در این بین، یک نکته به شکل مشترک در ذهن تمام ایرانیان جاری است و آن تقویت و تحکیم هویت ملی به واسطه مرمت این بناهاست. درعینحال، سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی در واپسین روزهای فروردینماه در نشستی که به مناسبت روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی با حضور استادکاران، مرمتگران و فعالان این حوزه برگزار شد، ضمن اعلام دستور فوری برای آغاز عملیات مرمت، به این نکته اشاره کرد که اگر امروز ایران در جغرافیای جهانی، با عزت و هویت ایستاده است، این جایگاه مرهون خون شهدا و ریشههای عمیق تمدنی این سرزمین است. در همین زمینه با علی دارابی، قائممقام وزیر و معاون میراثفرهنگی به گفتوگو نشستهایم.

با توجه به اینکه میراث فرهنگی از گذشته تا امروز جزء جداناپذیر هویت ملی ما بوده است، شاید بد نباشد در درجه اول، نفس مورد حمله قراردادن این آثار در طول جنگ تحمیلی را به همراه یکدیگر آسیبشناسی کنیم.
در تاریخ پرفرازونشیب تمدنها، میراثفرهنگی همیشه بیش از آنکه صرفا مجموعهای از سنگها، سفالها یا نقاشیها باشد، بازتابی از هویت، حافظه و روح جمعی یک ملت بوده است. اما در اسفند امسال، وقتی آسمان پایتخت در برابر تهاجم هوایی مشترک رژیم صهیونیستی و آمریکا لرزید، این بناهای کهن و موزههای تاریخی بودند که اولین حملات کینه دشمن را به جان خریدند. حملهای که تنها به ویرانی سازهها محدود نشد؛ بلکه تلاشی هدفمند برای جریحهدارکردن عواطف ملی و نابودی سنگرهای دفاع از حافظه جمعی بود. انفجارهای مهیب در حوالی میدان ارگ و کاخ گلستان، چنان با شدت و وسعت رخداد که حتی اقدامات حفاظتی پیشگیرانه هم نتوانستند کاملا از کالبد ظریف این بناها در برابر موجهای مخرب محافظت کنند. البته این حملات تنها به پایتخت محدود نشد؛ بلکه موجی ویرانگر از شهرهای تاریخی و فرهنگی ایران را درنوردید، از بناها و موزههای مشهور اصفهان، کردستان، کرمانشاه تا لرستان و بوشهر و ... . گویی دشمن بهدنبال نابودی همزمان «هویت» این ملت در تمام جغرافیای ایران بود. اگرچه مجموعه میراث جهانی کاخ گلستان و مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد در کانون حملات قرار داشتند، اما استانهای دیگر هم بهشدت تحت تأثیر قرار گرفتند و دشمن توانست برخی اماکن را در استانهای مختلف تخریب کند، اما نتوانست روح این بناها را نابود کند. طبعا با ارائه گزارشهایی از روند ارزیابی خسارت و بازسازی ابنیه تخریبشده تلاش شده است تا فریاد تاریخی این آثار زخمی را به گوش جهانیان رساند و در ترازوی حقوق بینالملل، جنایت فرهنگی دشمن را محکوم کرد.
برخی از مرمتگران آثار تاریخی بر این باورند که حفاظت از میراثفرهنگی صرفنظر از آنکه بهعهده کشور مبدا است، میتواند متکی به اصول و قواعد ذکرشده در کنوانسیونهای بینالمللی هم باشد. به بیان سادهتر، نهادهای برونمرزی با اقدامات بشردوستانه میتوانند در بازسازی این بناها ما را یاری کنند.
بهطور قطع همینطور است، حفاظت از میراث فرهنگی در طول درگیریهای مسلحانه، نه یک ترجیح اخلاقی، بلکه یک تعهد قانونی الزامآور در چارچوب حقوق بینالملل است. این تعهدات چندان که اشاره کردید ریشه در کنوانسیونهای بینالمللی دارند که پس از تجربیات تلخ جنگها شکلگرفتهاند؛ بااینحال، در این مورد، این قوانین بهطور سیستماتیک و از پیش برنامهریزیشده توسط ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی نقض شدهاند. نکته حائز اهمیت اینکه این اقدامات نه تصادفی و نه خسارت جانبی بودهاند؛ بلکه گزینشی، هدفمند و مبتنی بر استراتژی نابودی هویت فرهنگی بهشمار میروند. براساس مفاد کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه برای حمایت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه، بهویژه مواد ۴ و ۱۹، حفاظت از اموال فرهنگی،حتی درشرایط مخاصمات داخلی الزامی است.همچنین کنوانسیون۱۹۷۲حفاظت از میراثفرهنگی و طبیعی جهان، بهویژه ماده ۶، احترام به میراث جهانی را برای کشورهای عضو الزامآور میداند، بهخصوص اینکه قطعنامه ۲۳۴۷ شورای امنیت سازمان ملل متحد (۲۰۱۷) هم تخریب میراثفرهنگی را اقدامی مجرمانه و محکوم اعلام کرده است. مطابق این احکام، تمامی حملات نظامی به اماکن فرهنگی و تاریخی ایران نقض آشکار تعهدات بینالمللی و مصداق بارز جنایت علیه میراث بشریت بهشمار میرود. کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ صراحت دارد که موزهها، بناهای تاریخی و مراکز فرهنگی نباید هدف قرار بگیرند، حتی اگرجنگ تمامعیار باشد؛ این یک خط قرمز است.وقتی دشمن به کاخ گلستان حمله میکند، نمیتواند بگوید «هدف نظامی بود». این بناها هیچ کارخانه تسلیحاتی، پادگان، مرکز فرماندهی و هیچ هدف نظامی نبودهاند.امادشمن نهتنها ازاین خطقرمز عبور کرد،بلکهعمدا آن راردکرد،چون درروانشناسی جنگمدرن، هدفگیری آثار فرهنگیتاریخی یک پیام دارد و آن هم این است: هویت شما را مهم نمیشماریم و میخواهیم آن را از بین ببریم!
از دید شما مهمترین پیامد فرهنگی روانی خسارت به میراث فرهنگی چه میتواند باشد؟
آنچه مسلم است اینکه چنین اقداماتی تبعات ناخوشایندی به ضرر هویت و فرهنگ کشورها دارد. از این جمله میتوان به پاککردن هویت ملی از طریق ویرانی نشانههای هویتی، ایجاد شوک فرهنگی برای تضعیف مقاومت در برابر تهاجم و خسارت معنوی به میراث ناملموس جوامع بهعنوان رکن اصلی تابآوری اجتماعی و فرهنگی اشاره کرد. هرچند این اقدام در طول جنگ تحمیلی فقط متوجه کشور ما نبوده، بلکه در سالهای گذشته، نمونه این استراتژی در جنگهای یوگسلاوی، عراق و افغانستان هم تکرار شده است.
درحالحاضر آمار مشخصی نسبت به وضعیت خسارت وارده به بناهای تاریخی و موزههای کشور در دست دارید؟
براساس بررسیهای دقیق و جامعی که در این ارتباط صورت گرفته، در جریان حملات ناشی از جنگ تحمیلی سوم، ۱۴۹ اثر و موزه، ۴۰ اثر متعلق به وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، ۹۲ اثر متعلق به سایر نهادها و ۱۷ اثر بخش خصوصی تخریب شدهاند یا آسیب دیدهاند که ۵ اثر ثبت جهانی، ۵۴ موزه و ۷ بافت شهری را شامل میشود. البته ناگفته نماند که از ۱۴۹ اثر، تاکنون ۹۹ اثر مورد ارزیابی قرارگرفتهاند. علاوهبراین، تعدادی از آثار خسارتدیده هم در ۲۰ استان کشور شناسایی شدهاند.
در گفتوگوهایی که در این روزها با برخی از دستاندرکاران موزههای آسیبدیده داشتهام، به این مسأله اشاره شده که درباره اغلب این بناها از مدتها پیش عملیات حفاظت صورت گرفته بود. این اقدامات چقدر توانسته از حجم خسارتهای وسیع نسبت به این آثار جلوگیری کند؟
پیش از شروع جنگ و براساس یک ابلاغ سراسری مشتمل بر سه دستورالعمل و چارچوب اقدامی در این زمینه، تلاشهای خوبی صورت گرفته بود. نمونه این اقدامات، حفاظت اضطراری در برابر تهدیدات، ارتقای تابآوری در مواجهه با تعارضات اجتماعی، انتقال اشیا و اموال به مخازن، حفاظت برجای آثار غیرقابل انتقال موزهای و تعطیلی بازدید عمومی از موزهها و اماکن تاریخی بوده است. صدور ۱۷ اعلامیه برای ارتقای حفاطت از بناها و موزهها، نصب نشان سپر آبی روی آثار و موزهها، دستورالعمل تشکیل واحد کنش سریع پس از بحران، پایش و اعلام وضعیت مستمر آثار و موزههای آسیبدیده و ارزیابی خسارت به آثار تاریخی و موزهها هم در ردیف این اقدامات بهشمار میروند. از سوی دیگر، ما در این مدت که با آسیب وسیع نسبت به برخی از ابنیه تاریخی مانند کاخ گلستان مواجه بودهایم، پنج مکاتبه با یونسکو در ارتباط با آثار ثبت جهانی و آثار ملی آسیبدیده انجام دادهایم.
واکنش نهادهای بینالمللی نسبت به بروز چنین اتفاقی چه بوده است؟
نهادهای بینالمللی مانند یونسکو، ایکوم، ایکوموس، کمیته سپر آبی و ... از زمان آغاز جنگ در جریان اخبار ناخوشایند آسیب به ابنیه تاریخی قرار گرفتهاند و تا امروز با صدور بیانیههایی، نگرانی خود را نسبت به این مسأله اعلام کردهاند. همچنین، اخیرا جلساتی میان سفیر ایران در یونسکو با معاون فرهنگی یونسکو و رئیس مرکزمیراث جهانی برگزار شده است. یونسکو تاکید کرده که با تشکیل جلسه اضطراری کمیته پروتکل دوم لاهه، بررسی و اعمال حفاظت آثار شاخص و برجسته، اعلام چارچوب کمکهای مالی و ...ایران را در مسیر مرمت این بناهای پرقدمت یاری خواهد کرد. امیدواریم تمام مواردی که متشکل از مشارکت نهادهای بینالمللی در این زمینه است در بازه زمانی مناسبی محقق شده و بهزودی شاهد مرمت موزهها و ابنیه تاریخی آسیبدیده در سراسر کشور عزیزمان باشیم.