روایتی از حماسه کربلا در ۵ پرده

روایتی از حماسه کربلا در ۵ پرده
«سوگ شفق» روایتی از حماسه کربلا در پنج پرده بود. تمام پرده‌های اجرای این کنسرت با نقاشی امیرمحمد سرمدی و نظارت استاد حسن روح‌الامین همراه بود که به صورت موشن‌گرافی و با توجه به مضمون هر پرده به نمایش درآمد.
کد خبر: ۱۴۲۲۵۶۶

پرده اول/ زان یار دلنوازم شکری‌ست با شکایت

پرده اول نمایش به گونه‌ای تقابل خیر و شر است. روایتی موسیقایی که ابتدا توسط گروه کر و با اشعاری از حافظ شیرازی مرور می‌شود و درنهایت ابلیس وارد صحنه می‌شود و ستار روزبه، اشعاری از فردوسی را می‌خواند:

چو ضحاک شد بر جهان شهریار
بر او سالیان انجمن شد هزار
سراسر زمانه بدو گشت باز
برآمد بر این روزگار دراز

در ادامه گروه کر اجرا را پی می‌گیرد و با خوانش اشعاری از حافظ و ابوتراب جلی، فضایی بهت‌آمیز را در سالن مسلط می‌کند.

پرده دوم/ مرد جنگی را هراس از جنگ نیست

پرده دوم اما راوی صبح عاشورا است و با رجزخوانی عمر سعد (امیرحسین سمیعی) آغاز می‌شود:

آمده‌ام امروز پیکاری کنم
خون ز قلب تیغ‌ها جاری کنم...

سپس مجتبی عسگری (راوی شخصیت امام حسین(ع)) وارد صحنه می‌شود و به رجزخوانی عمر سعد پاسخ می‌دهد:

مرد جنگی را هراس از جنگ نیست
زیستن با ظلم غیر از ننگ نیست
گر غریبی خسته دور از میهنم
میهمانم بر شما کی دشمنم

این گفت‌وگو با همراهی گروه و سازهای ارکستر ادامه می‌یابد و در نهایت وارد پرده سوم می‌شود.

پرده سوم/ وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم

پرده سوم اجرا، راوی بازگشت جناب حُر نزد لشگر امام حسین(ع) است؛ جایی که سازها راوی یک جنون می‌شود و اینجا گفت‌وگویی آهنگین و چالش‌برانگیز میان حُر، شمر و عمربن سعد درمی‌گیرد:

جناب حر:
یا رب چگونه می‌شود امروز کار ما
خیر است یا شر عاقبت کارزار ما...

شمر:
بنگر همای بخت که بر شانه‌ات نشست
آبادی و امید که بر خانه‌ات نشست

عمر بن سعد:
جز ما امیر بر همه عالم نیستی
فرمانروای پهنه این دشت کیستی

و در نهایت با آواز مجتبی عسگری در اوج پایان می‌گیرد:

روز ازل که عهد خلایق ستانده‌اند
نام تو را به جرعه پاکان نشانده‌اند
تو حر عاشقی و چه زیباست نام تو
حقا تو را چه خوش که به این نام خوانده‌اند

پرده چهارم / ای اهل حرم میر و علمدار نیامد

پرده چهارم یک سوگ عمیق است. سازها و نواها برای روایت شهادت حضرت عباس(ع) هم‌صدا می‌شود و گروه کر آغازکننده است:
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی‌نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است...

سپس یک عاشقانه آرام میان هادی فیض‌آبادی(حضرت عباس(ع)) و مجتبی عسگری(امام حسین(ع)) شکل می‌گیرد و در نهایت گروه کر خبر می‌دهد که:

ای اهل حرم میر و علمدار نیامد...

پرده پنجم /وقت سفر رسیده و هنگام دوری است
پرده پنجم اجرا، همان پایان کار، یعنی شهادت امام حسین(ع) است. گروه کر شعری از مولانا «کجایید ای شهیدان خدایی» را می‌خواند و شمر همچنان رجز می‌خواند. همنوازی بی‌نظیری در ارکستر شکل می‌گیرد و مجتبی عسگری (امام حسین(ع)) می‌خواند:
 
وقت سفر رسیده و هنگام دوری است
بر من بلاست قسمت و بر تو صبوری است
ما زیر بار ظلم کمر خم نمی‌کنیم
مردن به چشم باز به از ننگ کوری است

newsQrCode
ارسال نظرات
۲۰۰ بار اهدای زندگی

حسین زمانی، بازیگر تلویزیون در گفت‌و‌گوی اختصاصی با روزنامه «جام‌جم» از ۲۰۰ بار اهدای خون و ترویج فرهنگ ایثار می‌گوید

۲۰۰ بار اهدای زندگی

نیازمندی ها