قصه خشکسالی و کم آبی در این سرزمین موضوع امروز و دیروز نیست و با توجه به قرارگیری ایران در کمربند گرم و خشک جهان از صدها سال پیش چنین شرایطی وجود داشته اما هیچگاه وضعیت آب به چنین شرایط بحرانی نزدیک نبودهاست.
دولتهای مختلفی هم درگیر این بحران بودهاند و اقداماتی هم صورت دادهاند اما آنچه در پیش روی ما در زمانه کنونی قرار گرفته نشان از ناکارآمدی فعالیتهای صورت گرفته است، سؤال این است که با توجه به شرایط نامناسب موجود، اولویت دولت سیزدهم در این حوزه باید چه باشد تا بتوانیم کمی از هولناکی بی آبی فاصله بگیریم؟ در این گزارش کوتاه از برخی کارشناسان این حوزه از همین اولویتها پرسیدهایم. اینکه همه راهی که تا به امروز آمدهایم به کنار، این روزها باید چه کنیم تا کمی از شرایط ناگوار پیشرو دور شویم.
فهرست اولویتهای دولت آینده در زمینه مدیریت منابع آبی آن هم با توجه به خشکسالی های پیشروی این سرزمین شامل راهکارهایی است که به شکل قابلتوجهی در دو دهه اخیر هم در رابطه با آن حرف زده شدهاست، به این معنا که اولویتها حداقل در این بازه زمانی تغییرات چندانی نکردهاست.
مهری اکبری، استادیار گروه آب و هواشناسی دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی از کارشناسانی است که باور دارند برای بهبود وضعیتمان در این زمینه باید دست به تغییراتی بنیادین زد.
او در رابطه با اولویتهای دولت سیزدهم در این حوزه نظر درخور توجهی دارد. اکبری معتقد است اولویت ابتدایی دولت باید مبتنی بر تغییر نگرش کلی در این حوزه باشد، به این مفهوم که از اساس نگرش به این حوزه را در سیاستهای اتخاذ شده باید تغییر بدهیم.
مهری اکبری به جامجم میگوید: «شاید بدیهی باشد اما اعتقاد دارم هنوز سیاستگذاران این حوزه باوری به این ندارند که منابع آبی ایران در حال اتمام است. باید در ابتدای این راه این واقعیت را بپذیرند که برای مدیریت منابع آبی کشور نیاز به یک برنامهریزی مبتنی بر واقعیت موجود داریم.»
فهرست اولویتهای استادیار گروه آب و هواشناسی دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی شامل موارد مختلفی است اما درصدر این فهرست «سازگاری با تغییرات اقلیمی» قرار گرفته است. آنطور که او میگوید: «مهمترین پیامد تغییرات اقلیمی افزودن بر رخدادهایی همچون خشکسالی و ترسالیهای شدید، بارشهای سیلآسا، گرمای شدید و موج سرمای غیرعادی است. همه این موارد محصول مخاطره اصلی یعنی تغییرات اقلیمی است که باید اولویت ابتدایی دولت آینده باشد.»
بحث سازگاری آنطور که مهری اکبری میگوید میتواند بهعنوان یک اولویت مهم و البته به باور او مفید در این حوزه عمل کند. بحثی که حداقل در دو دهه اخیر در اغلب پژوهشهای صورت گرفته در رابطه با خشکسالی نامی از آن به میان نیامده است. به اعتقاد اکبری هر چقدر اقتصاد ضعیفتری داشته باشیم به مفهوم این است که در برابر تغییرات اقلیمی بیسلاحتر هستیم به همین دلیل باید با توجه به مفهوم سازگاری به توانمندسازی جوامع بومی و بهرهبرداران اصلی منابع آبی بپردازیم.
اعتماد به آبخیزداری و مدیریت مصرف
موضوع باور به شرایط موجود در کلام دیگر کارشناس این حوزه یعنی عبدالعلی قبادی هم تکرار میشود. این کارشناس حوزه آب هم معتقد است هر تصمیمی در شرایط کنونی باید معطوف به داشتههای کنونی منابع آبیمان گرفته شود اما خروجی راهکار قبادی در این زمینه با آنچه مهری اکبری میگوید متفاوت است، در حالی اکبری از بحث سازگاری با تغییرات اقلیمی بهواسطه پذیرش وضعیت موجود حرف میزند که عبدالعلی قبادی میگوید اولویت باید بر مبنای مدیریت صحیح مصرف بنا شود.
او به جامجم میگوید: «اولویت دولت آینده همچون دیگر دولتهای گذشته در این زمینه باید به موضوع مدیریت مصرف بپردازد. به این مفهوم که باید منطبق بر واقعیت موجود بهرهبرداران اصلی آب را توجیه کند که چارهای جز مدیریت مصرف آب برای ما وجود ندارد.» به اعتقاد او اولویتهای دیگری همچون دیپلماسی آب یا تغییر شیوه کشاورزی در ایران ذیل همین مفهوم کلی مدیریت مصرف آب قرار میگیرد.
قبادی همچنین توجه به دانش آبخیزداری را یکی از راهکارهای موثر در این زمینه میداند. او معتقد است: «حوضه آبخیز یک واحد یکپارچه از بالادست تا پاییندست است و باید میان آن توازن و تعامل وجود داشته باشد. ایجاد تعادل میان حوضهها بهواسطه توجه به دانش آبخیزداری شکل میگیرد و همین اعتماد به آبخیزداری میتواند بهعنوان اولویتی مهم در دولت آینده مطرح باشد.»
تشکیل وزارت آب و منابع طبیعی
دانش آبخیزداری حالا در کلام کارشناسان آب راهکار کارآمدی عنوان شدهاست، پیش از این هم در گزارشهایی روزنامه جامجم به اهمیت این دانش در شرایط کنونی وضعیت آبی ایران پرداخته بود. هوشنگ جزی، مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان جنگلها هم اولین اولویت دولت سیزدهم در زمینه بحران آبی پیش رو را معطوف به مدیریت حوضههای آبخیز میداند و معتقد است دولت پیشرو باید «مدیریت جامع حوضههای آبخیز را جایگزین حکمرانی تکبعدی آب کند.»
این نکتهای است که در صحبتهای مهری اکبری هم به چشم میخورد. او هم معتقد است اساس حاکمیت آب در ایران اشتباه بوده و موضوع حکمرانی آبی بیش از آنکه سیاسی و به نوعی از بالا به پایین باشد موضوعی اجتماعی و فرهنگی است و گره آن هم باید با راهکارهای اجتماعی باز شود.
هوشنگ جزی دومین اولویت مهم دولت آینده در حوزه منابع آب را تشکیل وزارتی برای آب میداند. او به جامجم میگوید: «اولویت مهم دیگر تشکیل وزارت آب و منابع طبیعی و محیطزیست از طریق جداسازی آب از وزارت نیرو و جداسازی سازمان جنگلها از وزارت جهاد کشاورزی است.» هر چند این اتفاق در نظام حاکمیتی ایران احتمالا سخت و دشوار است اما مدیرکل دفتر آبخیزداری و حفاظت خاک سازمان جنگلها باور دارد شرایط کنونی نیازمند این جراحی و جداسازیهاست.
ادغام شوراهای عالی موازی مانند عشایری، آب و... و ایجاد شورای عالی مدیریت جامع حوضههای آبخیز، برنامهریزی و تامین بودجه برای منابع مالی و انسانی لازم جهت اقدامات آبخیزداری با هدف حفاظت خاک، کنترل فرسایش، مدیریت رسوب، کنترل سیلاب، افزایش نفوذ آب در سفرههای زیرزمینی و اقدام قاطع و بدون ملاحظه با هرگونه تغییر کاربری اراضی و بهخصوص ممنوعیت مطلق در اراضی بحرانی و حساس به سیل، زمین لغزش و فرسایش از دیگر اولویتهایی است که بهنظر هوشنگ جزی، دولت سیزدهم باید به آنها بپردازد.
تغییر در نظام حکمرانی آب
در میان کلام هر سه کارشناس میتوان اشتراکات پررنگی هم دید و یکی از فصلهای مشترک نظرات همه این کارشناسان شیوه مدیریت منابع آب در ایران است. این نکته را نه امروز و در میانه حرفهای آنها که در گذشته و در نگاه بسیاری از دوستداران و متخصصان این حوزه هم میشد دید. بسیاری معتقدند شرایط نابسامان امروز در زمینه بحران آبی تا 80 درصد محصول سوءمدیریت در این زمینه است. اگر به قوانین این حوزه در 20 سال گذشته نگاهی بیندازیم، میتوانیم به صحت گفتههای این کارشناسان در رابطه با سوءمدیریت در زمینه مدیریت آب ایمان بیاوریم.
مهری اکبری، استادیار گروه آب و هواشناسی دانشکده علوم جغرافیایی دانشگاه خوارزمی معتقد است شیوه مدیریت ما در این حوزه حداقل در دو دهه اخیر نشان میدهد بخش قابلتوجهی از این ناکارآمدی تصمیمات را باید پای سوءمدیریتها بنویسیم.
او به جامجم میگوید: «نگاه جامعی بر این حوزه وجود نداشته و حتی وقتی برنامههای بلندمدتی هم نوشته شده با تغییر مدیران یا متوقف مانده یا دستخوش تغییرات شده است. اساسا بدنه نظام مدیریتی در ایران ازجمله در حوزه محیطزیست اینگونه بوده که با تغییر مدیران همهچیز در چرخه تکرار و تغییر میافتد.»
فارغ از بازه کوتاه تصمیمها، نقد دیگر این کارشناس در حوزه مدیریتی یکی از همان اولویتهای مدنظر اکبری برای دولت آینده هم است.
او میگوید: «ما همیشه در این حوزه دوست داشتیم مبارزه کنیم! از نام ستادها و قوانین و لوایح موجود هم این تفکر مشخص است. ما بهجای مدیریت پیشگیری یا آنچه این روزها جهان در پی آن است یعنی بحث سازگاری، همواره در حال مدیریت بحران و مبارزهایم.»
هوشنگ جزی هم به مدیریت منابع آبی اشارههای پررنگی دارد؛ او که از اساس معتقد است حکمرانی آبی باید تغییر کند به جامجم از نقش مردم بهعنوان بهرهبرداران اصلی منابع طبیعی ایران میگوید.
جزی این نکته را جزو یکی از اولویتهای مهم دولت آینده در این زمینه میداند و میگوید: «هر برنامه و پروژهای بایست دارای دو پیوست اقتصادی و اجتماعی باشد که در آن با روشهای مشارکتمدارانه نظرات و پیشنهادهای مردم و نقش آنان در طول مطالعه، برنامهریزی، طراحی و اجرا مشخص و شفاف باشد.»
تعیین تكلیف با آب
اولویت های دولت آینده در زمینه آب در كلام حجت میان آبادی، پژوهشگر دیپلماسی آب شامل فهرستی جامع است. او معتقد است بخشی از مهمترین محورهایی كه دولت آینده در مواجهه با چالش های روزافزون جهانی آب ومحیط زیست باید تكلیف خود را با آنها مشخص كند، عبارتند از جایگاه عدالت در سیاستگذاری آب و محیط زیست، تحقق اصول حكمرانی خوب از جمله شفافیت، مسوولیتپذیری و پاسخگویی، مساله تعارض منافع در حوزه آب و محیط زیست با اقتصادسیاسی پنهان چند 10هزارمیلیارد تومانی در سال و البته تعیین رویكرد تعادل در سیاستگذاریها و برنامههای دولت در حوزه آب با توجه همزمان به امنیتغذایی، امنیتآبی، امنیت زیستمحیطی، امنیت انرژی و امنیت اقتصادی اجتماعی.
میان آبادی به جامجم میگوید: دولت آتی باید تكلیفش را در سیاستگذاری در حوزه های آب، كشاورزی، محیط زیست، صنعت و انرژی مشخص كند. هر چند ارائه مجموعه عوامل و اولویت برای چالشهای مساله بدخیم آب به صورت قطعی امكان پذیر نیست اما عمده چالشهای مهم حوزه آب یا در ذیل این عوامل هستند یا معلول این عوامل.
اشاره دیگر این پژوهشگر دیپلماسی آب به حوزه سیاستگذاری است، اشارهای كه مصداق آن را به صورت فراوان میتوان در این زمینه به چشم دید. او میگوید سیاستگذاری شامل دو مرحله كلی طراحی سیاست و اجرای سیاست میشود. میان آبادی توضیح میدهد: به صورت عمده، بیشترین تمركز سیاستگذاران و نهادها و مراكز سیاستگذاری به مرحله طراحی سیاست محدود میشود. درحالی كه اجرای سیاست یكی ازمهمترین مراحل و درعین حال دشوارترین مرحله سیاستگذاری است.
او به جامجم میگوید: مكرر این گزاره غیر علمی را شنیدهاید كه ما در كشور قانون خوب زیاد داریم اما اجرا نمیشوند. بدون شك این گزاره از نظر علمی غلط است، چراكه سیاست و قانونی كه به درستی به مكانیزمهای اجرا (مرحله دوم سیاستگذاری) نپرداخته باشد و در مرحله اجرا به مشكلات متعدد خورده و متوقف شود، سیاستگذاری صحیحی نیست.
میثم اسماعیلی - جامعه / روزنامه جام جم
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد