تنگه هرمز اهرم تغییر معادلات جهانی

جنگ ۴۰ روزه با اهدافی از سوی متجاوزان آغاز شد، اما در نهایت تقریبا هیچ‌یک از این اهداف محقق نشد. آنچه در این میان اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد، تغییر نگاه به تنگه هرمز در معادلات بین‌المللی بود آبراهی که پیش از این، به‌عنوان یک مسیر بین‌المللی با امکان عبور ترانزیتی و عبور بی‌ضرر برای همه کشور‌ها شناخته می‌شد و ایران و عمان نیز محدودیتی در آن اعمال نمی‌کردند.
جنگ ۴۰ روزه با اهدافی از سوی متجاوزان آغاز شد، اما در نهایت تقریبا هیچ‌یک از این اهداف محقق نشد. آنچه در این میان اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد، تغییر نگاه به تنگه هرمز در معادلات بین‌المللی بود آبراهی که پیش از این، به‌عنوان یک مسیر بین‌المللی با امکان عبور ترانزیتی و عبور بی‌ضرر برای همه کشور‌ها شناخته می‌شد و ایران و عمان نیز محدودیتی در آن اعمال نمی‌کردند.
کد خبر: ۱۵۴۸۹۶۸
نویسنده دکتر غلامرضا کریمی - استاد دانشگاه خوارزمی

با وقوع این جنگ، تنگه هرمز وارد مرحله‌ای جدید از حیث جایگاه ژئوپلیتیکی شد. این آبراه به‌عنوان یک اهرم استراتژیک در اختیار ایران تعریف شد اهرمی که در برابر سیاست‌های تهاجمی آمریکا، نقش یک برگ برنده را ایفا کرد و توانست فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد. تلاش کشور‌های حوزه خلیج‌فارس، آمریکا و برخی بازیگران فرامنطقه‌ای برای بازگشایی کامل تنگه، عملا به نتیجه نرسید و این مسأله، نمودی از قدرت ژئوپلیتیک ایران را به نمایش گذاشت. 

در این میان، نکته قابل توجه، انزوای آمریکا در این بحران بود. در حالی که این کشور با شبکه‌ای گسترده از متحدان در قالب ناتو و روابط دوجانبه با ده‌ها کشور برخوردار است، هیچ‌یک از این بازیگران حاضر نشدند در قالب یک ائتلاف نظامی برای باز کردن تنگه هرمز وارد عمل شوند. این وضعیت، شرایطی خاص برای دولت دونالد ترامپ ایجاد کرد به‌گونه‌ای که با وجود اجرای نمایش‌های سیاسی و نظامی متعدد، نتوانست واقعیت تسلط ایران بر این گذرگاه راهبردی را تغییر دهد. 

افزایش قیمت نفت و حامل‌های انرژی در بازار‌های جهانی، به‌خوبی نشان داد که تنگه هرمز به یک عامل تعیین‌کننده در اقتصاد سیاسی بین‌الملل تبدیل شده است. ایران نیز در پرتو این جنگ، به ظرفیتی دست یافت که پیش از آن عملا مورد استفاده قرار نگرفته بود. از منظر تحلیلگران، اقدام آمریکا در آغاز این جنگ، یک خطای استراتژیک محسوب می‌شود که به تقویت موقعیت ایران در تنگه هرمز انجامید. 

در نهایت، ناتوانی در ایجاد ائتلاف بین‌المللی و تداوم فشار‌های اقتصادی، آمریکا را به سمت پذیرش مسیر مذاکره سوق داد. آتش‌بس شکل‌گرفته نیز در چارچوب مجموعه‌ای از شروط متقابل میان دو طرف تعریف شد. در این میان، ایران بر گسترش آتش‌بس به لبنان نیز تأکید کرد و این مسأله، به اعمال فشار بر رژیم‌صهیونیستی برای پذیرش آن انجامید. 

پس از این تحولات، اعلام آمادگی ایران برای بازگشایی تنگه هرمز، بلافاصله با کاهش قابل توجه قیمت انرژی در بازار‌های جهانی همراه شد کاهشی که در حدود ۱۵ دلار برآورد شد و نشان داد این اهرم تا چه اندازه می‌تواند بر اقتصاد جهانی اثرگذار باشد. در مقابل، تداوم محاصره دریایی از سوی آمریکا، به افزایش فشار ایران در این گذرگاه انجامید و به‌تبع آن، بار دیگر قیمت انرژی روندی صعودی پیدا کرد. با توجه به عبور حدود ۲۰ درصد انرژی جهان از این مسیر، اهمیت این اهرم بیش از پیش نمایان شده است. 

البته اهمیت این گذرگاه بیش از آن‌که اقتصادی به معنای درآمدی باشد، به جایگاه ژئواستراتژیک ایران بازمی‌گردد؛ جایگاهی که به این کشور امکان می‌دهد بر بخشی از اقتصاد بین‌الملل اثرگذار باشد. می‌توان ظرفیت‌های ایجادشده در پی این جنگ، در جهت رفع تحریم‌ها و بهبود شرایط اقتصادی کشور بهره برد. در صورت تحقق چنین روندی، این تحولات می‌تواند علاوه بر ارتقای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران، زمینه‌ساز بهبود رفاه اقتصادی در داخل کشور نیز شود. 

در مجموع، جنگ ۴۰ روزه نه‌تنها به اهداف اولیه متجاوزان نرسید، بلکه معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را نیز دستخوش تغییر کرد و تنگه هرمز را به یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت ایران در سطح منطقه‌ای و جهانی تبدیل ساخت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها