گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

اینها اوانجلیستهایی هستند که خود را در خدمت نژادپرستان صهیونیست میدانند و به آن افتخار میکنند. در عین حال دلالهایی هستند که با فساد عمیق اخلاقی و اقتصادی رشد کردهاند تا در ساختار سیاسی حاکم و سایه در آمریکا برای خود جایگاهی ثبت کنند.
به همین دلیل شعار دروغین «آمریکا اول» بهسادگی و بهسرعت تبدیل به سیاست «اسرائیل اول» شد. رژیم صهیونی که خود را پدیدهای فوققانون و فوقبشری تصویر میکند، از نسل استعمارگران انگلیسی است که لباس یهودیت را به عاریه گرفته تا امکان بهرهمندی از نقاب فریبکاری جهانی را در اختیار داشته باشد. استراتژی این رژیم و تبهکاران مجرم و شناسنامهدار در دادگاه لاهه، سیطره بر جهان و منطقه است، که مانع اصلی رویاهای خودساخته را در هر مخالفت و مقاومت و استقلالگرایی میدانند و با چتر قدرتهای اقتصادی و بزرگ جهان دست به هر کاری میزنند و همه چیز را برای همهکس خارج از باند خود مجاز میدانند.
رویکرد راهبردی آنها این است که باید با سیطره بر غرب آسیا، مقدمه سیطره جهانی برای صهیونیسم را فراهم کنند و در این مسیر، نابودی ایران و نه همزیستی و اطاعت، را در استراتژی «هزار خنجر» بر علیه ایران و مقاومت منطقهای دنبال میکنند. با همه حسننیتها و خوشباوریهایی که برخی نظام قدرت در جهان را رمانتیک تصور و تصویر میکنند تا امیرکبیر مصنوعی جلوه کنند و هنوز هم «نسخه مذاکراتی و صلحسازی!» در فارن افرز میپیچند و از فریب بزرگ برجام درس نگرفتهاند، ترامپ در بین مذاکره و حتی پیشنهادات سازنده و تقریبا نهایی، به ایران حمله کرد. این را باید در تلآویو جستوجو کرد که توافق آمریکا با ایران را معادل «تسلیم و بلعیده شدن» ایران نمیدانند و به همین دلیل، باند حاکم بر کاخسفید با رویا پردازیهایی که رئیس موساد از مسیر وزیر جنگ دلقک آمریکا، آقای هگست به پیش برد، براندازی و تجزیه و بلعیده شدن ایران را در دستور ترامپ قرار داد.
این طرح دارای دو بخش نظامی و شورشسازی تروریستی بود که در خرداد و دیماه ۱۴۰۴ دنبال شد و شکست خورد ولی بازهم موساد و نتانیاهو، بر ضرورت استمرار و تکرار جنگ با ایران اصرار کردند که جنگ تحمیلی سوم در اسفند آغاز شد. محتوای طرح اسرائیلی این بود که طی چند روز همه چیز تمام است و ایران نابود خواهد شد و لذا پلن B برای جنگ را در نظر نگرفتند که این همان باتلاقی است که اکنون ترامپ و باند فاسد و جنایتکار او در آن گرفتار شدهاند. ایران خسارتهای زیادی از این شرارت صهیونی ــ آمریکایی دیده و تاریخ این شرارت برخلاف ایدهپردازی امیرکبیر قلابی ایران، ۴۷ ساله نیست و به تاریخ انگلیس گره خورده است. رهبری شهید و فرماندهان و مقامات و دانشمندان و شهروندان عادی تا کودکان مدرسه میناب، یک تاریخ طولانی از جرائم و جنایتهایی است که در کنار غارت و چپاول ایران در کارنامه آنها ثبت شده است.
ترامپ و باند تبهکار وی هم در اخلاق و هم در استراتژی جنگی و هم تاکتیکهای عملیاتی در طی یک ماه و اندی شکست رسواکنندهای خوردند و حداقل در دو هفته اخیر دنبال طرح آبرومندانه و البته پیروزی توهمی از این جنگ هستند. همانطور که از دو هفته قبل واسطهها را برای پایان جنگ تحت عنوان ضرورت پایان خشونت و بحران در اقتصاد جهانی و ناامنی منطقهای راهاندازی کردند، بلافاصله، تجربهشدگان برجام، هم فعال شده و با فریبکاری دلسوزانه برای مردم و خسارتهای مادی به میدان آمدهاند تا کارزار فعلی به فرصتی برای نفسگیری آمریکا و رژیم صهیونی و تکرار جنگ در چند ماه بعد تبدیل شود.
همانند جنگ امیرالمونین و معاویه که نادانها، به قرآنهای سر نیزه رفته اعتماد کردند و جنگ پیروز را به شکست و فرصتدادن به معاویه تبدیل کردند. گاه این انتخابها و رخدادها، مسیر تاریخ را تغییر میدهد. ما در شرایطی قرار داریم که میتواند به پروژه جنگ ــ مذاکره ــ جنگ و تکرار این حلقه منتهی شود که کارگزار آن، فریبکاران داخلی هستند و میتواند به یک پیروزی شگرف که معادلات منطقهای و جهانی را تغییر داد، پایان یابد. البته روشن است که خسارت تکرار حلقه جنگ ــ مذاکره ــ جنگ بسیار عظیمتر از تکمیل روند شکست آمریکا در این مرحله است. ترامپ و رژیم صهیونی نهتنها در جنگ و استراتژی شکست خورده و دهها برابر خسارت بیشتر از ایران دیدهاند، بلکه با شکسته شدن هیمنه و اقتدار آمریکا و رژیم، اعتبار و جایگاه خود را نیز در این قمار رویاپردازانه از دست دادهاند و نیازمند یک خروج فوری و آبرومندانه هستند و عربدههای پایانی و خط و نشانهای او برای این است که سر میز مذاکره با دستورالعمل او بنشینیم.
از ابتدای این جنگ تشدید و تصعید جنگ و گسترش آن با راهبرد عملیاتی «تصعید برتر» و بازدارنده بهخوبی مدیریت شده و جواب داده است. تهدیدهای وعدهدادهشده ترامپ در این راهبرد عملیاتی همانند عقبنشینیهای فراوان او در این یک ماه، در دسترس است و پل نیمهکاره کرج و یا حمله به پارس جنوبی و پاسخ ایران نمونههای روشن این استراتژی موفق است. پرونده هستهای و مدل برجامی پایان یافته و در دستورکار نیست و با خروج از NPT نمایشهای هدفمند گروسی هم پایان مییابد. تنگه هرمز با حاکمیت همهجانبه ایران، کارت بازی جنگ و صلح ایران خواهد بود و تابآوری شرکای جنگ علیه ایران به پایان رسیده و با هر ماجراجویی جدید، سرمایههای عظیم آمریکا در خلیج فارس و در درون رژیم صهیونی به همراه گسترش تنگه هرمز به تنگه بابالمندب و ... با «معادله بازدارنده تصعید برتر» روی میز است.
حاصل این راهبرد و اندیشه، بازگرداندن حقوق و عظمت ایران و جایگاه مطلق منطقهای و موقعیت جدید بینالمللی است. پالسهایی که از شورای همکاری عربهای خلیج فارس میرسد، یکی از این گزارههاست که بهرغم خباثت ۴۷ ساله علیه ایران، آماده کرنش و پذیرش معادله طلایی قدرت ایران هستند و آمریکا و غرب نیز بهجای نسخههای مشکوک مذاکره در بین راه جنگ، مجبورند تحریمهای ایران را لغو واقعی و کامل نمایند تا از آبهای خلیج فارس و تنگه هرمز و بابالمندب بتوانند بهرهمند شوند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد