی خلق کنید، هم سخت است و هم ترس لغزش وجود دارد. از لغزش نمایش به جایی که دوست ندارید نمی‌ترسیدید؟
ابتدا خیلی می‌ترسیدم که مبادا با استندآپ‌کمدین خانمی که با شاهنامه شوخی کرده بود، مقایسه شویم، چون داستان سودابه و سیاوش را مردم خیلی دوست دارند. ما خیلی دست‌به‌عصا در نمایش حرکت کردیم تا کوچک‌ترین توهینی به قصه‌های شاهنامه نکنیم.

شما همزمان نویسنده، هم بازیگر و کارگردان بودید. قرار گرفتن در این نقش‌ها چه چالش‌هایی برای شما داشت؟
البته بسیاری معتقدند این کار سخت است، اما به من کمک می‌کند. هرچند گروهی دارم که به اجرای حرفه‌ای نمایش کمک می‌کند، اما وقتی به‌عنوان کارگردان و نویسنده با شناخت کاملی که از متن دارم، بازی هم می‌کنم، نگرانی از این‌که در بخشی از کار خلأ ایجاد شود یا از ریتم بیفتد ندارم و چون داخل صحنه هستم، می‌توانم آن‌ خلأ‌ها را پر کنم. 

طراحی صحنه، موسیقی و حرکت بازیگران و همچنین به‌روز بودن آنچه در نمایش بیان می‌شود به چه نحوی صورت گرفت؟
برای من اهمیت دارد که در چه سالنی نمایش را اجرا می‌کنم و آن سالن چه ظرفیت‌هایی دارد. سنگلج پرده‌های پرتابلی دارد که به نظرم باید از آن استفاده می‌کردیم. به‌طور قطع اگر مکان نمایش متفاوت بود، مثلا تالار وحدت، از سن‌گردان آن استفاده می‌کردم. زمانی که به من گفتند می‌توانی در سنگلج نمایش را اجرا کنی، همین طراحی‌ها را در نمایشنامه هم به کار بردم و سعی کردم از دکور کمتری استفاده کنم. فضای سنتی نمایش ایرانی می‌طلبد که از موسیقی ایرانی استفاده کنیم و انجام این کارها به عهده محمدرضا طاهرزاده و مهدی محتشم بود. ما با هم به این نتیجه رسیدیم که شاهنامه‌خوانی به‌خصوص «به نام خداوند جان و خرد» با آواز همایون اجرا می‌شود و فضای کلی کار بین دستگاه همایون و اصفهان باشد. در پایان نمایش از شیوه پرده‌خوانی برای معرفی بازیگران استفاده می‌کنم. در زمینه طراحی حرکت همواره تلاش کردم کارگردانی یا میزانسن بر خود اثر غالب و همه‌چیز ازجمله حرکت در خدمت کار باشد. من هیچ‌وقت در کارهایم طراح حرکت نمی‌آورم، چون می‌خواهم کل کار و محتوا خوب باشد. نمایش مکبث‌الدوله من نیز با فضای جنگ ۱۲روزه آمیخته شد و در سیاه‌وش هم ممکن است دیالوگ‌هایی بداهه در فضای جنگ اخیر پیش بیاید. در سیاه‌وش هم بحث مذاکراتی که کیکاووس با آن مخالف و سیاوش با آن موافق بود، می‌توانست به فضای امروز پیوند بخورد و به شیرینی در نمایش مطرح شود. انگار تمام این لحظاتی که در نمایش خلق می‌شود، از یک منبع الهام ماورایی است.

مخاطبان امروز چه نسبتی با داستان‌ها و شخصیت‌های الهام‌گرفته از شاهنامه دارند؟
مهم این است که مخاطبان امروز را بشناسیم؛ یعنی بدانیم قرار است به چه چیز بخندد. ما با مخاطبانی مواجهیم که تا چندی پیش سرشان فقط در گوشی موبایل و شبکه‌های اجتماعی بوده و باید ببینیم از چه موضوعی بیشتر استقبال می‌کنند. وقتی این مسائل را مشاهده کنیم، متوجه می‌شویم که مخاطبان امروز چه چیز را می‌خواهند. در گذشته شخصیت سیاه واژگان و کلمات را برای ایجاد فضای طنز از قصد اشتباهی بیان می‌کرد و مخاطبان به آن می‌خندیدند، اما مخاطبان امروز به این نمی‌خندند و آن را در نمایش نیاوردم. برای نوشتن متن نمایشنامه حتی مخاطبانی که گرایش به نمایش موزیکال و تجاری دارند را هم در نظر گرفتم. بنابراین، نباید چندان خود را محدود به اصول سنتی یک اثر کنیم. یک‌سری چیستان در شاهنامه برای سیاوش مطرح می‌شود و متناسب با فضای روز در نمایش تبدیل به طنز شده بود و این موضوع نیز برای مخاطبان جالب به نظر رسید. برای ما مهم بود نوعی از طنز را برای مخاطبان به نمایش بگذاریم که زننده و برخورنده نباشد. 

تمرین و شکل‌گیری گروه بازیگران در سیاه‌وش به چه نحوی بود؟
زمان ما خیلی محدود بود و می‌خواستیم کار را برای روزهای نوروز آماده کنیم، اما به جنگ خوردیم. به همین دلیلمن بیشتر روی متن کار کردم و تمرین‌مان را به‌طور دقیق از فردای آتش‌بس شروع کردیم. البته به‌طور معمول وقتی تمرین بیش از حد ادامه پیدا کند؛ حالت فرسایشی پیدا می‌کند و کار از ریتم می‌افتد؛ به همین دلیل، اگر نمایش به موفقیتی رسیده، به‌دلیل داغ بودن فضا و فرسایشی‌نشدن آن است. 

بازخورد مخاطبانی که تابه‌حال در سالن سنگلج حاضر شدند، چطور بوده است؟
خوشبختانه من سه نمایش در سنگلج اجرا کردم و هرسه ازجمله سیاه‌وش نظرات بسیار خوبی دریافت کرده است. عده‌ای می‌گفتند بعد از مدت‌ها با طنز خوب و درستی در سنگلج مواجه شده‌اند و متأسفانه تبلیغات خوبی برای این نمایش به‌دلیل تعطیلی بسیاری از سالن‌ها و در دسترس نبودن فضای مجازی نداشتیم و فقط دوستان می‌رفتند در سایت تیوال نظرات را می‌خواندند؛ با وجود این، استقبال از نمایش خوب بوده است. این اولین نمایش تولید شده سال ۱۴۰۵ بود و از اول اردیبهشت هم با برگزاری مراسم افتتاحیه روی صحنه رفت. 

فکر می‌کنید اجرای چنین آثاری چقدر در زنده‌نگه‌داشتن ادبیات کلاسیک ایران نقش داشته باشد؟
اگر مخاطبان را خوب بشناسیم و اجرایی متناسب با فضای شیرین موردعلاقه آنها داشته باشیم، تأثیرگذاری‌اش به‌طور قطع بسیار بیشتر خواهد بود. بعضی مخاطبان به ما گفتند شما به ما این انگیزه را دادید که برویم قصه سیاوش را از ابتدا تا انتها بخوانیم.

سیاه، عزای مردم را به جان می‌خرد تا شادشان کند
حامد شیخی، کارگردان در پاسخ به این پرسش که ترکیب واژگانی «سیاه‌وش» در جهان نمایش شما به چه معناست، به جام‌جم می‌گوید: «سیاوش به معنای دارنده اسب سیاه نر است و سیاوش اسب نر سیاهی به نام شبرنگ داشت. در این نمایش به این دلیل که سیاوش همان است که در شاهنامه بود، خود را سیاه‌وش معرفی می‌کند. صورت سیاه، هم نماد اسب سیاوش و هم عزا و غم مردم است که بر صورتش نشسته تا از راه خنداندن مردم بتواند از آن عبور کند. عزا بیشتر نماد کشته‌شدن آدم‌های بالیاقت و بی‌گناهی مانند سیاوش است و سیاه تا زمانی که انتقام سیاوش گرفته می‌شود، شادی را به مردم هدیه می‌دهد.»
newsQrCode
برچسب ها: نقالی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها