اینکه نشست برگزار شود و مصاحبه بنا به اهمیت و تنظیم و صفحهآرایی، بتواند به صفحه یک راه پیدا کند و به قول خیلی از همین هنرمندان «دیده شود» به خیلی چیزها بستگی دارد؛ بماند که بخشی از این دیده شدن به خود عوامل بستگی دارد که مثلا فلان کارگردان با ماسک و کلاه در جشنواره فجر حاضر نشود که خط و خالی به صورت منتقدان بیفتد و بتواند خودش را از خیلی چیزا مصون نگه دارد. پیام را میفرستم و منتظر هرگله و شکایتی هستم. به هر حال وقتی انرژی میگذاری و یک اثر خلق میکنی، انتظار همراهی رسانهها را داری. خیالم راحت است که تلاشم را کردم و همراه بودهام. کمی میگذرد که تهیهکننده اینطور پاسخ میدهد: «سلام خسته نباشید خدا قوت. خیر است ما هر کاری میکنیم برای کمک به امثال ایشان (اسم مقام مسئول را میآورد) است.» انصافا انتظار چنین پاسخی را نداشتم اما هرچقدر در ذهنم میگردم، میبینم باید چنین درکی را پیشبینی میکردم. کار کردن طاقتفرسا درامکانات محدود، زمان، جنگ و خیلی چیزهای دیگر در دو سال گذشته زورش به عزم تیم سریال صفر بیستوچهار نرسید. وقتی در گرمای خرداد وارد شهرک دفاعمقدس شدم، از میزان سخت بودن شرایط کار در آن گرما (و البته خیلی موارد دیگر که بارها گفته شد و شاید گوشی برای شنیدنش نبود) واقعا تعجب کردم. بازیگران، پشتصحنه، کارگردان و هر دو تهیهکننده پای کاربودند. یکی از بازیگران بعدتر از من پرسید که «خاطره فلان پشتصحنه سریال ادامهدار که برایت تکرار نشد؟» و خندید تا یادم بیاید چند سال است به پشتصحنه سریالهای مختلف میروم و هر بار برخوردها، رنگ و شکل دیگری دارد که گاهی اصلا خوشایند نیست. هرچند تجربه صفر بیستوچهار متفاوت بود. آنطور که خود بازیگران بعدتر گفتند، تهیهکننده و کارگردان حتی زودتر از دیگر عوامل میآمدند و نقش فرماندهی یک اثر را بهخوبی ایفا کردند. حتی همکارانم که در نشست برگزار شده سریال در روزنامه حاضر بودند، از مدل صحبت کردن علیرضا محمدی(کارگردان) تعجب کردند که حتی وقتی از او تعریف میکردیم و میگفتیم امضای کار خودش را دارد، با تعجب میگفت چیزی به نام امضا ندارد و کار خاصی نکرده است. کارگردانی که بهسادگی از مردم عذرخواهی کرد و گفت سوژه آنقدر بزرگ بوده که اگر عظمت آن را بهدرستی نشان نداده پوزش میطلبد. همه اینها را گفتم تا شاید همان کارگردان و بازیگرانی که از پخش شدن اثرشان در تلویزیون ابا داشته باشند، ببینند «پای کار بودن» یعنی چه. که وقتی قرار است انتظار داشته باشی رسانه همراهت باشد، اول باید خودت آستین بالا بزنی و اعتقادی کار کنی. شکی نیست که شرایط فعلی کشور ویژه است و هر کسی به قدر توان خود، باری از خاطر ایران عزیزمان برمیدارد. اما بهعنوان یک سرباز رسانه، یک عضو کوچک از خانواده جمهوری اسلامی ایران، باید این را مینوشتم تا دین خودم را به تکتک عوامل سریال صفر بیستوچهار ادا کنم. آنهایی که من را میشناسند، خوب میدانند که در چند سال گذشته حتی یک ریال از پروژه یا جایی نگرفتم و قلم را بنابه اصطلاح جلال آلاحمد به فحشا نبردم. این نوشتنم هم از سر دین بود. از این بود که خداقوت به آقایان مجتبی خیاطاحسانی و هاشم مسعودی در قامت تهیهکننده، علیرضا محمدی کارگردان و بازیگران پای کار و همراه این مجموعه بگویم. حقیقت این است که خوشحالم روز تعطیل خردادماه را به گزارش پشتصحنه این اثر نمایشی اختصاص دادم. امیدوارم نام تکتک شهدایی که هرقسمت از سریال به یکی از آنها تقدیم شد، بدرقه مسیرشان شود.