سالهاست بسیاری از کارشناسان عملکرد دانشگاهها را به «برجهای عاجی» تشبیه میکنند که بهدور از واقعیتهای جامعه بهسر میبرند و تولیدات علمیشان_ هرچند پرارزش_ در قفسههای کتابخانهها خاک میخورند و دردی از جامعه دوا نمیکنند. این شکاف عمیق میان «دانشگاه» و «مسأله» حالا به یکی از اصلیترین نقاط ضعف نظام علمی کشور تبدیل شده و هربار با بروز بحران اجتماعی بیش از پیش خود را نشان میدهد. در چنین شرایطی رئیسجمهور بهتازگی در نامهای به وزیر علوم (حسین سیماییصراف) با تاکید بر اهمیت شناخت ابعاد مختلف تنگناها، چالشها و بحرانهای پیش روی کشور ماموریت داد ظرفیت دانشگاهها، پژوهشگاهها، اندیشکدهها وپارکهای علم وفناوری رادرمسیر شناخت زمینهها، ظرفیتها، ابعاد علل و نحوه بروز اعتراضات و پیامدهای آن فعال کرده و راهها و شیوههای مناسب پاسخگویی و مواجهه با این پدیده و حل مسائل راحداکثر ظرف مدت دو ماه به دفتر رئیسجمهور ارائه کند؛ ماموریتی که البته با دو پیششرط مهم میتواند برگ تازهای در دفترتحولات نظام آموزشی ایران باشد چراکه رئیسجمهور خطاب به وزیرعلوم،تحقیقات وفناوری بر توجه به موضوعیت رویکرد میانرشتهای و محوریت مسائل مبتلابه کشورواجرایی بودن راهبردها و راهکارهای پیشنهادی در شرایط کنونی کشورتاکیدکرده است؛ رویکردی که از نگاه کارشناسان میتواند آینده کشور را دستخوش تغییرات مثبتی کند.
حسین نصیری،مدیرگروهآموزشعالیمرکزپژوهشهای مجلس درگفتوگوباجامجم درارزیابی دورویکردمدنظر رئیسجمهور میگوید: یکی از نکات بسیار مهم تصمیم رئیسجمهور، توجه به رویکرد میانرشتهای است چراکه دانشگاههای ما تاکنون به مسائل نگاه تکرشتهای داشتهاند و دانشگاهیان عمدتا از زاویه تخصصهای خودشان به مسائل کشور نگاه میکنند. این درحالی است که مسائل و چالشهای جامعه صرفا ناشی از یک عامل نیست بلکه ابعاد مختلفی دارد. بنابراین صرفا با دید تکبعدی و تکرشتهای نمیتوان گرهی از مشکلات کشور بازکردولازم است همه رشتههای علمی و تخصصهای مختلف، یک پروژه میانرشتهای تعریف و از زوایای مختلف مسائل را تبیین کنند.آنطورکه او توضیح میدهد،رویکردعملیاتی بودن راهکارها نیز تاکید بسیار درستی است. چون دانشگاه سالهاست حرفهای کلان میزندوتئوریپردازی میکند درحالی که باید از برج عاج به میدان جامعه بیاید. دراین صورت راهکارهایی هم که ارائه میشودراهکارهای میانرشتهای و عملیاتی خواهد بود و با منطق کارشناسی همخوانی خواهد داشت. به گفته نصیری با توجه به آنکه واقعیتهای بدنه اجرایی با فضای آکادمیک جامعه فاصله زیادی دارد این دو رویکرد رئیسجمهور نگاه علمی و دقیقی است.
الزاماتی برای حل مسائل
بدین ترتیب این روزها که دولت حل معضلات اجتماعی را در آزمایشگاههای فکری دانشگاهها جستوجومیکندوگام تازهای در این راستا برداشته چه بایدکرد تا این ماموریت جدید به سرنوشت دهها ماموریتی که تنها روی کاغذ ماندهاند دچار نشود؟
مدیر گروه آموزش عالی مرکز پژوهشهای مجلس در توضیح الزامات این امر میگوید: یکی از الزامات مهم در پیوند واقعی دانشگاهها با مسائل کشور، دسترسی به دادههای کمی و کیفی است چراکه اگر یک استاد با نشستن در اتاق بدون اطلاع و داده پژوهش کند، حاصلی از آن بهدست نخواهد آمد. بنابراین باید داده در اختیار او قرار بگیرد و دستگاهها نیز با حفظ محرمانگی در ارائه اطلاعات همکاری لازم را داشته باشند. الزام دیگر موضوع همکاری است. متاسفانه این روزها سیستم علمی کشور بهسمتی رفته که تخصصگرایی باعث شده افراد نتوانند با یکدیگر همکاری کنند. به همین دلیل اکنون بسیاری از محققان و دانشمندان تمایلی به انجام همکاریهای علمی ندارند،چون یا این مسأله برایشان تعریف نشده یا امتیازی برای این همکاریها در نظر نگرفتهاند.بنابراین کارشناسان معتقدند بهجای آنکه یک فکر و یک دانشگاه را درگیر یک مسأله کنیم بهتراست اینکار راتوسط چند دانشگاه وبا نگاههای مختلف انجام دهیم چراکه لازم است دانشگاهها حرفهای متفاوت را بشنوند. درراستای این امر، وزارت علوم بهعنوان متولی مراکز علمی و آموزشی کشور باید برای همکاریهای علمی واقعی و نه صوری امتیاز بیشتری قائل شود. به گفته نصیری، یکی از الزامات دیگر نقشآفرینی مؤثر دانشگاهها در حل مسائل کشور، آزادی آکادمیک و علمی است. درواقع دانشگاهها باید بتوانند بیپرده، بدون سوگیری و بیواهمه مسائل جامعه را بهصورت دقیق و بابصیرت بیان کنند.
اندیشکدهها و پژوهشکدهها در اولویت
در اکوسیستم علمی کشور، تفاوت میان «دانشگاه» بهعنوان یک کانون آموزشی و «اندیشکده» بهعنوان یک اتاق فکر عملیاتی انکارناپذیر است. اگرچه دانشگاهها ریشه و اساس تولید دانش هستند اما ساختار سنگین و بروکراتیک آنها همراه ذهنیت غالب آکادمیک اساتید که عمدتا بر نظریهپردازیهای بلندمدت متمرکز است میتواند در مواجهه با بحرانهای فوری و اجتماعی، مانعی برای سرعت عمل ایجاد کند.
مدیر گروه آموزش عالی مرکز پژوهشهای مجلس معتقد است تغییر رویه در فضای دانشگاهی امری زمانبر است. چون اساتید دانشگاهی که سالها در بستر اندیشه آکادمیک پرورش یافتهاند، برای تغییر پارادایم خود بهسمت پژوهش کاربردی بحرانمحور به زمان بیشتری نیاز دارند. بنابراین برای دستیابی سریعتر و مؤثرتر به نتایج، پژوهشگاهها و اندیشکدهها باید در اولویت قرار گیرند تا ضرباهنگ حل مسائل کشور افزایش یابد.