حیوانی  ناطق در کاخ سفید ؟

می گویند ، ترامپ انسان نیست . دزست می گویند . می گویند حیوانی ناطق است که استثنائاً  ساکن کاخ سفید شده است  .
کد خبر: ۱۵۴۶۹۱۵
نویسنده احمد میراحسان

 گویی اشتباهی رخ داده و او اتفاقی و تصادفاً به کاخ سفید راه یافته است. درست نمی گویند . نا از نظر فلسفه ارسطویی که انسان راوحیوانی ناطق یعنی موجود زنده توان به سخن گفتن می دانست و نه در فهمی عامیانه که مقصود از حیوان موجود درنده غیر انسان است.
حقیقت آن است که حیوانات هم به زبان خود سخن می گویند . و حقیقت آن است که افراد دیگر ساکن کاخ سفید فقط در فریبکاری و روش های صوری با ترامپ فرق داشته و تفاوت‌ماهوی نداشته اند و در اشکال گوناگون آدمکشی علنی و خاموش و نهان روشانه فرق هایی وجود داشته که هرگز ماهوی نبوده است . نیکسون و ریگان و بوش و اوباما و کلینتون و....واقعا در کار وحشیگری و سلطه گری و غارت منابع ملل پیرامونی و انواع و اقسام ظلم و تجاوز و آدمکشی چه فرقی با ترامپ داشته اند و اکنون هم کل نظام سرمایه سالاری ظالمانه و جهانگیر آمریکا پشت پرده منافعش حکم کرده یک کاراکتر دیوانه ماکیاولی را بر تخت بنشاند و برای پیشبرد برنامه های تبهکارانه شان ، در نقش دیوانه   هر کاری که لازم است بکند تا لویاتان و هیولای دولت سیری ناپذیر و نفتخوار و حرامکار و متجاوزی  را با غارت بی قانون و بی قاعده نجات دهد که دچار بحران فروپاشیدگی شده است .  در این صورت ترامپ مثل هر رئیی جمهوری خدمتگرار خوایت سرمایه سالاری جهانی تحت رهبری یهودیت فرعونی و صهیونی است و نباید مردم را فریب داد . هربار در یک دوره  حزبی که نقشش نان شیرینی مذاکره و‌تسلیم دوستانه است بروی کار می آید و بزبان خودش شمارا دعوت به خبانت به مردم و استقلال و هویت و انسانیت و کرامت و دادگری  و آزادگی تان میکند تا نوکر قدرت شیطان بزرگ شوید . و وقتی نوبت وحشیگری نظامی و علنی می رسد ، حزب و شخصیت های مشهور به تندروی رغب آور و خشونت و خونریزی وحشیانه سرکار می آورند تا کارشان را پیش ببرد . و در ایندبازی دموکراسی آمریکایی مدام مردم  بیخبر و روشنفکران تراریخته و غرب پرست دست درکار فریب می شوند تا با گرویدن به آمریکایی تروتمیز و استاد دانشگاه و خوش تیب و مودب و جنتلمن ، نوکری بی درد سر و دوستانه پیشه کنند و وانمود سازند مقاومت لازم نیست و تنها راه نوکری ادم خوبه های کاخ سفید و تسلیم به آنهاست تا حیوانهای درنده سر کار نیایند . و کسی از آنان نمی پرسد اگر قرار است نوکر شوی جه فرق می کند کدام عضو خانواده برده دار ارباب توباشد . در حالی که ترامپ هم برگزیده یک پدر خوانده پشت پرده است !!!!
پدر خوانده نگاه می کند تا ببیند در این مقطع کدام شخصیت مناسب کاخ سفید و اجرای طرح های مرحله ای است ، بوش؟ اوباما؟  ترامپ؟ و اگر رئیس جمهور حزبی هم از از چارچوب نیاز پدر خوانده تخطی کرد ، ترور و حذف و واترگیتش سرجاست و بسرعت قدرت اصلی ،  اعمال قدرت می کند . در انتخابات هم اشتباه انتخاب عوضی گله ی  مردم ، با رای الکترال و تقلب پیچیده سیستماتیک جبران می گردد تا نامزد مورد نظر  نهاد اصلی قدرت سرمایه پشت پرده وارد کاخ سفید شود . پس از اساس ، درک دوستانی چون زید آبادی ، اشتباه کاملا قابل فهم است و از مشکل شناختی و توهمات دموکراسی آمریکایی شان بر می خیزد .
پس اصلا بحث بر سر فرق ترامپ و اوباما نیست . معلوم است کشته شدن با چماق  و یا با سم شیرین فرق دارد . معلوم است پیشفروش ناموس در مذاکره با یک  مقاومت و شکست در جنگ‌ که گاه شکستی هم در میان نیست و در هرحال ولو با مرگ حاضر به فروش و حراج نوامیس نشده ای و همه پیروزی است فرق دارد . موضوع ماهیت واحد چماق و هویج وقتی است که می خواهند از تو خر بارکش و برده و تسلیم و بی غیرت بسازند .
☆☆☆☆☆
غرب پرستان ایرانی نباید فکر کنند پس از جنگ باز قادرند با استناء قلمداد کردن ترامپ ،دوباره مردم را به تسلیم به کاخ سفید نشین خوب و انسان که حیوان نیست دعوت کنند . این  سیلاب مردم  بزرگ جاری  در خیابان ها ، حقیقت را دریافته اند و جز آزادگی و ذلت ناپذیری و استقلال و رابطه برابر و بدون سلطه گری  هرگز به هیچ رابطه گرگ و میش  و ارباب و رعبتی تن نخواهند داد و خود ابر قدرت هستند . 
در نتیجه همه نگرش های استعماری و استثمارگر و تکنوکرات های امتیاز طلب و خواهان حکمرانی طبقاتی و الیگارش ها و نیروهایی با نگرش ضد مردمی و اختصاص ثروت ملی به خود و رشد فرزندانشان باید در حکمرانی پایان گیرد و جامعه سالم عادل و تحت نظارت قانون و ضد بلبشو و عدم کنترل،  سامان داده شود و حقوق رحمتکشان مراعات گردد و به رانتخواری پایان داده شود.
 
☆☆☆☆☆☆☆
ظاهرا  ، حیوان دانستن و انسان ندانستن ترامپ و نتانیاهو و حیوان ندانستن بلیدن ها و بوش ها و کلینتون ها و اوباماها ، از یک اشتباه شناختی کم اهمیت ریشه می گیرد ولی این خطای شناختی محصول عدم اتکا به معرفت قرآنی  است و نتیجه آن ایجا
 
د مانع در مسیر رشد و آزادی و استقلال مردم مسلمان است و ترس از دشمن  و یا فریب جریان های  ظاهرالصلاح آنان را به جدایی از مقاصد امام راحل و امام شهید سوق داد .  فاصله شناخت ژرف  امام راحل  و نیز رهبر شهید،  با قوای اجرایی ، واقعا دردانگیز است . این فاصله سبب عدم فهم قوای مجریه و مقننه و قضائیه از افق پیشرانی ایران و حدّ استقامت انقلاب اسلامی و توانیابی ملت و قدرت واقعی جمهوری اسلامی شد و همواره قوای مملکتی از ولی فقیه  با فاصله و در بسیاری مواقع با ایجاد مانع در حرکت امام و امت عمل کردند ، چه مرحوم بازرگان و چه بنی صدر و یا مرحوم هاشمی و آقای خاتمی و روحانی و...،  به سبب عدم عبودیت خالص خدا و تزکیه جان و اتکا به قرآن و اوامر وحی و کاربرد عقل ، دارای این فاصله در افق آینده ایران بودند . آنان می خواستند در موقعیت یک کشور پیرامونی و تحت سیطره و هدایت و سرپرستی و دستورات کفر محارب به سازش با طاغوت برسند . اما امام  راحل و رهبر شهید پذیرش  اختیاری سرپرستی کفر را حرام دانسته و در مقام قدرت و کشورداری و رهبر یک نظام  اسلامی ، وظیفه کور کردن چشم فتنه و دفاع تا پای جان از شرف و استقلال و آزادی از قید سلطه شیطان بزرگ اوجب واجبات اعلام کردند. . این نگاه درک نی کند موضوع اصلی استقامت علیه بردگی است . چه اوباما و چه ترامپ خواست بردگی ایران را داشته باشند ما باید مقاومت کنند .
 نوع نگاه ، نوع معرفت و فرهنگ که به ما از امر واقع و مفاهیم ، شناخت می دهد و راه حیات و‌چگونه زیستن ما را روشنی می بخشد همه جا مهم است و در درک و فهم سخن رهبر حکیم و الهی ایران هم امری اصیل و موُثر محسوب می شود. فرهنگ اسلامی   قرآنی ، اهل البیتی   انقلابی و تکلیف الهی محور و متقی و موُمنانه جوری  این کلمات را‌ درک می کند و فرهنگ شرک و کفر و نفاق ، فرهنگ  سلطه جوی مدرن به گونه ای دیگر ....    این درست فهمی و کژفهمی به موقعیت و جای وجودی انسان در جهان بستگی دارد .
من این‌کلماتم‌را به رگ و جان و همه وجودم زیستم و آزمودم .آن گاه که انسان در جای غلطی ایستاده حقایق  جهان و رخدادها و معناها را باژگونه می فهمد .کور است و کر است .عقل تعطیل ، قلب تاریک  و شناخت اسیر اغوا و امیال است و تشخیص درست ناممکن است . همه چیز کژمژ فهم می شود. ببن حق و باطل ، بین راه و بیراه،  بین  منکر و معروف وا می ماند.مفاهیم آدمیت، عدالت  تکالیف ، آزادی ، صلح  ، جهاد ،  استقلال،  ایمان   کفر   قدرت   امنیت ، پیشرفت   آرامش ، مقاومت ،وحدت و پیوند  ، دوست ، دشمن ، شرافت ، انعطاف ، تسلیم و خیانت،  خدمت جملگی جابجا می گردد .
☆☆☆☆☆
امروز  رجوع مدام به سخنان زنده و آگاهی بخش رهبر شهید و کسب معرفت  از آن چشمه فهم قرآنی مهم است. مثلا  فهم سخنان رهبر شهید  معزز در دیدار با خانواده شهدای امنیت هم به این جایگاه وجودی و معرفتی ، قلبی ایمانی  واجتماعی و سیاسی ما بستگی تامّ دارد. و همین حالا بیداری بخش و زنده است .جایی که ایستاده ایم در ایمان و باور و  تفکر و معرفت نسبت به واقعیات روزمره ، فرهنگی که داریم نقش مهمی در تبیین این کلمات دارد .از همین روست‌که  سخنرانی  های رهبر شهید باید هر روز مرور گردد  .تلاش برای تقرب به  لب ّلباب و مغز وروح این گفتار ، نیازمند یک فرهنگ ایمانی و منصف و حقیقت طلب است که هوای نفس و منافع خود را مقدم نمی دارد . در این صورت ناگهان صحنه عوض می شود. در باطن و در پشت یک سخنرانی متداول از سوی یک رهبر شع۶ید   ، ما به حکمت های بزرگ و راهنمایی های الهی و متصل به وحی و بهره مند از قرآن‌مجید و هدایتی  برای آینده و همیشه روبروییم .این سخن ها ، رازی از رازهای حکمرانی عزتمند و الهی است  و پیش از سیاست گری متکی است به معرفت و فرهنگ قرآنی برای حیات سرفراز اجتماعی .
در پشت سادگی آن حکمت بزرگ پیروزی و همزمان  بردگی و تسلیم به کفر و سلطه نا پذیری نهان است . وباید مدام‌پخش گردد 
☆☆☆☆☆
در شناخت نظام حکمرانی آمریکا و روسای جمهور با تفکرات حزبی مختلف و همسانی ماهوی اوباما و ترامپ و این که قدرت واقعی هر بار خواست نامزد مطلوب  خود را برای آن دوره به قدرت می رساند،  باید به سخنرانی های امام راحل و امام شهید رجوع کنیم .
عصاره ی سخنان رهبر شهید ما ، این است که برای آزادگی و ذلت ناپذیری و استقلال و حیات طیبه نیازمند  امنیت هستیم و برای امنیت نیازمند قدرت هستیم و برای قدرت به قوه و قوای گوناگون نیازمندیم  و قوه  صرفا قوه نظامی و سلاح نیست گرچه این قوه  از مهمترین قواست.
 
درک جامع از نیرومندی ایمانی و حضور مردم و بویژه جوانان در میدان وقوه  اقتصادی ،علمی  ، دیپلماتیک در کنار قوه سلاح نکته مهم بخش نخست سخنان رهبری الهی ما بود . قدرت نظامی و مردم از یکسو و عدم اتکا به توهمات حزب خوب و حزب بد و حیوان بودن ترامپ و حیوان‌نبودن رقیب او ،  از آموزش های امام خمینی و امام خامنه ای بود 
این لب لباب سخن قائد  شهید مسلمانان جهان است که در جهان کفر و شرک و نفاق  و خونریزی و تبهکاری ،  این جهان  جهالت بار و خشن  امروزی،  در پی زیستنی بنا شده بر توحید بود  و عدم سلطه کفر و سرپرستی اجنبی چه ترامپ چه اوباما ، و در ایران  با  رهبری صادقانه و وفادار بر تفقه و جهد بر اساس  اسلام ناب و خرد  ، یعنی  رهنمود  قرآنی و عترتی که یک رهبری عقلایی و متکی بر وحی را تدارک می بیند و تضعیف آن با سکولاریسم خدمت به شیطان بزرگ است .
حالا نسبت این ارکان را با هم رمز گشایی و باز کنیم . قوه در انقلاب اسلامی اول از همه ایمان به حق است .شکوه مقاومت مردمی  غزه و لبنان در جوهر اصلی اش به نیروی  ایمان ناب توحیدی  باز می گردد . قوای معرفت و درک ارزش اتحاد و‌ پیوستگی و پشتیبانی  ملت  که رکن اصلی دیگر است ، کانون وفاقی دارد که همین ایمان است و هر گروه و دسته ولو مدرن باید به گرد ابن قوه متحد شوند.  اتحاد کارآمد  نمی تواند بر گرد تفکر دیگر صورت گیرد زیرا هر ارزش دیگری ناپایدار است و در جایی که بر لبه مرگ و زندگی  گام بر می داریم و پای منافع ایدئولوژیک در میان  است به سبب دنیا گرایی  ،نگرش های غیر توحیدی  کم می آورند و دچار نفسانیت می شوند و  تن به فریب و طرح  شیطان می دهند ولی اهل ایمان دارای استواری نازدودنی و تزلزل ناپذیر تا شهادت می روند امروز خون  سلیمانی ها و رئیسی ها و سید حسن ها و سنوارها و سید هاشم ها و حاجی زاده ها و رمضاتی ها  و از همه مهمتر خون  خود رهبرشهید گواه حی و حاضر و زنده و کنونی این حقیقت هستند که به  طاغوت با هر اغوا و هر رنگش  نباید تسلیم  ا شد . دو امام ره  ،وقتی دعوت به وحدت می فرمودند،  همچون رسول الله  صلوات الله علیه و آله ، بر اساس اسلام وحدت را در فتح مکه تعریف کردند .وحدت بر ارزش ها و تسلیم کفر به یک انقلاب  جهانی نه سرسپردگی به کفر محارب . چه ترامپ باشد و چه اوباما!
 
در وحدت ملی برای یک هدف معین مثلا دفاع از استقلال برابر تهاجم متجاوز وحدت گرد یک‌ دین صورت نمی پذیرد اما برای حکمرانی بسلامتی باید همه بپذیرند که حیات این نظام‌بدون قرآن‌ معنا دار نیست و نمی توان جمهوری اسلامی را بوسیله نگاه های لیبرال و غیر قرآتی و یا نگاه یک‌مارکسیست یا  سلزشکار  اداره کرد پس امر ولایت در پیوستگی مردم جدا ناپذیر از امامت فقیه است  . همچنین قوای دیگر ، قوه تکنولوژیک ، علم ، دیپلماسی و مذاکره و تاکتیک شناسی و ....تنها در ذیل رهبری ایمان و عقل نوری در مسیر درست در جمهوری اسلامی  رشد می کنند و عالیترین مجاهدات را سبب می گردند  و  خود به بت مستقل و گمراه کننده بدل نمی شوند و قائم بالذات تعریف نمی شوند و انگیزش های عالی و تلاش بزرگ خستگی ناپذیر و صبر در پیشرفت و رشد را سبب می گردند و به پیروزی دست می یابند ولو اگر به شهادت و روز  عاشورایی برسیم قطعا پیروزی می شویم و باقی  مانیم تا دشمن حق را به ذلت و شکست بکشانیم ولو قرن ها طول بکشد .  بله می مانیم ، چنان که حسین روحی له الفداء، امروز   زنده و سفینه نجات و مایه عزّت و پیروزی است. و پیروان‌حسین رنده اند   مطهری و بهشتی و رجایی و سنوار د سید حسن.... زنده اند .
پس اینجاست معنای روشن فراهم آوردن قوه به صورت جامع و بر  مبنا  تکیه گاه ابن ساختار یعنی قوایی تحت هدایت اسلام و ارزشهای دینی انقلاب اسلامی.
☆☆☆☆☆
بیاد آورید که انحراف در درک قوا سبب ایجاد موانع   به سود دشمنان  در دست یابی حق و حقوق ما در کسب آن می شود. در ایران بباد داریم که از روز اول انقلاب اسلامی کفار و منافقان و  غربگرایان و شرقگرایان در خصوص موضوع قوه انواع کژفهمی به سود  شکستن نیروی اسلامی انقلاب رواج دادند .نهضت آزادی ، منافقان با عنوان  مجاهدین خلق و متحدانش   بنی صدر و روشنفکران سکولار و نیز    کمونیست های افراطی از فدایی و‌پیکار تا رزمندگان و رنجبران‌تا حزب توده و  نیروهای مدعی انقلاب اسلامی مانند مجاهدان انقلاب اسلامی و  مشارکتی ها و حتی مرحوم هاشمی و جریان سازندگی و  سپس اصلاح طلبان و متحدان آنان از دکتر سروش تا میر حسین موسوی و   روحانیون ضد ولایت فقیه مثل کدیور  و  شبستری و ... حتی آنان که به شعار نه غزه نه لبنان و زن زندگی آزادی تن دادند و کسانی چون آقایان ظریف و کرباسچی تا آقای روحانی رئیس جمهور اسبق و همراهان و‌مشاوران شان  در ارتباط با مقوله فراهم آوردن  قوا در مقاطع گوناگون دچار فهم غلط در نتیجه  گرفتار عمل خطا و ضربه زننده به قدرت جمهوری اسلامی و ...شدند و هرگز نه‌ پاسخ درست به خطای خود دادند ونه در هر مورد نقد شدند . همین دیدگاه چون یک‌کانون عفونی تداوم یافته و همیشه خطری برای احیای تفکر غرب پرستانه است . دیدگاهی که با فرق ماهوی بین حزب جمهوری خواه و حزب دمکرات،  سبب کور کردن آگاهی مردم می شوند و به بهانه فرق های بی اهمیت،  مدام خواستار تسلیم به اهداف استراتژیک آمریکا و سازش با بردگی می شوند .
 
☆☆☆☆☆
رهبرشهید عزیز  برای همیشه نگرش مسلمانان جهان است که در جهان کفر و شرک و نفاق  و خونریزی و تبهکاری ،  این جهان  جهالت بار و خشن  امروزی،  در پی زیستنی بنا شده بر توحید بود  و عدم سلطه کفر و سرپرستی اجنبی چه ترامپ چه اوباما ، و در ایران  با  رهبری صادقانه و وفادار بر تفقه و جهد بر اساس  اسلام ناب و خرد  ، یعنی  رهنمود  قرآنی و عترتی که یک رهبری عقلایی و متکی بر وحی را تدارک می بیند و تضعیف آن با سکولاریسم خدمت به شیطان بزرگ است .
حالا نسبت این ارکان را با هم رمز گشایی و باز کنیم . قوه در انقلاب اسلامی اول از همه ایمان به حق است .شکوه مقاومت مردمی  غزه و لبنان در جوهر اصلی اش به نیروی  ایمان ناب توحیدی  باز می گردد . قوای معرفت و درک ارزش اتحاد و‌ پیوستگی و پشتیبانی  ملت  که رکن اصلی دیگر است ، کانون وفاقی دارد که همین ایمان است و هر گروه و دسته ولو مدرن باید به گرد ابن قوه متحد شوند.  اتحاد کارآمد  نمی تواند بر گرد تفکر دیگر صورت گیرد زیرا هر ارزش دیگری ناپایدار است و در جایی که بر لبه مرگ و زندگی  گام بر می داریم و پای منافع ایدئولوژیک در میان  است به سبب دنیا گرایی  ،نگرش های غیر توحیدی  کم می آورند و دچار نفسانیت می شوند و  تن به فریب و طرح  شیطان می دهند ولی اهل ایمان دارای استواری نازدودنی و تزلزل ناپذیر تا شهادت می روند امروز خون  سلیمانی ها و رئیسی ها و سید حسن ها و سنوارها و سید هاشم ها و حاجی زاده ها و رمضاتی ها  و از همه مهمتر خون  خود رهبرشهید گواه حی و حاضر و زنده و کنونی این حقیقت هستند که به  طاغوت با هر اغوا و هر رنگش  نباید تسلیم  ا شد . دو امام ره  ،وقتی دعوت به وحدت می فرمودند،  همچون رسول الله  صلوات الله علیه و آله ، بر اساس اسلام وحدت را در فتح مکه تعریف کردند .وحدت بر ارزش ها و تسلیم کفر به یک انقلاب  جهانی نه سرسپردگی به کفر محارب . چه ترامپ باشد و چه اوباما!
 
در وحدت ملی برای یک هدف معین مثلا دفاع از استقلال برابر تهاجم متجاوز وحدت گرد یک‌ دین صورت نمی پذیرد اما برای حکمرانی بسلامتی باید همه بپذیرند که حیات این نظام‌بدون قرآن‌ معنا دار نیست و نمی توان جمهوری اسلامی را بوسیله نگاه های لیبرال و غیر قرآتی و یا نگاه یک‌مارکسیست یا  سلزشکار  اداره کرد پس امر ولایت در پیوستگی مردم جدا ناپذیر از امامت فقیه است  . همچنین قوای دیگر ، قوه تکنولوژیک ، علم ، دیپلماسی و مذاکره و تاکتیک شناسی و ....تنها در ذیل رهبری ایمان و عقل نوری در مسیر درست در جمهوری اسلامی  رشد می کنند و عالیترین مجاهدات را سبب می گردند  و  خود به بت مستقل و گمراه کننده بدل نمی شوند و قائم بالذات تعریف نمی شوند و انگیزش های عالی و تلاش بزرگ خستگی ناپذیر و صبر در پیشرفت و رشد را سبب می گردند و به پیروزی دست می یابند ولو اگر به شهادت و روز  عاشورایی برسیم قطعا پیروزی می شویم و باقی  مانیم تا دشمن حق را به ذلت و شکست بکشانیم ولو قرن ها طول بکشد .  بله می مانیم ، چنان که حسین روحی له الفداء، امروز   زنده و سفینه نجات و مایه عزّت و پیروزی است. و پیروان‌حسین رنده اند   مطهری و بهشتی و رجایی و سنوار د سید حسن.... زنده اند 
پس اینجاست معنای روشن فراهم آوردن قوه به صورت جامع و بر  مبنا  تکیه گاه ابن ساختار یعنی قوایی تحت هدایت اسلام و ارزشهای دینی انقلاب اسلامی.
☆☆☆☆☆
بیاد آورید که انحراف در درک قوا سبب ایجاد موانع   به سود دشمنان  در دست یابی حق و حقوق ما در کسب آن می شود. در ایران بباد داریم که از روز اول انقلاب اسلامی کفار و منافقان و  غربگرایان و شرقگرایان در خصوص موضوع قوه انواع کژفهمی به سود  شکستن نیروی اسلامی انقلاب رواج دادند .نهضت آزادی ، منافقان با عنوان  مجاهدین خلق و متحدانش   بنی صدر و روشنفکران سکولار و نیز    کمونیست های افراطی از فدایی و‌پیکار تا رزمندگان و رنجبران‌تا حزب توده و  نیروهای مدعی انقلاب اسلامی مانند مجاهدان انقلاب اسلامی و  مشارکتی ها و حتی مرحوم هاشمی و جریان سازندگی و  سپس اصلاح طلبان و متحدان آنان از دکتر سروش تا میر حسین موسوی و   روحانیون ضد ولایت فقیه مثل کدیور  و  شبستری و ... حتی آنان که به شعار نه غزه نه لبنان و زن زندگی آزادی تن دادند و کسانی چون آقایان ظریف و کرباسچی تا آقای روحانی رئیس جمهور اسبق و همراهان و‌مشاوران شان  در ارتباط با مقوله فراهم آوردن  قوا در مقاطع گوناگون دچار فهم غلط در نتیجه  گرفتار عمل خطا و ضربه زننده به قدرت جمهوری اسلامی و ...شدند و هرگز نه‌ پاسخ درست به خطای خود دادند
 
ونه در هر مورد نقد شدند . همین دیدگاه چون یک‌کانون عفونی تداوم یافته و همیشه خطری برای احیای تفکر غرب پرستانه است . دیدگاهی که با فرق ماهوی بین حزب جمهوری خواه و حزب دمکرات،  سبب کور کردن آگاهی مردم می شوند و به بهانه فرق های بی اهمیت،  مدام خواستار تسلیم به اهداف استراتژیک آمریکا و سازش با بردگی می شوند .
 
☆☆☆☆☆
رهبرشهید عزیز  برای همیشه نگرش غلط کسانی را محکوم کرد  که در حکمرانی فکر می کنند با  تکیه به تفاوت های تاکتیکی  می توان به استقلال و آزادی و رشد رسید  اوباما می خواهد پیشرفت فناوری مان را به زبان مسالمت آمیز متوقف کنیم در حاری که ترامپ با زبان قلدران و قمار بازان خواهان  اجرای  دستور احمقانه خود است . اما  امامان راحل و شهید معتقد بودند با رها کردن قوه موشکی و هسته ای و با یک ایران ضعیف نمی توان امنیت مردم را تامین‌کرد .سند تجربه تاریخی در جنگ جهانی اول و دوم راه فرار برای درک غلط باقی نمی گذارد .حکومت ضعیف محل تاخت و تاز دلبخواه قدرت های متجاوز می شود .
 
اشاره به جهانی که در آن زندگی می کنیم و کوتاهی این ‌جهان و بویژه دولتهای جهان‌که به وحشیگری جنایتکاران آمریکا و اسرائیل تن می دهند خود گواه است که اگر کمی از سوی ما سستی پیشه شود له و نابودمان می کنند .زیرا باندهای جنایتکار تن به هیچ قانونی و قانون جنگ نمی دهد . نه اوبامای روشنفکر نه کلینتون منحط و نه ترامپ حیوان .
 
رهبری شهید  تاکید می کرد که ما باید خودمان محاسبات غلط نداشته باشیم و  محاسبات غلط شیاطین و بویژه آمریکا و اسرائیل و همدستان اروپایی و نفتی شان را با نمایش اراده مردم و جوانان  فرو بپاشیم. وسوء برداشت و سوء محاسبه دشمن را با شناساندن قدرت و اراده مردم طی پاسخ محکم فرو بپاشیم و مردم مان را به جهان بشناسانیم و با توسعه قدرت و قوه خود و بیداری ملل و دولتهای جهان نسبت به جنایت بی بدیل ، سیاهکاری  اسرائیل را فاش سازیم . در این نمایش محاسبه غلط اسرائیل  ،رهبر سربلند امت اسلام‌  به قدرت نظامی و قدرت عمل مردم ، جوانان ، و در کنار آن قدرت اقتصاد دیپلماسی و عام و.... تاکید می کرد .بدیهی است به طور ریشه ای این توهمات شیطانی و محاسبات غلط را که به رشد بحران غرب و نوچه او اسرائیل  و ناکارآمدی شان‌منجر می شود باید با قدرت جامع و همسو و متحد  فاش ساخت وبه شکست کشاند ، یعنی با  قدرت ایمان و  قدرت مردم  و جوانان و قدرت نظامی و قدرت اقتصادی و قدرت دیپلماتیک و قدرت علمی و رشد تکنولوژیک و بوسیله مقاومت و عزت و نه تسلیم و سلطه پذیری و ذلت .
این راهنمایی ها از درر و گوهر های درخشان سخنان رهبری شهید بود  و رهنمود یک عمر پیروزی و راه امروز و فردا و فرداهاست . 
☆☆☆▪️︎▪️︎
موضوع واقعگرایی  تجاوز اسرائیل جلاد سخن ارجمندی است .غربگرایان و در واقع ستون‌ پنجم صهیونیسم ، با کوچک‌نمایی در برابر بزرگنمایی اسرائیل هدف عدم‌ پاسخگویی را دنبال می کنند و این  به دشمن جسارت می بخشد . تعلل محصول نگرش غلط کسانی است که فکر می کنند با انفعال و تسلیم طلبی برای مردم‌ امنیت فراهم می آورند .آنان‌خود را به نابینایی می زنند که چگونه ضعف این قاتل جنایتکار نسل کشی را جسور در خون آشامی و جلادی می کند ‌.  و به خطای محاسباتی دژخیم و سگ هار می افزایند.  عصاره سخن امام انقلاب آن بود  که قدرت مردم و جوانان و دختران و زنان قهرمان ایران  و اراده آنان در تاب آوری دشمن را  له می کند و طعم شکست را باید به اسرائیل بچشانیم تا بفهمد ملت ایران کیست و مشتی فاسد  شده بوسیله شهوت و شیطان و غرب نماینده جوانان ایران‌نیستند . و این حکمت باید  دقیقا و عملا  مورد توجه امروز همه و دولت باشد.
 
رهبری بزرگوار پیشین  تاکید می کرد  که ما باید محاسبه غلط شیاطین و بویژه آمریکا و اسرائیل و همدستان اروپایی و نفتی شان را با توسعه قدرت و قوه  استقامت خود و بیداری ملل و دولتهای جهان نسبت به جنایت بی بدیل اسرائیل فاش سازیم . در این نمایش محاسبه غلط اسرائیل  ، ایشان به قدرت نظامی و قدرت عمل  مردم و زنان و مردان و جوانان ما  ،در کنار آن قدرت دیپلماسی انقلابی  تاکید می کرد .بدیهی است به طور ریشه ای این توهمات شیطانی و محاسبات غلط را که به رشد بحران غرب و نوچه او اسرائیل  و ناکارآمدی شان‌منجر می شود باید با قدرت جامع و همسو و متحد  فاش ساخت وبه شکست کشاند ، یعنی با  قدرت ایمان و  قدرت مردم  و جوانان و قدرت نظامی و قدرت اقتصادی و قدرت دیپلماتیک و قدرت علمی و رشد تکنولوژیک و بوسیله مقاومت و عزت و نه تسلیم و سلطه پذیری و ذلت .
این راهنمایی ها از درر و گوهر های درخشان سخنان رهبری شهید بود  و رهنمود یک عمر پیروزی و راه امروز و فردا و فرداهاست .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها