
اول : دشمن متجاوز به انفعال افتاده و ایران با جا به جایی خطوط قرمز هسته ای خود به نوعی شکست بهانه اولیه جنگ را اعلام می نماید.
دوم : این عمل "ابهام هسته ای" ایران را افزایش داده و نوعی بازدارندگی در شرایط جنگی فعلی ایجاد می نماید .
سوم : با توجه به جنگ جاری با دو قدرت هسته ای ، خالی نبودن دست ایران و جا به جایی این خطوط قرمز امری ضروری و واجب است .
چهارم : مزاحمت وقت و بی وقت آژانس و مصاحبه ها و مواضع مغرضانه رییس منفور آزانس تا حدود زیادی مرتفع می گردد .
پنجم : اگر خدای نخواسته بعد از جنگ بخواهیم به وضع فعلی بر گردیم ، غرب می بایست برای این بازگشت امتیازات زیادی برای ایران انجام بدهد .
ششم : این خروج باعث تقویت روحیه ملی و عزت نفس ایرانی شده و ترس و انفعال را به طرف غربی منتقل کرده و دست برتر و قدرت چانه رنی ایران را در هر پیشنهادی بالاتر می برد.
هفتم : یکی از حلقه های وصل جریان اقماری دیدن و جهان سومی شمردن جایگاه ایران در داخل و خارج فطع شده و با این گسست، ایران می تواند پذیرای شرایط مثبت جدیدتری گردد .
هشتم : شرایط جدید بدون شک پایان دوره برجامی و پسا برجامی را ایجاب می کند و تغییر و بازنگری در سیاست هسته ای از حالت تدافعی و منفعلانه یکی از ارکان این تحول مهم است .
نهم : مهمترین وطیفه و رسالت انقلاب اسلامی تغییر نامعادله مرکز - پیرامون به معادله مرکزی شدن ایران عزبز و مستقل و مقتدر است .
دهم : به نظر می رسد امروز پای بندی به تعهدات قبلی در زمینه هسته ای هیج توجیه منطقی و راهبردی نداشته و ندارد و مانند وضعیت تحول زای تسلط ایران بر تنگه هرمز محتاج نوعی بازنگری تهاجمی تر در موضوع هسته ای می باشد .