
من با شهید لاریجانی از دوران وزارت ارشاد اسلامی آشنا شد و ایشان را دورادور میشناخت اما وقتی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد، شناخت من از نزدیک گسترش یافت. من به عنوان یک مدیر رسانه، در ارتباط با مسائل رسانهای کشور بهدقت پی بردم که اقدامات او در این حوزه بسیار ارزشمند بود. به عنوان مثال، جشنواره مطبوعات که در دوران او برگزار شد، ارتباط مطبوعات با مخاطبان را گسترش میداد و برتری نویسندگان و گزارشگران را تقویت میکرد. اقدامات او در مدت کوتاه وزارت ارشاد، ماندگار و شایسته بودند.
برخی جریانات سیاسی افراد دیگر را به عنوان معمار توسعه رسانه در کشور مطرح میکنند که قابل پذیرش نیست اما آقای لاریجانی واقعا در این زمینه اقدامات تأثیرگذار و شایسته داشت. او همت خود را بر گسترش کمی و کیفی تولیدات رسانهای متمرکز کرد.
پس از مدت نهچندان طولانی، آقای لاریجانی به ریاست رسانهملی منصوب شدند. ایشان به عنوان مدیری توسعهگرا، تحولی بزرگ در ایجاد تنوع تولید رسانهای انجام داد؛ زیرا جامعه ما متنوع است و برای ارتباط با اقشار مختلف باید رسانههای متفاوتی وجود داشته باشد. من در آن دوران، در شورای سیاستگذاری و شورای سیما حضور داشتم و شاهد تلاشهای شایسته ایشان بودم.
با این حال، وقتی جریانهای سیاسی علیه قانون قیام کردند و به دنبال توسعه قدرت از مسیر غیرقانونی بودند، آقای لاریجانی در برابر آنها ایستاد. در خیابانهای تهران شعار میدادند که «سیمای لاریجانی خاموش باید گردد» اما او بدون تردید مردانه ایستاد و نقش موثری در حفظ چارچوبهای قانونی ایفا کرد.
آقای لاریجانی، علاوهبر اینکه مدیری توسعهگرا بود، به دلیل بهروز بودن و مطالعه مداوم، قدرت تأثیرگذاری قابلتوجهی داشت. من تجربه شخصی خود را عرض کنم؛ در دفتر مطالعات خود، بولتنهایی از خلاصه کتابهای مهم داخلی و خارجی تهیه میکردیم و ایشان از مشترکان این سرویس بود و همیشه از آن بهره میبرد. این نشان میدهد که یک مدیر قوی و متفکر چگونه میتواند تأثیرگذار باشد، هم به لحاظ اجرایی و هم فکری.
در اتفاقات اخیر قبل از شهادتش، بهترین برنامههای تلویزیونی در ارتباط با تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران متعلق به ایشان بود. تحلیلهای دقیق او بسیاری از افراد داخل کشور که سیاستهای ایران را مقصر جلوه میدادند، خلع سلاح میکرد. او در برابر جریانهای سیاسی حتی در جبهه اصولگرا، با قدرت ایستاد و عنصر تعیینکننده و شاخص بود.
به عنوان مثال وقتی آقای احمدینژاد نیز در برابر قانون طغیان کرد و به دنبال حفظ قدرت از راههای غیرقانونی بود، آقای لاریجانی راسخ ایستاد و جلوی این اقدامات را گرفت. حتی باوجود حملات و هتاکیهایی که علیه او شد، مثلا در قم به او کفش پرتاب شد اما روی موضع خود ایستاد. او تشخیص میداد که در برابر جریانی قرار گرفته که به دنبال مطامع شخصی است و به همین جهت محکم میایستاد.
در زمان جنگ اخیر، آقای لاریجانی با همه وجود در برابر دشمن ایستاد و میدانست عواقب این ایستادگی چیست اما هرگز تردیدی به دل راه نداد. به نظر من، همین ویژگیها او را شایسته شهادت میکرد.
تفاوت او با بسیاری دیگر این بود که عالم بود اما در عین ملاحظات رایج در میان اندیشمندان را هرگز مانع دفاع از کیان کشور نمیدانست.