بلکه برعکس حضور مداوم و ممتد میلیونی معجزهآسای مردم در صحنه که درعینحال در همه احوال تابع نظر امامشان بوده و نظرات مسئولان را هم در همین راستا تحلیل میکنند، موجب بههمریختن محاسبات و آشفتگی طرف مقابل شده است. البته پیشگامی این ملت مومن در صحنه و همسویی مدیران جامعه با مردم در حفظ اتحاد و انسجام کشور بیشک ثمره ولایتپذیری و درک عمیق از این حقیقت بوده که نظر و بیان ولیفقیه برای فصلالخطاب و چراغ واقعی هدایت است. در این میان برخی نخبگان با گرایشهای مختلف همچنان در حال اظهار نظرهایی درباره سرنوشت جنگ و مذاکره هستند. درواقع، این دسته از نخبگان دانشگاهی یا سیاسی از طیفهای مختلف متاثر از پدیده اسارت در محیط زبان تخصصی در محیطهای آکادمیک و نهادهای علمی که بر محاسبات ظاهری استوار است و طبیعتا گزاره «ملکوت آسمانها و زمین در دست خداوند متعال است» در آن جایی ندارد، بهرغم خیرخواهیهایشان، فضای گفتمانیای را ترسیم و ترویج کردهاند که ازجمله عوامل چالشزا برای جهش تمدنی مطلوب گفتمان انقلاب اسلامی بوده است.
یکی از دلایل پیشگامی مردم در دفاع از انقلاب و حضور هدایتگر آنها در خیابان بدون هیچ نوع هماهنگی یا توصیه از سوی نخبگان به این دلیل است که گفتمان ظاهرمحوری که به نام گفتمان علمی ترویج و تبلیغ شده، کمتر ذهن و زبان آنها را آلوده کرده است. همین آزادگی از قید و بندهای ذهنی ناشی از گفتمان ظاهرگرا سرعت تحول مردم را در گام نخست مواجهه نظامی با آمریکا چنان بالا برده که آنها شایسته دریافت نشان امت مبعوث از امام خود شدهاند. با روشنشدن ناکارآمدی آن گفتمان ظاهرمحور، نخبگان و خواص خیرخواه ما، اگر میخواهند در نظام بینالملل حرف و جایگاهی داشته باشند، ضرورتا چارهای جز این ندارند که پشت سر مردم حرکت کنند و بهجای تحمیل تحلیلها و دیدگاههایی که بر مبنای محاسبات ظاهری درباره روابط قدرت فیزیکی شکل گرفته است، تلاش کنند تا دیدگاه و خواست این مردم را به زبان برخاسته از انقلاب و تمدن اسلامی ترجمه نمایند، چراکه اکنون دنیا تشنه شنیدن راز تسلیمناپذیری مردمی است که بر مبنای همه محاسبات ظاهری باید در برابر چنین هجمهای شکست خورده باشند و تسلیم شده باشند اما اکنون در حال تغییر دادن معادلات جهان هستند.