به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین، با حضور ماموران، تحقیقات آغاز و عاملان این سرقتها که دو نگهبان فروشگاه زنجیرهای بودند، بازداشت شدند. این هفته رو در روی یکی از نگهبانان نشسته و او از روش سرقتهایشان و انگیزه خود گفت.
چرا دست به سرقت زدید؟
به خاطر مشکلات مالی. خرج و دخلمان باهم جور در نمیآمد و برای همین تصمیم گرفتیم راهی پیدا کنیم که بدهیهایمان را پرداخت کرده و کمی به اوضاع زندگیمان برسیم. اما نقشهای که کشیدیم نه تنها دردی را درمان نکرد، بلکه به دزدانی تبدیل شدیم که سابقهمان باعث میشود دیگر جایی به ما کار ندهند.
فروشگاه دوربین داشت و به این فکر نمیکردی بازداشت شوی؟
دفعهاول ترس داشتیم اما از همان ابتدا میدانستیم دوربینها را بررسی نمیکنند. اگر هم دوربینها بازبینی میشد، بهانه میآوردیم که قصد پرکردن فروشگاه را داشتیم و وسایل را برای فروشگاه بردیم. گرچه این بهانه کارساز نبود.
سرشماری و کسری اموال چطور؟ با این موارد چکار میکردید؟
بررسی اموال و وسایل هم خیلی با دقت صورت نمیگرفت و ما در مدتی که آنجا کار میکردیم متوجه این موضوع شدیم.
چه شد ماجرای سرقتهایتان لو رفت؟
زمانی که فروشگاه متوجه کسری در انبار میشود، تصمیم به شکایت میگیرد. نماینده حقوقی شرکت به ادارهآگاهی میرود و از سرقت وسایل انبار شکایت میکند. پلیس هم باتوجه به این که فروشگاه هم دوربین داشته و هم نگهبان، به این نتیجه میرسد سرقت از سوی افراد داخلی است. دوربینها را که بازبینی میکنند، به من و همکارم میرسند. بازداشت که شدیم ابتدا سعی کردیم کتمان کنیم اما تصاویر ما در دوربینهای مداربسته و کلی مدرک دیگر باعث شد بالاخره واقعیت را بگوییم.
اما بهانهتان برای پلیس منطقی نبود؟
دقیقا، وقتی واقعیت را نمیگویی کسی باور نمیکند. ما سعی کردیم بهانه بیاوریم و صحنهسازی کنیم اما بیفایده بود و در نهایت به سرقتهای سریالی اعتراف کردیم.
سرقت را چطور انجام میدادید؟
اولین بار چند ماه قبل بود که به خاطر مشکلات تصمیم به سرقت گرفتیم. وقتی سرقت اول را انجام دادیم و کسی از ماجرا باخبر نشد، با خودمان گفتیم موارد دیگر را هم متوجه نمیشوند.
برای همین تصمیم گرفتیم به سرقتهایمان ادامه دهیم. در چند مرحله، در زمان خلوتی فروشگاه، سرقت میکردیم و وسایل سرقتی را داخل پرایدمان قرار داده و آنها را به خانههایمان انتقال میدادیم.
با وسایل سرقتی چه میکردید؟
دستفروشی به نام حامد را میشناختیم. او به ما گفتهبود اگر جنس یا وسیلهای دارید، آنها را میخرم. با او هماهنگ کردیم وسایل فروشگاه را به او میفروختیم. مقداری از ضایعات فروشگاه از جمله کارتن و ضایعات فلزی را هم از فروشگاه خارج کرده و آنها را نیز میفروختیم.
چقدر گیرتان آمد؟
نفری 300 میلیون تومان.
اما فروشگاه اعلام کرده ارزش اموال سرقتی یکمیلیارد تومان است؟
خب مالخر همیشه وسایل را ارزانتر میخرد. او قیمت واقعی را به ما نمیداد.
با این پول بدهیهایتان را دادید؟
نه فکر میکردیم این درآمد همیشه هست و ابتدا با این پول بادآورده خوشگذرانی کردیم اما دستگیر شدیم و علاوه بر بدهی باید رد مال هم کنیم.
همسرت میدانست سرقت میکنی؟
نه. فکر میکرد من از فروشگاه این مواد را به قیمت کارخانه میخرم و به قیمت آزاد میفروشم.
حرف آخر
واقعا راست میگویند بار کج به منزل نمیرسد. این همه دزدی و اضطراب و الان زندان ارزش کمی خوشگذرانی را نداشت.
هلیا حضرتی - ضمیمه تپش روزنامه جام جم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد