به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از زمستان سال۱۳۹۳و همزمان با گزارش قتل مردی در یک ساختمان نیمهکاره آغاز شد. تیم جنایی بعد از حضور در محل با جسد غرق در خون نگهبان ساختمان به نام نصیر روبهرو شدند که به نظرمیرسید باضربه جسم سخت به سرش به قتل رسیده است.همچنین کمربندی به دور گردنش گره خورده بود. ماموران در بازرسی محل، سنگی خونآلود پیدا کردند که نشان میداد با آن به سر مرد افغان ضربه زدهاند.
صاحبکار مقتول که با پلیس تماس گرفته بود در جریان تحقیقات گفت: امروز به ساختمان نیمهکاره آمدم و متوجه شدم خبری از نگهبان اینجا به نام نصیر نیست. به اتاقک نگهبانی آمده و با بههمریختگی وسایل روبهرو شدم. نصیر عادت داشت وسایلش را زیر تختش میگذاشت؛ به همین دلیل زیر تخت را بررسی کردم تا ببینم وسایلش را برده یا نه که متوجه شدم جسدش زیر تخت است. سراسیمه با پلیس تماس گرفتم.
در اتاقک نگهبانی یک کاپشن و گوشی تلفن همراه کشف شد که به گفته همکاران نصیر متعلق به او نبود. پسرعموی مقتول مدعی شد کاپشن را چند بار تن یکی از هموطنانم به نام جمعه دیدم. او با نصیر رابطه خوبی داشت و به اینجا میآمد.
چند روز بعد پسرعموی مقتول با پلیس تماس گرفت و از دستگیری جمعه خبر داد. او اظهار کرد: امروز با ترفندی جمعه را به ساختمان نیمهکاره کشاندیم و در اتاقک نگهبانی زندانیاش کردیم.
ماموران، متهم را به پلیس آگاهی منتقل کردند. جمعه در حالی در تحقیقات منکر قتل بود که بررسیهای بیشتر نشان داد شب حادثه در ساختمان نیمهکاره حضور داشته و همچنین با تلفن همراه کشف شده در اتاقک نگهبانی چند بار با همسر او تماس گرفته شده است. مرد جوان وقتی متوجه کشف این موضوع شد؛ ادعا کرد شب حادثه سراغ نصیر آمدم تا بتوانم طلبم را از او بگیرم. گفت حالا پولی ندارد و زن و مردی ایرانی به اینجا آمدند.من هم ساختمان را ترک کردم تا راحت باشند.
جمعه در ادامه تحقیقات ادعای دیگری را مطرح کرد وگفت: من ونصیرهمکاربودیم.چند روز بود سر کار نمیآمدوآن شب به ساختمان رفتم تاعلت غیبتش را بپرسم.وقتی آن زن و مرد آمدند، آنجاراترک کردم. به احتمال زیاد آنها قاتل نصیر هستند.
در ادامه تحقیقات زن و مرد ایرانی شناسایی و به پلیس آگاهی منتقل شدند که منکر قتل شده و گفتند شب حادثه به دیدن نصیر رفتیم اما جمعه آنجا بود و محل را ترک کردیم. هیچ نقشی در این ماجرا نداشتیم و جمعه برای فرار از مجازات پای ما را وسط کشیده است.
با تکمیل تحقیقات مقدماتی مشخص شد این زن و مرد در ماجرا نقشی نداشتند و با توجه به کشف سرنخهایی علیه جمعه به اتهام قتل عمدی برای او کیفرخواست صادر شد. پرونده نیز برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. خانواده نصیر در افغانستان زندگی میکردند، به همین خاطر شناسایی اولیایدم چندسال طول کشید و از سوی دیگر بهدلیل اینکه برخی از آنها صغیر بودند از طرف معاون رئیس قوه قضاییه برای جمعه درخواست مجازات شد. به این ترتیب بعد از ۱۱ سال و درحالیکه مرد افغان با وثیقه در زندان است، پای میز محاکمه ایستاد. او در این جلسه با انکار قتل گفت، شب حادثه برای گرفتن طلب هشت میلیون تومانی خود سراغ نصیر رفتم. برایش کار کرده بودم و دستمزدم را نداده بود. او به من گفت که امشب پول ندارم و چند روز دیگر بیا. حدود ساعت ۹ شب زن و مرد ایرانی به آنجا آمدند که من محل را ترک کردم تا نصیر با مهمانانش راحت باشد.
رئیس دادگاه درباره کاپشن وتلفن همراه کشف شده درمحل قتل پرسیدکه جمعه مدعی شداین اموال متعلق به اونیست و نمیداند چه کسی با آن تلفن همراه با همسرش تماس گرفته بود.
رئیس دادگاه سپس به اظهارات متناقض جمعه وهمسرش در جریان بازجوییها درباره شب حادثه اشاره کرد و گفت: در تحقیقات مدعی بودید، شب حادثه در خانه حضور داشتی اما همسرت این موضوع را تایید نکرده و گفته آن شب خانه برادرش مهمان بوده. در اینباره چه توضیحی دارید که متهم حرفهای همسرش را رد کرد و گفت: او اشتباه کرده و من آن شب ساعت ۷ سراغ نصیر رفتم و ساعت ۹ به خانه آمدم.
در ادامه این جلسه، وکیل متهم در دفاعیاتش گفت: جمعه ۲۸ سال دارد که این موضوع نشان میدهد در زمان قتل ۱۷ ساله بوده و با توجه به این موضوع باید در دادگاه اطفال محاکمه شود. همچنین پزشکیقانونی درباره رشد عقلی او در زمان قتل باید اظهارنظر کند. به همین خاطر درخواست بررسی این ابهامات را دارم.
قضات پس از دفاعیات متهم و وکیلمدافعش، وارد شور شده و جمعه را برای بررسی سنش و رشد عقلیاش در زمان قتل به پزشکیقانونی معرفی کردند.