اکران تخصصی مستند سینمایی «ناخدا عباس» در بوشهر
با حضور مسئولان و عوامل ساخت مستند «لبالب» انجام شد

اکران تخصصی مستند سینمایی «ناخدا عباس» در بوشهر

بازخوانی میراث ناخدا عباس دریانورد در گفتگو با دکتر گلناز سعیدی

انضباطِ ناخدایی در جغرافیای خانه

نوحه‌های پدربزرگ حالت الهامی داشت. بارها اتفاق می‌افتاد که نیمه‌شب، ناگهان از خواب بیدار می‌شدند و به اتاق کارشان می‌رفتند. صدای دستگاه تایپ که در سکوت شب می‌پیچید، گویای آن بود که نغمه یا شعر جدیدی به ذهن ایشان خطور کرده است. ایشان بلافاصله الهامات ذهنی خود را به روی کاغذ می‌آوردند.
نوحه‌های پدربزرگ حالت الهامی داشت. بارها اتفاق می‌افتاد که نیمه‌شب، ناگهان از خواب بیدار می‌شدند و به اتاق کارشان می‌رفتند. صدای دستگاه تایپ که در سکوت شب می‌پیچید، گویای آن بود که نغمه یا شعر جدیدی به ذهن ایشان خطور کرده است. ایشان بلافاصله الهامات ذهنی خود را به روی کاغذ می‌آوردند.
کد خبر: ۱۵۳۷۷۰۱
نویسنده فاطمه زارع زاده-روزنامه نگار

 

نام ناخدا عباس دریانورد در تاریخ بوشهر با اقتدار نظامی و نوآوری در موسیقی مذهبی پیوند خورده است. اما برای شناخت دقیق‌تر لایه‌های شخصیتی او، گریزی نیست جز آنکه از دریچه نگاه نزدیکانش به او بنگریم. دکتر گلناز سعیدی، نوه ناخدا عباس، که خود بیش از سه دهه سابقه تدریس در دانشگاه‌های معتبر را دارد و نویسنده یکی از کتب مرجع درباره پدربزرگ خویش است، در این گفتگو با نگاهی دقیق و مستند، از جزئیات سیره فردی، اسناد خانوادگی و نگاه پیشرو ناخدا عباس به مقوله تحصیل و خانواده سخن می‌گوید. او معتقد است که به جایگاه چندبعدی ناخدا عباس در تاریخ معاصر ایران، آن‌گونه که شایسته است، پرداخته نشده است.

خانم دکتر، برای شروع از جایگاه ناخدا عباس در بطن خانواده بفرمایید. میراث ایشان در کانون خانواده «سعیدی» چگونه بازتعریف شد و چطور یاد ایشان در خارج از جغرافیای بوشهر، مثلاً در تهران، زنده ماند؟

ناخدا عباس دریانورد در میان اعضای خانواده ما همیشه به عنوان یک اسوه و الگو مطرح بوده است. پدر بنده، مرحوم عبدالکریم سعیدی که داماد ایشان و خود از اهل فرهنگ و ادب بود، نقشی کلیدی در حفظ این میراث داشت. پس از مهاجرت به تهران، پدرم هرگز اجازه نداد پیوند ما با هویت و ریشه‌هایمان قطع شود. به همین دلیل در ماه‌های محرم و صفر، منزل ما در منطقه قلهک تهران به پایگاهی برای زنده نگه داشتن یاد ناخدا تبدیل می‌شد. مراسم روضه‌خوانی باشکوهی برگزار می‌شد و بوشهری‌های مقیم مرکز در آن شرکت می‌کردند.

احترام پدرم به همسرشان (مادرم مریم‌جان دریانورد، دختر ناخدا) و جایگاه پدربزرگم چنان بود که حتی هزینه چاپ اولین کتاب درباره ایشان را هم شخصاً بر عهده گرفتند و به آقای علی‌نقی بهروزی در شیراز سفارش تهیه خاطرات ناخدا را دادند. این نشان می‌دهد که در خانواده ما، ناخدا عباس نه یک خاطره، بلکه یک جریان جاری فرهنگی بود.

یکی از ویژگی‌های مشهور ناخدا عباس، انضباط نظامی ایشان است. این روحیه در محیط خانه و در تعامل با فرزندان و نوه‌ها چگونه خود را نشان می‌داد؟

بله، انضباط در زندگی ناخدا عباس حرف اول را می‌زد. جالب است بدانید که همسر ایشان، مادربزرگم بانو نصرت دریانورد، خود زنی بسیار منظم و مدبر بود. به دلیل مأموریت‌های طولانی ناخدا در دریا، رتق و فتق تمام امور خانه بر عهده ایشان بود و این نظم و مدیریت دقیق، به نسل‌های بعد، از جمله مادر بنده و حتی خود من هم منتقل شد.

پدربزرگ در عین جدیت و انضباط ناخدایی، با نوه‌ها و فرزندانش بسیار مهربان بود. برادرانم محمد و مسعود که دوران حیات ایشان را درک کرده‌اند، از عطوفت پدربزرگ در کنار آن دیسیپلین خاصش خاطرات شیرینی دارند. او مدیری بود که حتی در محیط خانه هم اجازه نمی‌داد امور از مدار نظم خارج شود، اما این کار را با اقتدار توأم با مهر انجام می‌داد.

درباره نحوه خلق نوحه‌ها روایات مختلفی وجود دارد. مادرتان از لحظات ثبت این آثار چه خاطراتی را برای شما نقل کرده‌اند؟

مادرم تعریف می‌کردند که نوحه‌های پدربزرگ حالت الهامی داشت. بارها اتفاق می‌افتاد که نیمه‌شب، ناگهان از خواب بیدار می‌شدند و به اتاق کارشان می‌رفتند. صدای دستگاه تایپ که در سکوت شب می‌پیچید، گویای آن بود که نغمه یا شعر جدیدی به ذهن ایشان خطور کرده است. ایشان بلافاصله الهامات ذهنی خود را به روی کاغذ می‌آوردند. نکته فنی و جالب در یادداشت‌های ایشان، استفاده مداوم از «جوهر سبز» بود. بسیاری از نسخه‌های خطی که از ایشان به جا مانده، با همین رنگ نگاشته شده است. این دست‌نوشته‌ها و اسناد ابتدا نزد دایی‌ام (عبدالحسین دریانورد) و مادرم بود که بعدها من در تدوین کتاب پایه پنجم با همکاری دکتر جعفر حمیدی از آن‌ها استفاده کردم و در نهایت طبق یک روال قانونی، کلیه اسناد را به بنیاد بوشهرشناسی و جناب دکتر مشایخی تحویل دادیم.

گویا برخی از اشیای شخصی ناخدا عباس هنوز در اختیار خانواده است که بار تاریخی زیادی دارند. از این اشیا و سرنوشت‌شان بفرمایید.

بله، برخی اشیا به عنوان یادگار در خانواده ماند. ساعت دیواری چوبی ایشان و همچنین پرگار مخصوص اندازه‌گیری زوایا (سکستانت) که ابزار تخصصی هدایت کشتی در دریا بود، به پسرخاله‌ام پرویز انصاری هدیه داده شد که اکنون در انگلستان ساکن است. همچنین عکس‌هایی از ایشان با لباس رسمی نظامی در کراچی موجود است. اما مهم‌ترین بخش مکتوب، دفترچه یادداشت روزانه ایشان در کشتی‌های پرسپولیس و مظفری بود که اکنون در مرکز اسناد بوشهر نگهداری می‌شود و مبنای تالیف دو کتاب دیگر توسط پژوهشگران شده است.

خانم دکتر، یکی از بخش‌های درخشان سیره ناخدا، نگاه ایشان به تحصیل دخترانشان در آن مقطع زمانی است. این موضوع چقدر در تربیت مادرتان و متعاقباً شما تأثیر داشت؟

این نکته بسیار حائز اهمیت است. در دورانی که نگاه به تحصیل زنان چندان مثبت نبود، ناخدا عباس بر آموزش دخترانش تأکید ویژه‌ای داشت. ایشان نه تنها مادرم را به مدرسه و مکتب‌خانه فرستاد، بلکه یک معلم خصوصی متدین در خانه استخدام کرد تا مادرم قرآن و دروس اسلامی را به صورت دقیق بیاموزد.

همین نگاه پیشرو باعث شد مادرم مریم‌جان، در خواندن و نوشتن و بیان، سرآمد باشد. ایشان نوحه‌های سخت و فنی پدرش را با همان صلابت و لحن خاص ناخدا اجرا می‌کرد و اشعار زیادی را از حفظ بود. ناخدا عباس ثابت کرد که تخصص و دیانت با پیشرفت تحصیلی خانواده در تضاد نیست.

شما خودتان هم در شرایط دشواری اقدام به گردآوری خاطرات ناخدا کردید. از آن دوران و انگیزه‌تان بگویید.

بله، در سال‌های ۷۹ تا ۸۱ که من برای مقطع دکتری در تاجیکستان پذیرفته شده بودم، با وجود مشغله‌های سنگین تحصیل و تدریس، احساس مسئولیت کردم که باید دِینم را به پدربزرگم ادا کنم. با تشویق‌های مادرم و با وجود سختی‌های راه، وقت زیادی گذاشتم تا دومین کتاب اختصاصی درباره ایشان را به چاپ برسانم. این کار برای من فراتر از یک وظیفه خانوادگی، یک ضرورت فرهنگی بود.

به عنوان سوال پایانی، شما به عنوان یک استاد دانشگاه، جایگاه ناخدا عباس را در تاریخ معاصر ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا حق مطلب درباره ایشان ادا شده است؟

صادقانه بگویم، خیر. بنده که بیش از ۳۰ سال سابقه تدریس در دانشگاه‌های کشور را دارم، معتقدم در حق ناخدا عباس اجحاف شده است. نام ایشان غالباً در حصار نوحه‌خوانی محدود شده، در حالی که ایشان در حوزه مقاومت دریایی، مدیریت گمرکات در خرمشهر و آبادان و همچنین در بحث‌های تخصصی موسیقی، یک نابغه و متخصص به تمام معنا بود. متأسفانه مورخان و رسانه‌ها کمتر به ابعاد اداری و نظامی ایشان پرداخته‌اند.

بزرگترین میراث ناخدا برای نسل جوان بوشهر این است که بدانند نباید در برابر سختی‌ها تسلیم شد. ناخدا عباس با تلاش مداوم و ایمان راسخ، ثابت کرد که اگر افق دید وسیع باشد، می‌توان از یک بندر کوچک، بر تاریخ یک کشور تأثیر گذاشت. امیدوارم پژوهشگران و فیلم‌سازان، ابعاد پنهان شخصیتی این مرد بزرگ را برای نسل‌های آینده بیشتر آشکار کنند.

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها