این سفر، در بحبوحه تنشهای میان تهران و واشنگتن و در زمانی انجام میشود که سایه درگیری نظامی بیش از هر زمان دیگری بر منطقه سنگینی میکند و حامل پیامی صریح و خصمانه است: آمریکا قصد دارد هندسه ژئوپلیتیک منطقه را به گونهای بازطراحی کند که جایگاه ایران را در معادلات ترانزیتی و امنیتی همسایگی خود کمرنگ کند.
دالان ترامپ در خدمت ناتو
آنچه واشنگتن تحت لوای فریبنده «مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بینالمللی» به منطقه تحمیل کرده، در واقع یک «دالان استعماری مدرن» است. این مسیر۴۳کیلومتری که از قلب استان سیونیک ارمنستان میگذرد، با امتیاز انحصاری۹۹ سالهای که به یک کنسرسیوم آمریکایی واگذار شده، عملا حاکمیت ملی ارمنستان را به ثمن بخس فروخته است.تحلیل دقیق این طرح نشان میدهد هدف اصلی، ایجاد یک دیوار حائل میان ایران و ارمنستان و قطع دسترسی سنتی ایران به منطقه قفقاز است. در حالی که جمهوری آذربایجان با سرمستی از حمایتهای ناتو و پیوندهای پنهانی با تلآویو، به دنبال نهایی کردن این مسیر است، دولت ارمنستان نیز با چرخشی آشکار به سمت غرب و اسرائیل، درحال فروپاشیدن ستونهای سنتی امنیت جمعی منطقه است. واگذاری مدیریت عملیاتی، خطوط فیبر نوری، لولههای نفت وگاز و حتی شبکه برق این کریدور به شرکتهای آمریکایی، به معنای استقرار مستقیم زیرساختهای جاسوسی و نظامی ناتو در چند کیلومتری مرزهای شمالغربی ایران است. این طرح نه یک پروژه اقتصادی بلکه یک محاصره استراتژیک است که با ظرافت دیپلماتیک بستهبندی شده است.
قفقاز؛ قربانگاه امنیت منطقه
سفر ونس در شرایطی انجام میشود که دیپلماسی میان ایران و آمریکابه مویی بند است. درحالی که واشنگتن درمسقط سخن از کاهش تنش میگوید، در قفقاز با «دالان ترامپ» درحال فشارآوردن بر ایران است. این تناقض رفتاری، چیزی جز نشان دادن یک سناریوی خطرناک برای تهران نیست؛ آمریکا میخواهد ایران را درجنوب با تهدید نظامی سرگرم و در شمال، با تغییر نقشه جغرافیا، منافع دائمی ایران را نابود کند.حضور ونس در باکو و ایروان، پیامی مستقیم به اتاقهای فکر در تهران است؛ واشنگتن به دنبال ایجاد یک «واقعیت انجامشده» بر روی زمین است تا ایران را در مقابل عمل انجامشده قرار دهد. این دالان، مکمل پازل نفوذ رژیم صهیونیستی در مرزهای شمالی ایران است. نزدیکی بیش از پیش باکو به تلآویو و چراغ سبز ایروان برای حضور مشاوران نظامی غربی، قفقاز را از یک منطقه همکاری به یک زرادخانه بالقوه علیه امنیت ملی ایران تبدیل کرده است. سکوت یا انفعال در برابر این تحرک، میتواند به معنای پذیرش مرگ کریدور شمال-جنوب.
عقبنشینی اجباری روسیه و فرصتطلبی آنگلوساکسونها
بحران اوکراین و درگیری طولانیمدت مسکو در جبهههای شرقی اروپا، خلأ قدرتی را در قفقاز ایجاد کرده که واشنگتن با ولع تمام در حال پر کردن آن است. روسیه که پیشتر ضامن امنیت مرزها و مسیرهای مواصلاتی بود، اکنون شاهد دور خوردن نیروهای مرزبانی خود توسط توافقاتی است که ونس برای تثبیت آنها آمده است. حذف روسیه از معادلات امنیتی قفقاز، تنها به ضرر مسکو نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی توازن قوایی است که دههها مانع از حضور مستقیم چکمهپوشان آمریکایی در این منطقه شده بود.برای روسیه، دالان ترامپ به معنای از دست رفتن اهرم فشار بر باکو و ایروان است اما برای ایران، این موضوع فراتر از نفوذ سیاسی، به معنای یک تهدید وجودی است. اگر واشنگتن موفق شود مدیریت این مسیر را به دست بگیرد، عملا کلید ترانزیت انرژی و کالا در اوراسیا را در اختیار خواهد گرفت. این تغییر هندسه، روسیه را در انزوای استراتژیک قرار داده و ایران را از حقوق تاریخی خود در قفقاز محروم میسازد. واشنگتن با این سفر نشان داد که برای مهار قدرتهای منطقهای، حتی از ایجاد کانونهای جدید بحران در مرزهای آنها ابایی ندارد.
سناریوهای پیشرو؛ لزوم بازنگری در دکترین شمال
ایران دربرابر این هجمه ژئوپلیتیک باچند سناریوی دشوارروبهروست.سناریوی نخست، تداوم مسیر فعلی واکتفا به بیانیههای دیپلماتیک است که نتیجهای جز تثبیت حضور آمریکا در سیونیک نخواهد داشت. سناریوی دوم که باید به طور جدی روی میز قرار گیرد، بازتعریف «خط قرمزهای سرزمینی» در قفقاز است. ایران باید بهصراحت به باکو و ایروان بفهماند که تغییر در جغرافیای سیاسی منطقه و استقرار نیروهای فرامنطقهای تحت هر عنوانی (حتی کنسرسیوم تجاری)، عبور از خط قرمز امنیت ملی تهران است.واقعیت تلخ این است که حماقت و جاهطلبی سران کییف که منجر به ویرانی اوکراین شد، اکنون در ابعادی دیگر در رفتارهای دولت پاشینیان و علیاف مشاهده میشود. نزدیکی ارمنستان به غرب و اسرائیل، نهتنها امنیت این کشور را تضمین نخواهد کرد بلکه آن را به زمین بازی قدرتهای بزرگ تبدیل میکند که در نهایت، هزینهاش را مردم منطقه با خون و آوارگی خواهند داد. پایان این بازی خطرناک که ونس برای شعلهورتر کردن آن آمده، تنها با یک دیپلماسی مقتدرانه و در صورت نیاز، کنشگری میدانی ایران برای حفظ مرزهای تاریخیاش ممکن خواهد بود. قفقاز نباید به بهای «صلح ترامپی»، به قربانگاه منافع حیاتی ایران تبدیل شود.