رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به ماهیت دشمن و تجربه مذاکرات گذشته، نسبت به هرگونه پایبندی او به تعهدات تردید دارند. از اینرو، تأکید بر آن است که فریادهای مردم همچنان در صحنه و خیابانها طنینانداز باشد و این فریادها در عین حال، در روند مذاکرات نیز اثرگذار واقع شود. به بیان دیگر، حتی در صورت انجام مذاکره، این حضور و مطالبهگری مردمی باید بهعنوان پشتوانهای برای تیم مذاکرهکننده عمل کند.فریاد این روزهای مردم در تجمعات خیابانی، مطالبه انتقام است؛ انتقام از قاتلان امام شهید انقلاب اسلامی، انتقام از قاتلان شهید سلیمانی و دیگر فرماندهان نظامی، و نیز انتقام خون شهدای مدرسه میناب و سایر شهدایی که در این جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسیدهاند. از این منظر، طبیعی است که حضور مردم، نهتنها کاهش نیافته بلکه مسئولیتی سنگینتر از گذشته ادامه دارد.تأکید بر سنگینتر شدن وظیفه و مسئولیت مردم، نشاندهنده آن است کشور هنوز در مسیر یک پیروزی قطعی که امنیت را بهطور کامل تضمین کند و امکان انتقامگیری را بهسهولت فراهم آورد، قرار نگرفته بلکه شرایط بهگونهای است که استمرار حضور در صحنه و تداوم تجمعات، برای تحقق اهدافی همچون انتقام و جبران خسارات و نیز عقبنشینی کامل آمریکا از منطقه، ضرورتی اجتنابناپذیر بهشمار میآید.
در بخش دیگری از پیام رهبر انقلاب، مسأله شمول آتشبس بر همه جبههها مطرح میشود. همانگونه که در بیانات رهبری نیز مورد اشاره قرار گرفته، جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی ایران، یک جبهه واحد و تفکیکناپذیر هستند. بنابراین، اگر قرار بر عدم تبادل آتش در صحنه نظامی باشد، این باید بهصورت همزمان در تمامی جبهههای مقاومت و در داخل ایران برقرار شود و نمیتوان میان آنها تفکیک قائل شد.
تجربه نشان داده هرگاه چنین تفکیکی صورت گرفته و آتشبس صرفا به ایران محدود شده، جبهه مقاومت نیز ضربات سنگینی را تحمل کرده؛ چنانکه در نمونهای، شهادت سید حسن نصرالله در چنین شرایطی قابل تحلیل است. از اینرو، هرگونه سکوت یا آتشبس باید شامل همه جبههها، از جمله لبنان و ایران باشد.
در غیر این صورت، مذاکره مفهومی جز استمرار فریبکاری طرف مقابل برای تضعیف بازوی انقلاب اسلامی، یعنی جبهه مقاومت لبنان، نخواهد داشت.