ترامپ در سخنان اخیر خود در کنگره آمریکا مدعی شد برنامه هستهای ایران پیشتر «بهطور کامل و تمامعیار نابود شده است» اما در ادامه همان سخنرانی هشدار داد ممکن است برای جلوگیری از دستیابی ایران به اهداف هستهایاش، اقدام نظامی جدیدی ضروری باشد. همین دوگانه، به محور اصلی انتقادها در داخل آمریکا تبدیل شده است: اگر نابودی کامل رخ داده، اضطرار جدید از کجا آمده است؟
تناقضی که به شکاف حزبی تبدیل شد
این پرسش را نخست تهران مطرح نکرد؛ بلکه در واشنگتن و از سوی دموکراتها برجسته شد. حکیم جفریس، رهبر دموکراتهای مجلس نمایندگان، با لحنی کمسابقه اعلام کرد یا ترامپ سال گذشته به مردم آمریکا دروغ گفته یا اکنون حقیقت را تحریف میکند. او تصریح کرد اگر ادعای «نابودی کامل» درست بوده، سخن گفتن از شرایط اضطراری معنایی ندارد؛ و اگر اکنون اضطرار وجود دارد، پس ادعای پیشین خلاف واقع بوده است. این موضعگیری صرفا یک اختلاف لفظی نیست؛ بلکه نشانهای از شکاف عمیق در رویکرد آمریکا نسبت به ایران است. بخشی از جریان دموکرات معتقد است سیاست تهدید و فشار حداکثری نهتنها نتیجه نداده، بلکه شرایط را پیچیدهتر کرده. در مقابل، تیم ترامپ میکوشد از ادبیات تهدید بهعنوان اهرم چانهزنی استفاده کند.
جنگ روانی با ارقام
دونالد ترامپ در سخنرانی خود مدعی شد که ایران «حداقل ۳۲۰۰۰ معترض را کشته است» عددی که بدون ارائه سند، منبع یا گزارش رسمی بینالمللی مطرح شد. این در حالی است که مقامات کشورمان این ادعا را «بخشی از کارزار دروغسازی سازمانیافته» توصیف کردند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با اشاره به تکرار این ارقام در ادبیات مقامهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی، تصریح کرد که چنین اعداد و ادعاهایی مصداق همان قاعده تبلیغاتی است که بر پایه «تکرار دروغ تا تبدیل شدن به شبهحقیقت» عمل میکند. در سطح تحلیلی، طرح یک عدد بزرگ و تکاندهنده پیش از مذاکرات چند کارکرد مشخص دارد: نخست، القای وضعیت «بحران انسانی حاد» برای مشروعیتبخشی به فشار سیاسی و حتی تهدید نظامی؛ دوم، ایجاد شکاف روانی در فضای مذاکرات و تلاش برای قرار دادن ایران در موضع تدافعی و سوم، تأثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا در زمانی که دولت با افت مقبولیت داخلی مواجه است.
افکار عمومی؛ پشتوانهای که فرسوده شده است
همزمان، نتایج نظرسنجی شبکه سیانان نشان داد تنها ۳۸درصد مخاطبان واکنش «مثبت» به سخنرانی ترامپ داشتهاند؛ آماری که پایینترین سطح مقبولیت برای چنین سخنرانیای توصیف شده است. این عدد، شاخصی از میزان سرمایه سیاسی رئیسجمهور برای ورود به یک بحران تازه است. تجربه سیاست خارجی آمریکا نشان داده هرگونه اقدام نظامی یا حتی تشدید تنش جدی، نیازمند حداقلی از اجماع داخلی است اما امروز، رئیسجمهور آمریکا در حالی از گزینههای سخت سخن میگوید که نه اجماع حزبی دارد و نه پشتوانه اجتماعی قوی. در چنین فضایی، این پرسش جدی مطرح میشود که آیا تهدیدهای لفظی ترامپ، بیشتر مصرف داخلی دارد یا هدف آن افزایش فشار روانی پیش از مذاکره است؟
راهبرد «فشار پیشینی»؛ تاکتیک چانهزنی
در ادبیات مذاکرات بینالمللی، استفاده از «فشار پیشینی» پیش از ورود به اتاق گفتوگو، تاکتیکی شناختهشده است. طرف مذاکرهکننده میکوشد با برجستهسازی تهدید یا بحران، دست برتر را در شروع مذاکرات به دستآورد اما این تاکتیک زمانی کارآمد است که از انسجام داخلی و روایت منسجم برخوردار باشد. امروز اما واشنگتن با یک مشکل جدی مواجه است روایت رسمی درباره «نابودی کامل» برنامه هستهای ایران، با هشدار درباره «ضرورت اقدام جدید» همخوانی ندارد. این تناقض، نهتنها ابزار فشار را تضعیف میکند، بلکه اعتماد متحدان را نیز خدشهدار میسازد. در سطح بینالمللی نیز بسیاری از بازیگران، بهویژه کشورهای اروپایی، از تشدید تنش استقبال نمیکنند و ترجیح میدهند مسیر دیپلماسی ادامه یابد. همین امر، دامنه مانور آمریکا را محدود کرده است.
بزرگنمایی؛ راهبردی برای مشروعیتسازی فشار
دونالد ترامپ در سخنرانی خود همچنین مدعی شد ایران نهتنها موشکهایی در اختیار دارد که اروپا و پایگاههای آمریکا در خارج را تهدید میکند، بلکه «در حال کار روی موشکهایی است که بهزودی به ایالات متحده خواهند رسید». این گزاره، درواقع سنگینترین بخش روایت تهدیدسازی واشنگتن پیش از دور سوم مذاکرات ژنو بود.
این ادعا در حالی مطرح میشود که تهران بارها تأکید کرده برنامه دفاعی و موشکی ایران ماهیتی بازدارنده دارد و اساسا در دستورکار مذاکرات قرار ندارد. مقامات ایرانی تصریح کردهاند هیچ مذاکرهای درباره توان دفاعی کشور انجام نخواهد شد و چارچوب گفتوگوها محدود به موضوع هستهای است.
نکته قابل توجه آن است که طرح چنین ادعایی دقیقا در آستانه ازسرگیری مذاکرات، دو کارکرد همزمان دارد:
نخست، ایجاد فضای اضطرار و تهدید فوری برای توجیه فشارهای بیشتر؛ دوم، انتقال پیام به افکار عمومی آمریکا و متحدان اروپایی مبنی بر اینکه خطر ایران «در حال نزدیک شدن به خاک آمریکا» است.
از منظر تهران، ورود به چنین فضاسازیهایی تلاشی برای گرهزدن پرونده موشکی به گفتوگوهای هستهای و افزایش اهرم فشار در میز مذاکره است؛ تلاشی که پیشتر نیز با واکنش صریح ایران مواجه شده و خط قرمز بودن توان دفاعی کشور بارها اعلام شده است.
در واقع، ادعای «موشکهای در راه آمریکا» بیش از آنکه گزارشی فنی باشد، بخشی از سناریوی سیاسی برای بالا بردن سطح تهدید پیش از ژنو ارزیابی میشود؛ مذاکراتی که قرار است درباره هستهای گفتوگو کند، نه درباره بازدارندگی دفاعی ایران.
پاسخ تهران؛ ترکیب بازدارندگی و دیپلماسی
در تهران، مقامات ایرانی کوشیدهاند واکنشی چندلایه ارائه دهند. سیدعباس عراقچی با تأکید بر اینکه ایران به دنبال سلاح هستهای نیست، اعلام کرده تهران با هدف دستیابی به توافقی عادلانه و پایدار وارد ژنو شده است. او از «فرصت تاریخی» برای رسیدن به تفاهم سخن گفته اما در عین حال تصریح کرده ایران از حقوق مسلم خود عقبنشینی نخواهد کرد.
مجید تختروانچی نیز تأکید کرده موضوع مذاکرات صرفا هستهای است و برنامه دفاعی ایران وارد دستورکار نخواهد شد. به گفته او، جنگ نهتنها راهحل نیست، بلکه آغاز آن لزوما به معنای امکان کنترل پایانش نخواهد بود.
پاسخ قالیباف به گزافهگویی ترامپ
در سطح داخلی، دکتر محمدباقر قالیباف نیز هشدار داده هرگونه اقدام نظامی تازه با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. وی تاکید کرد: صریح و قاطع به آمریکایی ها میگوییم، همه گزینهها روی میز است؛ هم دیپلماسی عزتمندانه و هم دفاع پشیمانکننده. رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: اگر میز دیپلماسی را انتخاب کنید؛ دیپلماسیای که در آن عزت ملت ایران و منافع متقابل رعایت شود، ما نیز پشت همان میز خواهیم بود؛ اما اگر تصمیم بگیرید با فریب، دروغ، تحلیل نادرست و اطلاعات غلط، تجربه گذشته را تکرار کنید و در میانه مذاکرات دست به حمله بزنید، بیتردید طعم مشت محکم ملت ایران و نیروهای دفاعی کشور را خواهید چشید.
ژنو؛ تقاطع سه بحران
دور سوم مذاکرات در نقطه تلاقی سه بحران قرار گرفته است:
۱ــ بحران اعتماد: خروج آمریکا از توافقهای پیشین و حتی آغاز جنگ در میانه مذاکراتی ابتدای سال ۱۴۰۴ و ادبیات متناقض کنونی، سطح بیاعتمادی را افزایش داده است.
۲ــ بحران مشروعیت داخلی در آمریکا:افت مقبولیت ترامپ و شکاف حزبی، توان تصمیمگیری قاطع را محدود کرده است.
۳ــ بحران روایت: کاخ سفید میکوشندپیش از آغازرسمی گفتوگوها، افکار عمومی داخلی و خارجی را با خود همراه کند.
در چنین فضایی، ژنو به میدان آزمون ارادههای سیاسی تبدیل شده است. اگر تهدیدهای پیش از مذاکره صرفا ابزار چانهزنی باشد، ممکن است پشت درهای بسته شاهد گفتوگوهای واقعگرایانهتری باشیم اما اگر این ادبیات بازتاب یک رویکرد راهبردی باشد، خطر فرسایشی شدن مذاکرات و تقویت گزینه نظامی جدی است.