ولایت علی (ع) ؛ قوام بخش وحدت اسلامی

21 رمضان مصادف است با شهادت مولای متقیان امیرالمومنین ، علی ع. امامی که هم کتاب خدا و هم سنت نبوی گواهان اصلی امامت و وصایت مسلم ایشان در میان جامعه مسلمانان هستند.
کد خبر: ۱۴۷۸۰۰

معمولا هرگاه سخن از بحث درباره ولایت و امامت و اهمیت آن از حیث قرآن و سنت نبوی می شود ، یکی از شبهاتی که مطرح می شود احتمال ایجاد تفرقه و لطمه زدن به وحدت مسلمانان است . این مطلب با توجه به این که در سال اتحاد و انسجام اسلامی و ملی به سر می بریم ، اهمیتی مضاعف می یابد اما نظر علمای خبره در مباحث اعتقادی این است که نه تنها این مباحث ضرری به وحدت وارد نمی کند بلکه از اساسی ترین عوامل ایجاد وحدت است . در همین رابطه گفتگویی را با حجت الاسلام و المسلمین سیدکاظم ارفع از استادان حوزه علمیه و ازجمله محققان این عرصه انجام دادیم که ایشان در این گفتگو به نکات دقیقی در این باره اشاره کردند.
وی مولف کتاب گرانقدر «آیات الولایه» است که در این کتاب آیاتی از قرآن را که براساس احادیث و روایات مشهور و قبول سنی و شیعه در شان فضایل علی ع نازل شده است ، جمع آوری و بررسی کرده اند.
اخلاق در نهج البلاغه (در 3 جلد) ، روش ارشاد نسل جوان ، اخلاق در قرآن (در 4 جلد) و سیره عملی اهل بیت ع (در 14 جلد) از دیگر آثار ایشان است. آنچه می خوانید مشروح این مصاحبه است.


آیا بحث از ولایت و مختصات اعتقادی شیعه با ایجاد وحدت در میان مسلمانان تعارض دارد؛
مبحث ولایت و امامت مغایرتی با وحدت اسلامی ندارد. چرا که برخاسته از قرآن و کلمات نورانی حضرت رسول اکرم ، بنیانگذار گرامی مکتب اسلام است . بنابراین وقتی ما صحبت از امامت و ولایت می کنیم ، چیزی نیست که پس از پیامبر مطرح شده باشد تا بگوییم عده ای که شیعه نیستند، نمی توانند مساله امامت و ولایت را قبول کنند. ما معتقدیم بخشی از آیات قرآن براساس نقل اهل سنت ، تنزیلش در شان ائمه طاهرین و خاندان عصمت ع است . بنابراین جای هیچ شبهه ای وجود ندارد که ما گمان کنیم که تعارضی بین مساله امامت و اعتقادات دیگر اسلامی وجود داشته باشد. به عنوان مثال ، همان طور که در مقدمه کتاب آیات الولایه آمده ، روایاتی در این زمینه وجود دارد که اهل سنت قبول دارند و استادان نقلی آنها بیشتر از اهل تسنن است تا شیعه ؛ مثل حدیث ثقلین و حدیث منزلت و احادیث از این قبیل . مثلا درخصوص حدیث ثقلین اگر 100 سند وجود داشته باشد ، 20 تا از آنها متعلق به شیعه است و 80 تای دیگر متعلق به اهل سنت است .آیه ای از قرآن وجود دارد که می فرماید «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا». براساس این آیه ، چیزی باید وجود داشته باشد که مورد تمسک قرار گیرد تا آن عامل وحدت باشد که حبل الله باشد. وقتی به کتابهای اهل سنت مراجعه کنیم ، می بینیم که آنها هم حبل الله را ولایت و گاهی شخص امیرالمومنین علی ع معنا کردند. در کتاب ینابیئ الموده قندوزی (عالم اهل سنت) در ذیل این آیه روایات متعددی نقل شده که حبل الله ، امیرالمومنین علی ع است . پس نتیجه می گیریم که مساله بحث درباره ولایت و امامت نه تنها تعارضی با وحدت ندارد ، بلکه وحدت آفرین است و کسانی از این نوع مباحث رنج می برند که پس از پیامبرص دین تراشی و عقیده تراشی کردند و حتی از رسول خداص و قرآن هم سبقت گرفتند. ما چیزی را خارج از قرآن و گفتار رسول خداص را برای اثبات حقانیت شیعه انتخاب نمی کنیم اما عده ای برای اثبات حقانیت خود امور دیگری را انتخاب کردند. یعنی حتی گفته های رسول خداص را زمین گذاشتند و متوجه گفته های دیگران شدند که جنبه های بدعت داشت اگر دقت بفرمایید ، می بینید که مساله غدیر خم در عصر رسول خداص اتفاق افتاده است .مساله نصب خلافت بلافصل امیرالمومنین علی ع در گفتار پیامبر که در کتابهای اهل سنت وجود دارد که پیامبرص فرمودند «انت خلیفتی و وصیی» اتفاق افتاده است بنابراین آنهایی که وحدت را شکستند ، پس از پیامبر باعث شکست وحدت شدند والا رسول گرامی اسلام از منویاتشان همین بود که بلایی که بر سر امت بنی اسرائیل و امت موسی اتفاق آمد ، بر سر امتش نیاید. بنابراین در زمان حیات خودش ، نصب خلافت کرد تا این تعارض ها، اختلافات و جدایی ها ایجاد نشود ولی متاسفانه همان هایی که ادعای تسنن دارند، (سنی یعنی کسی که معتقد به سنت پیامبر است) در عمل خلاف آن را انجام دادند یعنی دنبال سنت و سیره پیامبر نبودند. چون به سیره پیامبر که مراجعه می کنیم ، می بینیم که یکی از چیزهایی که پیامبر جزو روش متداول خود قرار داده بود، اثبات خلافت بلافصل امیرالمومنین ع و تفهیم و توجه دادن مردم به این اعتقاد مسلم بود. پس تعارضی میان بحث از ولایت و وحدت مسلمانان نیست و اتفاقا یکی از عواملی که می تواند موجب وحدت میان مسلمانان شود، پیروی از مکتب ولایت است و حبل الله می تواند وجود مبارک علی ع باشد. از ایشان به عروه الوثقی هم در روایات تعبیر شده و حتی تعبیر صراط مستقیم شده است که خود حضرت علی ع در خطبه غدیریه به آن اشاره دارد. مرحوم شیخ طوسی در مصباح المتحجد خطبه ای را از امیرالمومنین علی ع نقل می کند که ایشان می فرماید «انا صراطالمستقیم» آن راه مستقیمی که قرآن به آن اشاره می کند من هستم بنابراین کسانی که از این صراط مستقیم منحرف شدند، تفرقه اندازند و باعث جدایی مسلمانان از هم شدند و پیدایش 73 فرقه را در جامعه اسلامی موجب شدند.

به نظر می رسد اگر نگاهی تاریخی به نظریه وحدت مسلمانان هم داشته باشیم ، می بینیم خاستگاه آن غالبا از پیروان مکتب امامت و ولایت نشات گرفته است.
شیعه معمولا همواره در مقام ایجاد اتحاد بوده است. ما در سیره ائمه هم می بینیم جایی نیست که ائمه ما موضع تندی در مقابل کسانی که حتی آنها را به امامت قبول نداشتند ، بگیرند. چون مخالفان نام اسلام را یدک می کشیدند ، با آنها مواجهه نمی کردند ، مگر این که جنگی مثل صفین و نهروان پیش بیاید والا مثلا ببینید روش امام صادق ع با غیر شیعه چگونه بوده است . در بعضی روایات آمده است که امام صادق ع به بعضی از اهل سنت کمک مالی می کردند چراکه آنها مظلوم بنی امیه قرار گرفته بودند.واکنش ائمه ما در مقابل غیر شیعه این گونه مهربانانه و صمیمانه است و در نظر ائمه بالاخره اینها گوینده شهادتین بودند و بنی امیه حقوق چنین کسانی را ضایع کرده بودند و امام صادق ع اموالی را از بیت المال در اختیار آنها قرار می داده که آنها مظلوم واقع نشوند ، در نظر امام همان طور که به شیعه از جانب بنی امیه ظلم شده ، به اهل تسنن نیز ظلم شده است و لذا به آنها کمک می کردند ، مثلا در شهر مدینه پس از حادثه کربلا و پس از ظلم وسیعی که حاکم شهر مدینه بر کل مردم آنجا انجام داد ، بسیاری از خانواده ها بی سرپرست شدند و ما در روایات داریم که امام سجادع برای فقرای مدینه نان و خرما می بردند و مواد غذایی تهیه می کردند. هیچ جای تاریخ نداریم که حضرت در این باره گزینش می کردند و فقط به شیعیان کمک می کردند و به اهل تسنن کمک نمی کردند.عمل ائمه ما همیشه انعطافی و عاطفی بوده است . برخلاف مواضعی که دشمنان و مخالفان در مقابل آنها داشته اند. همین الان هم در دنیا به عنوان شاهد زنده ببینید برخورد شیعه با اهل سنت چگونه است؛ ادبی که ما نسبت به آنها انجام می دهیم ، چگونه است؛ تمام حقوق شهروندی ای که حکومت اسلامی ایران برای شیعیان قائل است ، برای اهل تسنن نیز قائل است و هیچ نوع تبعیضی را برای تقسیم بیت المال و اداره شهرها شیعه نشین و سنی نشین قائل نیست . درخصوص رابطه شیعیان با اهل تسنن خارج از کشور نیز این چنین است . یک بار اتفاق نیفتاده است که شیعه ای به کشور سنی نشینی برود و یک سنی را به جرم سنی بودن آزار دهد ولی متاسفانه عکس این مورد بارها علیه شیعه از سوی بر خی از مذاهب غیر شیعه انجام شده است . شما امروز می بینید که شیعه به جرم اعتقادش باید اعدام و کشته شود ، مثلا در عراق زمان صدام بنابراین شیعه همیشه منادی وحدت بوده است و همیشه فریاد داده است که ما همگی گوینده شهادتین هستیم و وجوه اشتراک فراوانی داریم . ما به یک قبله نماز می خوانیم ، عبادات مشابه داریم (نماز، حج ، روزه و...). چرا باید با هم در ضدیت باشیم؛ من همان طور که در مقدمه آیات الولایه نوشتم ، اصلا بحث امامت و ولایت عامل وحدت است و هیچ منافاتی با وحدت ندارد.

مذهب علیه مذهب


در حادثه شهادت علی ع یکی از نکات قابل توجه این است که به نظر می رسد شمشیر مذهب علیه رهبر مذهب نواخته شده است؛ با توجه به این نکته ریشه های این حادثه را چگونه تبیین می کنید؛
این یعنی با مذهب ، مذهب را کوبیدن. یکی از راههای شیطانی علیه مذاهب اصیل ، با اسم مذهب مذهب را سرکوب کردن است.
چنان که در عصر ما هم مواردی پیدا می شود که افرادی با اسم مذهب ، مذهب را سرکوب می کنند و دینداران را منزوی می کنند. نمونه های بارز زیادی را ما در تاریخ سراغ داریم. بعد از مشروطه چهره هایی پیدا شدند در چهره مذهبیون.
در حالی که آنها عامل استعمار و بیگانه بودند و می خواستند در لباس مذهب ، مذهب واقعی و ناب را در درون بی محتوا کنند. دقیقا همین حرکت در زمان علی ع حادث شد.
از همان زمان که منافقین و سپاهیان معاویه قرآنها را بر سر نیزه زدند و امام علی ع فرمود این ظاهر حقی دارد ولی فریب آن را نخورید که باطل را از آن اراده کردند ولی یاران ع فریب آن را خوردند و در نتیجه آنها با قرآن ، قرآن ناطق را کنار زدند و خوارج هم شعبه دیگری از همین منافقین در قالب دیگری بودند.
همچنین است داستان اصحاب جمل. چرا باید آنها همسر پیامبر را سوار شتر کنند و به جنگ آورند. چرا که می خواهند با مذهب ، مذهب را بکوبند.
در جنگ با خوارج هم می بینیم که دشمنان امام علی ع اهل نماز شب بودند و پیشانی هایشان از این نمازها پینه بسته بود و در ادامه همین حرکت نهروان ، ابن ملجمی پیدا شد که شمشیر را بر سر علی ع زد و دیدیم که شمشیری به نام مذهب ، با شعار این که حکم مختص خداست و بدون توجه به این که این حکم ، مجری هم می خواهد و با منطقی به ظواهر مذهبی شمشیر را بر سر علی ع کوبیدند.

لذا می بینیم مراجع تقلید ما مثل مرحوم آیت الله العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی (ره) تلاش می کردند با دنیای اسلام رابطه بر قرار کنند و تقریب مذاهب را ایجاد کنند.و بنیانگذار تقریب بین مذاهب اسلامی ، مرحوم آیت الله العظمی بروجردی بوده است که با اقدام ایشان در آن عصر رئیس دانشگاه الازهر مصر آماده می شود بپذیرد و در دنیا اعلام کند که نگویید 4 مذهب اسلامی بلکه بگویید مذاهب خمسه که مذهب شیعه را هم شامل شود. تا آن زمان مذهب شیعه را جزو مذاهب اسلامی به حساب نمی آوردند و ما را رافضی و از دین خارج شده می دانستند ولی انعطافی که آیت الله العظمی بروجردی در آن زمان نسبت به اهل سنت نشان داد و هشیاری ای که رئیس دانشگاه الازهر مصر داشت ، باعث این امر شد و مذهب شیعه از سوی اهل سنت به رسمیت شناخته شد.

قرآن چگونه به بحث ولایت و امامت ، بویژه در مورد حضرت علی ع اشاره دارد؛
یکی از عواملی که باعث ایجاد انگیزه در من برای نوشتن کتاب «آیات الولایه» شد ، مواجهه با روایتی از ابن عباس است . همان طور که می دانید ابن عباس هم مورد تایید شیعه است و هم اهل تسنن. یعنی هم ما روایات او را می پذیریم و به آنها استناد می کنیم و هم اهل تسنن . ابن عباس با روایتی که بیشتر آنها از اصحاب حضرت رسول ص هستند ، نقل می کند که «نزلت فی حق علی اکثر من ثلاث ماه آیه» یعنی در حق علی ع متجاوز از 300 آیه نازل شده است و عجیب این که اهل سنت هم این روایت را نقل کردند و آن را قبول دارند. وقتی من این روایت را دیدم ، با خود گفتم چرا ما این را به صورت زنده در نیاوریم و در اختیار مردم قرار ندهیم؛ خداوند به من توفیق داد و این اقدام را آغاز کردم و به سراغ تفاسیر شیعه و سنی رفتم و تعصب را هم کنار گذاشتم و از نظرات و تفاسیر اهل سنت استفاده کردم تا یک بعدی قضاوت نشود و لذا اگر پاورقی های کتاب را ملاحظه کرده باشید ، در المنصور سیوطی ، تفسیر کبیر فخر رازی ، المنار محمد عبده و... را انتخاب کردیم تا این مجموعه اگر به دست یک سنی هم بیفتد ، نگوید آن را یک شیعه متعصب نوشته و ما آن را قبول نداریم . من دوست تاجری دارم که در امریکا زندگی می کند و تابستان ها به ایران می آید و بسیار اهل مطالعه است. می گفت در ایران و در ترکمن صحرا من دوستان تجاری ای دارم و این کتاب آیات الولایه باعث شد من شبها با آنها درخصوص مباحث این کتاب محاجه کنم و این اتفاق در امریکا هم افتاد. تعدادی بر اثر همین مباحث شیعه شدند چرا که در این کتاب تعصب وجود نداشت و تلاش شده است هیچ مطاعنی وجود نداشته باشد.شما می دانید 3 جلد بحار مطاعن است (مقصود از مطاعن روایاتی است که بصراحت رد خلفا است) ولی تمام تلاش من این بود که اگر کتاب به دست یک غیر شیعه بیفتد، شیعه شود و بنابراین من مناقب را در این کتاب ذکر کردم و نه مطاعن را.در این کتاب فضایل حضرت علی ع و شان نزول آیاتی که در مورد ایشان است و همچنین آیاتی که در مورد دیگر اهل بیت و امام زمان ع است را ذکر کردیم.

از آیات مشهوری که بیشترین دلالت را دارد ، نمونه هایی ذکر کنید؛
بیشترین دلالت را یکی آیه تبلیغ دارد و اصلا به تعبیر من کل سوره مائده. چرا که پنج ، شش آیه ای که خیلی در اثبات خلافت بلافصل امام علی ع مشهور است ، در سوره مائده قرار گرفته است . آیه اکمال دین ، آیه تبلیغ ، آیه خاتم بخشی حضرت علی ع و... و من می خواهم بگویم سوره مائده از این جهت واقعا مائده ولایی از جانب پروردگار برای امت اسلام است.

بنابراین اگر نظریه ای را که در میان برخی مسلمانان رواج دارد که می گوید «حسبنا کتاب الله» را هم بپذیریم و صحیح بدانیم ، باز ولایت شیعی مورد پذیرش خواهد بود.
اگر واقعا به صداقت چنین ادعایی شود ، حرفی نیست. بر اساس روایات معصومین «القرآن یهدی الی الامام و الامام یهدی الی القرآن» قرآن ما را به سوی امام هدایت می کند و امام ما را به سوی قرآن هدایت می کند. اینها جدای از هم نیستند و خود حدیث ثقلین هم از همین حکایت می کند. وقتی پیامبرص می فرماید قرآن و عترتم را نزد شما امانت می سپارم به همین معناست . کسی که می گوید حسبنا کتاب الله ، باید صادق باشد.همین امسال که من عمره بودم ، جوانی مرا دید و از من پرسید شما چرا به امامی که مرده و به پیامبری که مرده متمسک می شوید و من به او گفتم شما به عنوان مسلمان بالای سر قبر عمر و ابوبکر و مقبره پیامبرص این آیه شریفه را نوشتید که «لاترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی». «صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر نبرید.» من به او گفتم چرا این آیه را نوشتید. اگر این آیه مربوط به زمان حیات پیامبر است ، پس چرا الان آن را نوشتید و اگر برای تمام ازمنه است ، همین الان هم به احترام او نباید صدا را بلند کرد. پس به این معناست که پیامبر الان هم ما را می فهمد و اعمال ما را حس می کند. پس توسل من هم به ایشان بی وجه نیست. پس ما از همین قرآن برای حقانیت اعتقادمان استفاده می کنیم. یا در آیه دیگری می خوانیم که «ای کسانی که ایمان آوردید ، تقوا را پیشه خود قرار دهید و برای رسیدن به خدا وسیله تهیه کنید.»

درخصوص دلایل عقلی نیاز به امامت و ولایت توضیح دهید؛
وقتی یک معلم بخواهد به مرخصی برود ، متعلمان نیاز به پرکردن جای معلم دارند. عقل می گوید معلم کسی را جای خود بگذارد که بتواند آن درس را بدهد. همچنین عقل می گوید اگر رسول اکرم می داند از دنیا می رود کسی را برای جایگزینی خود معرفی کند که تالی خودش باشد و از نظر درک علمی در سطح خودش باشد ، نه این که مردم را به حال خود رها کند. در قرآن می بینیم که موسی کریم برای 40روز که بناست در کنار مردم نباشد ، آنها را بی سرپرست نمی گذارد و برادرش هارون را که او هم پیامبر است ، جای خود می گذارد تا مردم بدون سرپرست نمانند بنابراین عقلانی است که پیامبر جانشینش را در زمان حیاتش انتخاب کند و مردم را به حال خود رها نکند.

به نظر می آید به دلیل ظلمی که به حضرت علی ع درخصوص خلافت سیاسی جامعه مسلمانان شده است ، ما شیعیان بیشتر به بحث از جنبه های سیاسی ولایت متوجه شدیم و از جنبه های غیرسیاسی آن غافل شدیم.
جنبه های غیرسیاسی ، بحثهای اعتقادی است. ما باید سیره ائمه را معرفی کنیم و بدانیم وقتی حق بیاید ، باطل خود می رود و نیازی به بحث سیاسی نیست. ما می توانیم حیث رفتاری ائمه را برای مردم تبیین کنیم. خود به خود مخالفان آن بزرگواران خلع سلاح می شوند یعنی ما صرفا مناقب اهل بیت را نقل کنیم و نیازی هم نیست بگوییم دشمنانشان چه کسانی هستند چرا که وقتی مردم علی ع را شناختند ، سراغ غیر علی نخواهند رفت.

حسین محمدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها