از تنگه احد تا تنگه خیابان‌ها

مسأله تنگه احد یکی از مسائل دردناک در تاریخ اسلام و انسان است. در جنگ احد پیامبر سی نفر تیرانداز را مامور نگهبانی از یک تنگه کرد و فرمود: «ما چه پیروز شویم و چه شکست بخوریم این تنگه را رها نکنید و از آن نگهبانی کنید!».
کد خبر: ۱۵۴۷۹۰۹
نویسنده دکتر محمدحسن زورق، نویسنده و پژوهشگر

این فرمان برای آن بود که سربازان اسلام از پشت سر مورد حمله قرار نگیرند. دشمن نمایش هزیمت از خود نشان داد و مقداری غنیمت از خود در میدان بر جای نهاد.

سپاهیان به هوای هزیمت دشمن و پایان جنگ مشغول جمع آوری شتابناک غنایم شدند. ۲۸ نفر از ماموران حراست از تنگه به هوای شرکت در جمع آوری غنائم تنگه را رها کردند و بسوی غنائم سرازیر شدند خالدبن ولید فرمانده سواره نظام دشمن از پشت سر به دو نفر باقی مانده در تنگه احد حمله کرد و آنها را بشهادت رسانید و از پشت سر به سپاه اسلام حمله ور شد و شد آنچه که شد. امروز نیز در شرایط مشابهی قرار داریم.

اصل نقشه دشمن این بود که از بیرون حمله کند و مسئولین کشور را مشغول جنگ خارجی کند تا عوامل مزدورش از داخل حمله کنند و با حمله به مراکز نظامی و انتظامی و خدماتی کمر نظام سیاسی بر آمده از اراده آزاد مردم را بشکنند و آنگاه با عناوین قومی به جان هم افتند و کشور را فطعه قطعه کنند و از پای در آورند و غرب را مجددا بر سرنوشت و جان و مال و ناموس مردم حاکم کنند در حالیکه دیگر قدرت استقامت در مردم باقی نمانده باشد.

 با توجه به این خطر و در این شرایط بود که مسئولین با هوشیاری از مردم درخواست کردند که حراست از تنگه خیابان‌ها را بر عهده بگیرند و مردم با موقعیت شناسی پاسخ دادند که: «خیابان با ما و میدان با شما». اینک جنگ خارجی وارد دومین ماه خود شده است. دشمن مانند جنگ احد در رویاروئی مستقیم و در مرحله نخست شکست خورده ولی مثل مار زخم خورده مترصد است تا شکست خارجی را با آشوب داخلی جبران کند و کمر استقامت مردم را بشکند و نقشه خود را اجرا کند. بنظر می‌رسد در این لحظه تاریخی باید هوشیاری بیشتری از خود نشان دهیم.

اولین خطری که تنگه خیابان را تهدید می‌کند تصور «پیروزی زودهنگام» است. این تصور ممکن است موجب سهل انگاری و قصور از حضور در تنگه خیابان شود و عوامل داخلی دشمن را برای اجرای نقشه‌های شوم خود جسور کند. دومین خطر، خطر تغییر فضای خیابان‌ها از فضای حماسه به فضای سوک است. ممکن است برخی به اشتباه و یا به عمد تحت عناوین موجه نظیر برگزاری مراسم دعا و عزاداری کم کم فضای حماسه و شور دفاع از کشور را به فضای سوکواری شهدا تبدیل کنند تا از تاثیر حماسی این اجتماعات و نقش آنها در ایجاد آمادگی روانی لازم برای دفاع از کشور و انقلاب بکاهند.

 سوم خطر، خطر غلبه ملی گرائی بر اسلام گرائی است. اگرچه مسئله دفاع از ملت و کشور یک وظیفه شرعی است ولی باید توجه داشته باشیم که این اسلام بود که ما را بصورت یک ملت متحد در آورد نه هیچ عامل دیگری. اگر اسطوره‌های افسانه‌ای می‌توانستند به کسی کمک کنند به خسرو پرویز کمک می‌کردند تا در تبریز و نهاوند دچار شکست از رومیان و مسلمانان نشود. ما همان مردمی هستیم که هرگاه از اسلام جدا شدیم شکست خوردیم و هر گاه به پرچم الله و قرآن مجید و ولایت اهل بیت پناه بردیم. پیروز شدیم. بیاد بیاوریم شکست‌های خود را در جنگ‌های متعدد از مغولان، روس‌ها و غربیان و.. اگر آن شکست‌های متوالی و خفت بار نبود الآن سمرقند و بخارا و آستانه و قندهار و بحرین و. از سرزمین ما جدا نشده بود ولی وقتی به اسلام پناه بردیم و دل به امامت و ولایت سپردیم حتی بر ارتش تا بن دندان مسلح آمریکا نیز پیروز شدیم.

 چهارمین خطر، خطر کاهش سطح ادبیات از سطح ادبیات انقلابی به سمت ادبیات ضعیف و میان تهی و سست است. گاهی اصطلاحاتی می‌شنویم که انسان را دچار تامل می‌کند. اصطلاحاتی نظیر «شیعه خانه» و یا اصطلاح «رضاشاه» که بعضی در باره امام هشتم بکار می‌برند.

 به‌نظر می‌رسد شاعران و ادیبان و مداحان فاضلی نظیر دکتر علیرضا قزوه و دکتر سعید حدادیان و یا حاج مهدی رسولی باید نظارتی بر اشعاری که در این مراسم استفاده می‌شود یا سرودهائی که از رسانه پخش می‌شوند، داشته باشند. پنجمین خطر، خطر غلبه حمیت جاهلی بر درایت اسلامی است.

باید توجه داشته باشیم که کاخ گلستان قاجار و کاخ نیاوران محمدرضا نبود که این ملت را به حرکت در آورد ولی مردمی بودن حسینیه امام خمینی و سادگی حسینیه جماران بود که بارهبری امامین انقلاب نه تنها ایران که جهان را به تکاپو واداشت. بنا نیست که ما امپریالیزم آمریکا را شکست دهیم تا یک امپریالیزم دیگر را جانشین آن کنیم.

انتساب به پادشاهان ستمگر چه تعلق به عصر حجر داشته باشند و چه متعلق به عصر قمر باشند ننگ آفرین است و انتساب به مردان خدا چه اهل کلده باشند مانند ابراهیم (ع) و چه متعلق به حجاز باشند مانند حضرت رسول (ص) افتخار است.

تو اگر مرد میدان جهاد و سیر الی الله هستی از مردان خدا بگو نه از کشورگشایان ستمگر و بیدادگری که خیال می‌کنی روزی براین آب و خاک فرمان رانده‌اند و گردن زده‌اند و کشورگشائی کرده‌اند. بالاخره ششمین و آخرین خطری که به نظر می‌رسد خطر خستگی است. تا دشمن پشت دیوار خانه ما کمین کرده است نباید چشم بر هم نهاد و آسوده بود. تهدیدی که متوجه ماست خطر وجودی است. این خطر می‌تواند ما را برای یک هزاره دیگر در کام دهشت و رنج فرو برد. باید بیدار و هشیار و آماه برای کار بود.

newsQrCode
برچسب ها: تنگه
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها