اگر فقط یک دلیل کافی باشد تا به پشتوانه آن بتوان با اطمینان از وزن غیرقابل انکار گرایش های زیست محیطی در مناسبات جغرافیای سیاسی (ژئوپلتیک) جهان امروز یاد کرد، همانا تغییر موضع و نرمش آشکار دولتمردان امریکایی
کد خبر: ۱۵۰۷۱۹
از حزب حاکم جمهوری خواه را می توان نشان تامل برانگیز و قابل اعتنا در این حوزه دانست . همان جمهوری خواهانی که تا چند سال پیش ، نه تنها از همه ابزارهای رسانه ای خود برای انکار پدیده تغییر اقلیم و تمسخر طرفداران این نظریه بهره بردند، بلکه حتی کوشیدند تا مخالفان نظرات خود را با تهدید وادارند در بیانیه هایی فرمایشی ، از باورهای خود اعلام انصراف دهند! رخدادی که بی شباهت به عملکرد قرون وسطایی رهبران کلیسا و بلایی که چند قرن پیش بر سر مارکوپولو، گالیله و... آوردند تا یافته ها و مشاهدات خویش را انکار کنند، نیست .کافی است به یاد آوریم ، در بحبوحه رقابت ال گور و جورج بوش در سالهای پایانی ریاست جمهوری بیل کلینتون ، حتی بسیاری از دوستان ال گور از حزب دموکرات از او خواستند تا به کیوتو نرود و وقت خویش را برای موضوعی که از نظر رای دهندگان امریکایی واجد اهمیت نیست ، به هدر ندهد! همزمان نیز اغلب بنگاه های سخن پراکنی دست راستی و نومحافظه کار در امریکا حتی جورج بوش پدر شروع کردن به «افراطی و دیوانه خواندن» ال گور و صراحتا اعلام کردند: «اگر افکار این مرد بر جامعه امریکا استیلا یابد، امریکا باید خود را برای بحرانی بزرگ و موج خطرناکی از رکود اقتصادی و بیکاری آماده کند.»از همین روست که اهمیت اقدام اخیر نومحافظه کاران امریکایی در ایراد سخنرانی های آتشین زیست محیطی و حتی برپایی مستقل کنفرانسی به همین نام ، می تواند بسیار تامل برانگیز و عبرت آموز باشد.اما وجدان های بیدار و افکار عمومی جهان حق دارند اینک از خود بپرسند چرا چنین چرخش 180درجه ای در آستانه دوانتخابات ریاست جمهوری امریکا رخ داده است؛ و اینک موضوعی که زمانی رای ها را فراری می داد، به مقوله ای جذاب و رای آور بدل شده است ! به نحوی که هر یک از دولتمردان جمهوری خواه و دموکرات تلاش می کنند تا با گرفتن ژست های زیست محیطی بیشتر نشان دهند که تا چه اندازه به ملاحظات زیست پایدار که بحران «جهان گرمایی» آن را به چالش کشانده است ، پایبند هستند.وقتی پیامدهای فقط یک طوفان دریایی ، چون کاترینا، می تواند تا 10برابر حملات تروریستی به برجهای دوقلو در منهتن نیویورک به اقتصاد امریکا ضربه بزند؛ وقتی روند انقراض گونه های منحصر به فرد گیاهی و جانوری با شتابی نگران کننده سیر صعودی می پیماید و وقتی طغیان افت ها و امراض گوناگون ناشی از تغییر اقلیم ، تنها در بخش کشاورزی می تواند خسارتی 500میلیارد دلاری برجای نهد؛ معلوم است که دیگر نمی توان از کنار چنین رخداد خطرناکی ساکت گذشت و یا کماکان به انکار آن ادامه داد. آنچنان که جمهوریخواهان نومحافظه کار را نیز به تغییر راهبرد وا می دارد.