به دست گرفتن سکان متزلزل دیپلماسی کشور در زمان تشدید دوباره تحریم های اقتصادی و در حالی که کشور در بحران مناقشات هسته ای به سر می برد، نیازمند نوعی تحرک دیپلماتیک در سیاست خارجی بود. به این منظور، راهبرد بنیادین دولت نهم در عرصه روابط خارجی ، وارد آوردن شک اساسی در ساختار سیاست خارجی کشور در دوره جدید به معنی نوعی تجدیدنظر بود.دلیل تجدیدنظر سیاست خارجی دولت نهم در عرصه روابط بین الملل ، ضعف و کندی دیپلماسی دولتهای قبلی در تامین منافع کشور بود، اتخاذ این راهبرد در حال حاضر باعث حصول نتایج مثبت و قابل توجهی شده است که می توان جهش دیپلماسی کشور از موضع انفعالی سالهای گذشته به موضع فعال و کارآمد را یکی از نتایج این راهبرد دانست.
در این راستا وحدت رویه و ثبات رای و همکاری کامل بین تصمیم گیران و سیاستگذاران کشور، نکته بسیار قابل تاملی محسوب می شود. از سوی دیگر وجود وحدت آرا و ثبات کافی در تصمیم گیری را می توان ناشی از حضور اندیشه های عالمانه و اطلاعات کافی و کارشناسانه در این زمینه به حساب آورد. بدون شک تصمیم گیری دیپلماسی دولت نهم با پشتوانه علمی و با وجود وحدت آرا و ثبات نظر، تاکید موکدی است بر مواضع محکم و اصولی و غیرقابل برگشت جمهوری اسلامی ایران که این امر نیز می تواند در پیشبرد اهداف کشور در منطقه و جهان بین الملل بسیار موثر و مفید واقع شود، جدا از یادآوری این نکته که وجود ثبات تصمیم گیری بین مردان دیپلماسی دولت نهم ، طرح عقاید و آرا نظام جمهوری اسلامی ایران از موضع قدرت بوده که این نیز نشانگر حضور قاطعانه سیاست کشور در عرصه نظام بین الملل و در دوره جدید آن است.
یکی دیگر از دلایل موفقیت دیپلماسی دولت نهم را شیوه های بیان مواضع اصولی کشور، می توان قلمداد کرد که به عنوان مثال ، ایران برای شرکت در اجلاس شرم الشیخ با دعوت های رسمی رئیس جمهور ایالات متحده ، وزیر خارجه این کشور، وزیر خارجه مصر و همچنین دیگر سران کشورهای اروپایی و خاورمیانه مواجه بود. این مساله قطع به یقین تاکید جهانی بر حضور قدرتمندانه سیاست خارجی دولت نهم در مجامع بین المللی ، ورای حساسیت نقش ایران به منزله وزنه تعادلی منطقه محسوب می شود. رویکرد این راهبرد از سوی دیگر، باعث طرد تصورات غرب مبنی بر ضعف و ترس دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ، همان گونه که تا حدی در دولتهای قبلی وجود داشت ، گردید و این امر تاکیدی دوباره بر ویژگی نقش ایران در حل و فصل مناقشات موجود در خاورمیانه است.
شرق گرایی متعادل
از آنجا که توجه و اهمیت به کشورهای غربی همواره در دیپلماسی و سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (دوره های گذشته) جایگاه ویژه ای داشته است ، توجه به تعادل روابط موجود میان کشورهای غربی و شرقی ، اهتمام ویژه ای است که در دوره جدید دیپلماسی جمهوری اسلامی ، به آن پرداخته شده است . توجه به کشورهای شرقی ، چین ، هند و کشورهای آسیای جنوب شرقی که کشورهای نو صنعتی نام گرفته اند، به معنی استفاده از امکانات و گسترش روابط دوجانبه از لحاظ کمی و کیفی بین دو دولت است. به هر حال توازن ارتباطات بین المللی به قدر اهمیت طرفهای مقابل به لحاظ توانایی های متفاوت ، نگاه ویژه ای است که که در دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران ، برای تحصیل هر چه بهتر منافع ملی به آن پرداخته می شود. از طرفی نیز رویکرد این سیاست به معنی تجدیدنظر در نوع روابط موجود ایران با کشورهای غربی تلقی نمی شود.
ولی با وجود همه این قوتها باید بیش از گذشته به قدرت پیش بینی دستگاه دیپلماسی کشور افزوده شود، به آن دلیل که تغییرات سیاسی و رویکردهای کشورها در زمان حاضر آن قدرت سریع رخ می نماید که اگر دیپلماسی کشور نتواند بسرعت خود را برای تغییراتی ناگهانی و سریع آماده کند، دچار انفعال می شود و قدرت چانه زنی کشور کاهش می یابد.