جنایت با امضای فانتزی!

قتل‌ها همیشه با چاقو و اسلحه و طناب رخ نمی‌دهند. گاهی آلت قتاله یا همان وسیله‌ای که با آن قتل رخ داده، عجیب و غیرقابل باور است. جوراب، داس و سم مار گاهی وسیله‌ای برای گرفتن جان دیگری می‌شود تا جنایتی عجیب را رقم بزند. از سوی دیگر همیشه قرار انگیزه جنایت‌ها در مسائل ناموسی، خانوادگی و نزاع خلاصه ‌شود و گاهی شاهد وقوع قتل با انگیزه‌های مختلف هستیم که اغلب جنجالی می‌شوند.
قتل‌ها همیشه با چاقو و اسلحه و طناب رخ نمی‌دهند. گاهی آلت قتاله یا همان وسیله‌ای که با آن قتل رخ داده، عجیب و غیرقابل باور است. جوراب، داس و سم مار گاهی وسیله‌ای برای گرفتن جان دیگری می‌شود تا جنایتی عجیب را رقم بزند. از سوی دیگر همیشه قرار انگیزه جنایت‌ها در مسائل ناموسی، خانوادگی و نزاع خلاصه ‌شود و گاهی شاهد وقوع قتل با انگیزه‌های مختلف هستیم که اغلب جنجالی می‌شوند.
کد خبر: ۱۵۴۰۴۵۴
نویسنده محمد غمخوار - گروه تپش
 
قتل‌هایی باآلت قتاله عجیب نشان می‌دهند هیجانات آنی،اختلافات خانوادگی، اعتیاد،مشکلات روانی وکینه‌های شخصی می‌توانند فرد رابه انجام جنایتی غیرمنتظره سوق دهند.استفاده از وسایل روزمره مانند سیم شارژر، جوراب، دستمال، شیشه و حتی زهر مار بیانگر لحظه‌ای بودن و غیرقابل پیش‌بینی بودن این قتل‌هاست. کارشناسان می‌گویند این جنایت‌ها علاوه بر ایجاد شوک در جامعه، ضرورت آموزش خانواده‌ها، توجه به سلامت روان نوجوانان و نظارت بر ارتباطات و مصرف داروهای‌روانی رانشان می‌دهد.درتپش این هفته سراغ قتل‌هایی رفته‌ایم که انگیزه و آلت قتاله درآنها عجیب اماواقعی هستند. 

قتل به سبک سریال «پوست شیر»  
یکی از جنجالی‌ترین قتل‌های ایران، جنایت پسر موتورسوار به سبک سریال «پوست شیر» بود. مهر ۱۴۰۲ پسر جوانی هنگام بازگشت به خانه ناگهان در خیابان بیهوش روی زمین افتاد و با وجود انتقال سریع به بیمارستان جان باخت. خانواده که ابتدا تصور می‌کردند فرزندشان دچار حادثه شده، پس از شنیدن توضیحات یکی از دوستانش که گفته بود دو نفر در خیابان به او تنه زده‌اند و درد شدیدی در شکمش احساس کرده، مشکوک شدند. جسد برای بررسی به پزشکی قانونی سپرده شد و گزارش نهایی همه چیز را تغییر داد: «مرگ در اثر تزریق سم».  بدین ترتیب پرونده به اداره دهم پلیس آگاهی ارجاع شد. کارآگاهان با بررسی دوربین‌های مسیر رفت‌وآمد مقتول متوجه شدند موتورسیکلتی هنگام عبور، عمدا به او تنه زده و سپس به‌سرعت دور شده است. با تایید پزشک قانونی مبنی بر ورود سم به بدن، فرضیه تزریق از طریق سرنگ شکل گرفت. ردیابی‌ها پلیس را به پنج مظنون رساند. سه نفر ابتدا بازداشت و دو نفر دیگر که به شیراز گریخته بودند هنگام آماده‌سازی برای جنایت دیگری دستگیر شدند. در بازرسی از آنها شوکر، گاز اشک‌آور و سرنگ کشف شد.  جوانی که متهم اصلی پرونده است در بازجویی‌ها پس از چندین جلسه انکار، سرانجام اعتراف کرد که با دریافت دستمزد از یکی از بستگان مقتول، سم مار افعی را به بدن او تزریق کرده است. متهم گفته بود برای اجرای نقشه، ۱۰روز مقابل محل کار مقتول در پوشش نوازنده خیابانی، رفت‌وآمد او را دقیق شناسایی کرده. سپس شب حادثه، زهر افعی را با آب‌نمک ترکیب و هنگام تنه‌ زدن در خیابان به او تزریق کرده است. وی همچنین اعتراف کرده بود که برای اجرای قتل دیگری در شیراز اجیر شده و برای آن چند هزار دلار دریافت کرده است.  با دستگیری متهمان پرونده، آنها در شعبه ۱۳ دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستادند. متهمان در این جلسه منکر نقش داشتن در این قتل شدند.  

شوهرکشی با لنگه جوراب
در یکی ازجنایت‌های عجیب خانوادگی تهران، زن میانسالی در محله ستارخان همسرش را به قتل رساند و سپس تلاش کرد ماجرا را خودکشی جلوه دهد. این حادثه مربوط به ۲۸بهمن‌ماه سال گذشته است که در خانه‌ای در طبقه سوم یک ساختمان رخ‌داد و جنجال‌ زیادی در محله به‌پا کرد. متهم، زنی میانسال به نام فریبا، در جلسه بازپرسی اعلام کرد که بین او و همسرش اختلافات خانوادگی زیادی وجود داشته و دعواهای پی‌درپی، تنش‌های زیادی در زندگی مشترک آنها ایجاد کرده بود. او گفت آن‌شب همسرش قرص‌های آرامبخش مصرف کرده بود و پس از مشاجره آنها، درگیری بالاگرفت و وسایل در آشپزخانه به‌هم‌ریخته‌شد.  فریبا در توضیح نحوه قتل گفت: «درحالی‌که او روی زمین ‌نشست و داد و فریاد می‌کرد، شال‌گردن را دور گردنش  انداختم اما او ساکت نشد. سپس لنگه‌جوراب رادردهانش فرو کردم  وبعد از چند دقیقه که بیهوش شد، تصور کردم به‌دلیل مصرف داروها خوابیده است.» فریبا مدعی شد زمان کافی برای کمک به همسرش نداشت و صبح روز بعد وقتی متوجه شد او دیگر تکان نمی‌خورد، با اورژانس تماس گرفته و موضوع را گزارش کرده. پلیس و بازپرس جنایی پس از تکمیل تحقیقات و ارجاع پرونده به پزشکی‌قانونی، سلامت روانی متهم را نیز تأیید کردند و پرونده برای ادامه مراحل قضایی به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. درنخستین جلسه تحقیق، اولیای‌دم مقتول درخواست قصاص کردند و فریبا ضمن دفاع از خود، بار دیگر اتهام قتل را رد کرد. اوگفت اختلافات زناشویی‌شان چنان شدید بود که بارها تصمیم به جدایی گرفته، اما همسرش با این موضوع مخالف بوده و حتی سعی می‌کرده مانع آن شود. وی همچنین ادعا کرد که اگر قصد قتل داشت، می‌توانست از راه‌های قانونی دیگر برای جدایی اقدام کند، اماچنین کاری نکرده است. دادگاه پس ازشنیدن دفاعیات وبررسی نظرپزشکی‌قانونی که مرگ مقتول راناشی ازفشاراجسام خارجی بر گردن اعلام کرده بود، وارد شور برای صدور حکم شد. این پرونده نمونه‌ای دیگر ازجنایت‌های خانوادگی است که با کشمکش‌های عاطفی و اختلافات شخصی شکل گرفته و جامعه را تحت‌تأثیر قرار داده است. 

شیشه قلیان؛ آلت قتاله
در یکی از پرونده‌های جنایی پایتخت، مرد جوانی به‌دست شریک عاطفی‌اش در غرب تهران به قتل رسید؛ قتلی که انگیزه آن کینه به‌خاطر پشیمانی از وعده ازدواج عنوان شده است. ماجرا زمانی آغاز شد که جسد پسر حدودا ۲۵ ساله‌ای در پارکینگ خانه‌شان در غرب تهران یافت شد. خانواده در اولین تماس با پلیس۱۱۰، از بی‌اطلاعی از سرنوشت پسرشان خبر دادند و مشخص شد او پس از بیرون رفتن برای خرید لباس دیگر بازنگشته تا این‌که پیکر نیمه‌جانش در پارکینگ پیدا شد. بررسی‌های اولیه نشان داد این مرد جوان حدود یک ماه در کما بوده وسپس فوت کرده و آثارضربه جسم سخت روی سرش دیده می‌شد که احتمال قتل را تقویت کرد. بررسی دوربین‌های مداربسته و تحقیقات پلیسی نشان داد مقتول پیش از مرگ با زن جوانی قرار ملاقات گذاشته بوده و پس از آن به‌سختی رانندگی کرده و وارد پارکینگ شده است. با پیشرفت تحقیقات، این زن که نامش مهرنوش بود در جنوب‌شرق تهران بازداشت شد؛ او ابتدا منکر ارتباط با مقتول شد اما سرانجام اعتراف کرد. مهرنوش در بازجویی گفت که حدود یک سال قبل در فضای مجازی با مقتول آشنا شده و رابطه آنها به شکل جدی‌تر ادامه یافته بود. آنها با هم قرار ازدواج گذاشته بودند اما پس از مدتی مرد جوان تصمیمش را عوض کرد و دیگر قصد ازدواج نداشت؛ موضوعی که باعث ناراحتی و عصبانیت متهم شد. او گفت روزحادثه مرد جوان برای صحبت درباره این موضوع به خانه‌اش آمده بود اما گفت‌وگو به درگیری و مشاجره کشیدودرهمان لحظه کنترل خویش را از دست دادوبا شیشه قلیان به سر او زد. پس از این ضربه، مقتول با همان حال سوار خودرویش شد و راهی خانه شد، اما در ادامه جان باخت. 

قتل همسر با ماهیتابه 
زن سالخورده‌ای در رباط‌کریم به‌دست همسرش به قتل رسید؛ قتلی که ابتدا با اقرار متهم آشکار شد اما در دادگاه با انکار همراه بود. در این پرونده مردی ۸۵ساله متهم است همسر ۷۵ساله‌اش را با ضربات ماهیتابه به قتل رسانده. پسر خانواده که از پاسخگو نبودن والدینش نگران شده بود، به خانه آنها رفت و پس از گشودن در توسط پدر، با جسد مادرش روی زمین روبه‌رو شد.  او گفت: «هر روز به پدر و مادرم سر می‌زدم یا با آنها تماس می‌گرفتم و احوال‌شان را می‌پرسیدم. آن روز نه مادرم پاسخ داد  نه پدرم. وقتی به خانه رسیدم، پدرم گفت مادرت خواب است اما رفتارش عادی نبود. داخل که شدم، دیدم مادرم فوت کرده.» این مرد جوان موضوع را به پلیس گزارش کرد و پدر ۸۵ساله‌اش به‌عنوان مظنون بازداشت شد. متهم ابتدا مدعی شد هنگام حادثه در خانه نبوده و از علت مرگ همسرش خبر ندارد، اما در تحقیقات مشخص شد زن و شوهر هنگام قتل تنها بوده‌اندوساعتی بعد از زمان احتمالی مرگ،پیرمرد بایک کیسه مشکی ازخانه خارج شده ودقایقی بعد بازگشته است. این تناقضات باعث شد بازجویی‌ها ادامه یابد و سرانجام متهم به قتل اعتراف کرد.او در بازجویی گفت: «۶۰ سال با رباب زندگی کردم و همیشه دوستش داشتم، اما او نسبت به من بی‌تفاوت بود. بعد از تولد پسرمان بی‌توجهی‌اش بیشتر شد. با بالارفتن سنم مریض شدم و نیاز به مراقبت داشتم، اما او بیشتر وقت‌ها به خانه پسرمان می‌رفت و حوصله من را نداشت. حتی فهمیدم اموالش را هم به نام پسرمان زده است. روز حادثه درگیری‌مان بالاگرفت، عصبی شدم و با ماهیتابه چند ضربه به سرش زدم.» او در ادامه گفت پس از مرگ همسرش لباس‌های او را داخل کیسه ریخته و در سطل زباله انداخته است. پس از اعتراف، بازسازی صحنه جرم انجام و کیفرخواست علیه متهم صادر شد. بااین‌حال، مرد سالخورده در دادگاه منکر قتل شد و گفت:«همیشه ازبی‌مهری همسرم ناراحت بودم.روزحادثه فقط جروبحث کردیم.به او فحاشی کردم و اواز ناراحتی سرش را به دیوار کوبید. من ضربه‌ای نزدم.» پسر خانواده نیز که تنها ولی‌دم پرونده بود، در دادگاه اعلام گذشت کرد.

شارژرهایی که جان گرفت
سیم شارژر تلفن همراه این روزها به یکی از آلت‌های قتاله تبدیل شده است. در یکی از پرونده‌های تکان‌دهنده جنایی سال گذشته، پسر جوانی در تبریز مادر خود را با سیم شارژر تلفن همراه خفه کرد و سپس توسط پلیس بازداشت شد. ماجرا به گفته منابع خبری محلی، زمانی فاش شد که نیروهای پلیس به دستور بازپرس ویژه قتل تبریز وارد تحقیقات شدند و متهم را تحت تعقیب قرار دادند.  این حادثه ضمن شوک‌آور بودن، جزو آن دسته از جنایت‌هایی است که انگیزه اختلافات خانوادگی و مسائل مالی یا شخصی عنوان شده است. براساس گزارش‌های منتشرشده، متهم که پسر جوانی بود، پس از ارتکاب قتل با استفاده از سیم شارژر، مادر خود را که در خانه حضور داشت، خفه کرد. نیروهای آگاهی پس از کشف سرنخ‌ها و بررسی صحنه قتل، بلافاصله او را بازداشت کردند. پلیس پس از دستگیری متهم او را برای تحقیقات بیشتر به بازپرسی ویژه قتل تبریز تحویل داد. در این مرحله بازپرس تحقیقات تکمیلی را آغاز و شواهد و مدارک را جمع‌آوری کرد. پزشکی‌قانونی نیز با بررسی زوایای پرونده، مرگ مقتول را بر اثر فشاروارده توسط سیم شارژر تأیید کرد‌.در یکی دیگر از موارد تکان‌دهنده خشونت خانوادگی، زنی میانسال در تبریز به‌دست همسرش با سیم شارژر تلفن همراه خفه شد. بر اساس گزارش، ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۳ در یکی از ساختمان‌های شهرک اندیشه تبریز، همسایگان صدای درگیری شنیدند که پس از لحظاتی به سکوت ختم شد. دقایقی بعد مرد میانسال که همسرش را به قتل رسانده بود، خودش با تماس تلفنی به پلیس اطلاع داد. ماموران و بازپرس ویژه قتل تبریز بلافاصله به محل اعزام شدند و در خانه، پیکر زن را بی‌جان و با وجود نشانه‌هایی از فشار شدید در ناحیه گردن یافتند.متهم که ظاهرا به‌وسیله سیم شارژر تلفن همراه، همسرش را خفه کرده بود، هنگام مواجهه با بازپرس فقط این جمله را به‌زبان آورد: «با سیم شارژر او را خفه کردم». این زوج دو دختر داشتند که هر دو ازدواج کرده و در زمان وقوع حادثه در خانه حضور نداشتند.  در پرونده مشابه دیگری دختری با سیم شارژر مادرش را خفه کرد. ماجرا به ظهر ۱۴ شهریور۱۳۹۹ بازمی‌گردد؛ تینا از طریق تماس با اورژانس خبر مرگ مادرش را اعلام کرد. امدادگران و ماموران پلیس با حضور در محل با جسد زن۴۳ ساله مواجه شدند. ابتدا تینا منکر قتل شد، اما با تناقض‌گویی‌ها و تحقیقات پلیس، دستگیر شد و به قتل مادرش اعتراف کرد. او انگیزه قتل را اعتراض مادرش به استفاده بیش از حد از گوشی و حضور در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد.با توجه به سن نوجوان، پرونده به کانون اصلاح و تربیت فرستاده شد و پس از تکمیل تحقیقات، به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد. تینا در برخی جلسات دادگاه اظهاراتش را تغییر داد و قتل را انکار کرد،اما در آخرین جلسه دفاعیات مجددا اعتراف کرد. بر‌اساس نظر پزشکی قانونی، رشد عقلی تینا زیر ۱۸ سال شبهه داشت. از این رو وی از قصاص معاف و به پرداخت دیه و سه سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت محکوم شد. تینا در تشریح ماجرا گفته است که در روز قتل، مادرش بعد از بیدار‌شدن و مشاجره درباره استفاده از گوشی، به او اعتراض کرده و درگیری رخ داده است. نوجوان افزود: «سیم شارژر گوشی مادرم را دور گردنش انداختم و فشار دادم. مادرم تقلا می‌کرد اما از حال رفت و فوت شد. بعد از آن تلاش کردم با دروغگویی پلیس را گمراه کنم.»

قتل مادر با دستمال
یک پسر نوجوان ۱۷ساله، پس از مصرف داروهای اعصاب و روان که باعث توهم او شده بود، مادرش را در آشپزخانه با یک دستمال قرمز خفه کرد. این حادثه هولناک با تماس پسر نوجوان با مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ فاش شد. او با صدایی لرزان گفت: «من مادرم را خفه کرده‌ام.» ماموران بلافاصله به محل اعزام شدند که فرزاد ۱۷ساله در را باز کرد و آنها را به آشپزخانه هدایت کرد. جسد مادرش که به پهلو روی زمین افتاده بود، مقابل ماموران قرار داشت. نوجوان در اظهارات خود گفت: «نفهمیدم چه‌کار کردم، انگار دچار توهم شده بودم. مادرم در آشپزخانه سرگرم آشپزی بود که یک دستمال قرمز برداشتم و دور گردنش انداختم و آن‌قدر کشیدم تا خفه شد. وقتی روی زمین افتاد، تازه متوجه شدم دیگر نفس نمی‌کشد.» وی درباره انگیزه جنایت توضیح داد که پس از جدایی پدرومادرش و اعتیاد پدر،حضانت او به پدرش سپرده شده. اما با ازدواج مجدد پدرش، نوجوان سرخورده شد و در ۱۲سالگی به مصرف مواد مخدر روی آورد. بعدها برای ترک اعتیاد نزد مادرش بازگشت و برای ترک مصرف، از داروهای اعصاب مادر استفاده می‌کرد که اثر توهم‌زا داشت. او گفت: «داروها باعث شد امروز مادرم را بکشم.» با اعتراف نوجوان، وی به اداره پلیس آگاهی منتقل و جسد مادر به پزشکی قانونی فرستاده شد. پس از تکمیل تحقیقات، فرزاد به اتهام قتل عمد به کانون اصلاح و تربیت معرفی شد. نتایج تست روانی و شخصیتی نشان داد که وی دچار اختلال شخصیت است.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها