jamejamonline
فرهنگی صدا و سیما کد خبر: ۱۳۱۴۲۲۶   ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۰  |  ۰۸:۵۰

 «احضار» سریالی است که این شب ها در جهت آگاهی بخشی به مردم راجع به مسائل ماورایی روی آنتن شبکه یک می رود.

سریالی که تا به امروز توانسته جای خود را به عنوان سریالی به قول معروف ترسناک در دل مردم باز کند. البته علیرضا افخمی، کارگردان این سریال که به نوعی سرمدار ساخت سریال در این ژانر است امتحان خودش را در سالهای گذشته و با ساخت آثاری چون «او یک فرشته بود» و «اغما» پس داده. امسال هم تا به امروز که «احضار» پربیننده ترین سریال مناسبتی ماه رمضان لقب گرفته و افخمی بار دیگر ثابت کرده که با وجود اما و اگرهای فراوان، ولی همچنان می تواند مخاطب را پای تماشای سریال هایی با مضامین ماورایی-معرفتی بنشاند. رضا توکلی در این سریال نقش «حمیدرضا مرادی» ناپدری مائده (با بازی آدرینا صادقی) را بازی می کند که تا اینجای سریال که با خلق و خویی پدرانه در حمایت و راهنمایی دختر خوانده اش چیزی کم نگذاشته که البته هنوز هم برای اظهارنظر نهایی راجع به این شخصیت کمی زود است و باید منتظر ماند و دید که آیا تا پایان سریال هم همینقدر نسبت به دختر خوانده اش بلندنظر و رئوف است یا خیر. آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل پرسش و پاسخی است که در جام جم آنلاین با رضا توکلی داشتیم.
در قسمت های پایانی می بینیم که شیطان چه بلاهایی سر انسان می آورد / به خاطر بازی در «احضار»، پیشنهاد مسعود کیمیایی را رد کردمآقای توکلی، ظاهرا بازی در سریال های ماه رمضانی تجربه خوب و دلچسبی بوده که برای ماه رمضان امسال هم بازی در سریال «احضار» را پذیرفتید؟
سریال های مناسبتی به دلیل شرایط خاص تولید و پخش که مهمتر از همه ضیق وقت در تولید است، آمادگی یک بازیگر را برای بازی می طلبد. من هم البته چند سالی بود که در این سریال ها بازی نداشتم، اما بازی در سریال های ماه رمضانی را سعادتی می دانم که نصیب یک بازیگر می شود. البته بعد از لطف الهی، انرژی ای که از سمت تماشاگر به کارگردان یک مجموعه و عوامل انتخاب بازیگر می رسد هم در این موضوع بی تاثیر نیست. تماشاگر دوست دارد بازیگرانی که در دهه های گذشته برایشان خاطره سازی کرده اند را دوباره در قاب تلویزیون ببیند. مردم هنوز هم سریال هایی مثل «او یک فرشته بود»، «زیرزمین»، «پنج کیلومتر تا بهشت» و... را دوست دارند و دنبال بازیگران آنها در سریال های امروزی می گردند. حتی خیلی ها که در چند سال اخیر که من را می دیدند می پرسیدند؛ تو کجایی! خدا رحمت کند حسن جوهرچی را، بعد از بازی در سریال «او یک فرشته بود» تیم خوبی را شکل داده بودیم که نتیجه اش هم به دل مردم نشست. بعد از آن هر چه به علیرضا افخمی اصرار کردم که سری دوم این سریال را هم بساز، قبول نکرد. نه تنها در مورد این سریال بلکه در مورد هیچکدام از سریال های موفق دیگرش مثل «زیر زمین» و «پنج کیلومتر تا بهشت» هم این پیشنهاد ساخت سری دوم را نپذیرفت.   
 
معمولا دنباله سازی برای فیلم ها و سریال هایی انجام می شود که از کیفیت و جذابیت بالایی برخوردار باشند و سریال های آقای افخمی واجد این ویژگی ها بودند، با این وجود چرا ایشان حاضر به ساخت سری دوم سریال های پرمخاطب شان نشدند؟
علیرضا افخمی نگاه ویژه و خاص به خودش را در سریال سازی دارد. به نظرم مخالفت ایشان به این دلیل است که نمی خواهد شیرینی سری اول یک مجموعه پرمخاطب با ساخت سری دوم آن کمرنگ شود. به عنوان مثال تاثیری که «او یک فرشته بود» در جامعه گذاشته را می خواهد با همان یک سری ماندگار کند. کمااینکه امروز هم می بینیم در شروع هر قسمت از سریال «احضار» چیزی به عنوان "آنچه گذشت" که در واقع مرور اجمالی بر قسمت پیشین سریال است برای مخاطب پخش نمی شود.
 
درباره ویژگی های نقش حمیدرضا مرادی (ناپدری مائده) در سریال «احضار»، بیشتر توضیح می دهید؟
فعلا نمی توانم راجع به شخصیت خودم در این سریال خیلی توضیح بدهم. اجازه بدهید سریال جلوتر برود، بعدا توضیحی بود در خدمت هستم.
 
با توجه به اینکه پیشینه تلویزیونی پر و پیمانی دارید، فکر می‌کنید یک سریال تلویزیونی باید از چه شاخصه‌ها و فاکتورهایی برخوردار باشد تا به جایی برسد که مخاطب هر شب آن را دنبال کند؟
در وهله اول فکر می کنم قصه یک سریال باید نیاز یک جامعه باشد. خاصه در مورد «احضار» می گویم؛ قصه این سریال باظرافت به ارتباطات معرفتی و انسانی در لایه های زیرین جامعه می پردازد. در سریال سازی قلابی که در ابتدای سریال می اندازیم باید بتواند مخاطب را جذب کند. علیرضا افخمی، همان ابتدای سریال «احضار» یک آیه قرآن پیش روی مخاطب قرار می دهد که تمام سریال استنادی است به همان یک آیه و فارغ از تمام ویژگی ها، همین یک ویژگی برای مخاطب جذاب است.
 
اصولا پرداخت به سوژه های ماورایی را تا چه اندازه نیاز جامعه می دانید؟
خودتان ببینید چه فجایعی تحت عنوان مراسم احضار روح در لایه های زیرین جامعه رخ می دهد. فجایعی که مو را بر تن آدم سیخ می کند. خب، مردم از کجا و چگونه باید متوجه فریب و نیرنگ حاکم بر این مجالس شوند و بفهمند که حضور در این مجالس چه تبعات جبران ناپذیری برایشان دارد؟! ژانر ماورایی، ژانر تازه ای بود که با سریال «او یک فرشته بود» به تلویزیون آمد، اما نگذاشتند که ادامه دار شود و افخمی امسال بعد از چندین سال دوری از تلویزیون دوباره آمده تا با موضوع توجه به عرفان‌های کاذب و جلسات احضار روح که با خود جز نابودی خانواده‌ها و مشکلات روحی و روانی برای افراد شرکت‌کننده در این جلسات چیزی دیگری به همراه ندارد، جامعه و به خصوص جوان ها را آگاه سازد. تماشاگر ما بارها ثابت کرده که به این ژانر علاقه دارد و متاسفانه این ژانر را حتی در سینمایمان هم نداریم. چرا؟ چون می گویند؛ به خطوط قرمز نباید نزدیک شوید! خب این چه حرفی است؟ تماشاگر باید ناگفته ها و نادیده هایی که سالها نشنیده و ندیده است را بشنود و ببیند تا به آگاهی برسد و فریب نخورد. ما باید این ژانر را در تولیدات تلویزیونی و سینمایی مان داشته باشیم، اما نه به قدری که قبح آن ریخته شود.  
 
اشاره کردید که جای این ژانر در آثار سینمایی و تلویزیونی ما خالی است؛ این حرف شما درست، اما در طی سالیان گذشته، بودند فیلمسازانی که اقدام به ساخت سریال های ماورایی کردند، اما متاسفانه درعمل موفق نشدند و سریال هایشان بیشتر شبیه به ژانر کمدی شد تا ترسناک و به همین خاطر به محبوبیت این ژانر لطمه زد و اصلا نتیجه معکوس هم روی جامعه گذاشت. علیرضا افخمی برای اینکه سریالش «احضار»، دقیقا در ژانر خودش عمل کند چه تدابیری را در نظر گرفت؟
به هر حال عرصه سریال سازی برای همه جای کار دارد و هر کسی می تواند بیاید و برای مردم سریال سازی کند. مردم ما خودشان باهوش هستند و می دانند چه اثری را باید دنبال کنند. افخمی هم جدای از نگاه کارشناسانه ای که به مسائل ماورائی دارد، ظرافت های خودش را در ساخت یک مجموعه دارد. او تماشاگر را می شناسد و بنابراین می داند که چه طور باید سریالش را ارائه دهد تا مخاطب آن را باور کند. اگر تلویزیون امکانات و شرایط لازم به لحاظ مادی و دیگر قضایا را برای سریال سازان کارآزموده ای چون ایشان آماده کنند، قطعا با دقت و بررسی کاملتری یک سریال به نگارش درآمده و به منصه ظهور می رسد.
 
آقای افخمی برای اینکه بازیگران را بیشتر در حال و هوای فیلم قرار دهد از چه تکنیکی استفاده کرد؟ منظورم این است که برای درک بهتر از این ژانر کتاب یا فیلم خاصی به بازیگران پیشنهاد نداند؟
نگاه و راهنمایی های آقای افخمی به قدری کامل و دقیق است که برای من به شخصه کفایت می کند. بعضا پیش می آید که در گوشم کد یا نکته ای را تذکر می دهد که راهنماست. نه تنها من بلکه به تمام بازیگرانش چه پیشکسوت ها چه جوان های مستعد و پرتلاش این سریال که بار اولشان است مقابل دوربین قرار می گیرند این نکات را یادآور می شود. جزئیاتی که ایشان قدم به قدم در طول کار به بازیگر یادآوری می کنند باعث اتفاقاتی در قصه می شود که از اختیار همگی ما خارج است. از این جهت می گویم که بعد از 50 سال و دو دکترای هنری، اما سر کار ایشان مثل بچه ای هستم که تازه سر کار آمده است.
در قسمت های پایانی می بینیم که شیطان چه بلاهایی سر انسان می آورد / به خاطر بازی در «احضار»، پیشنهاد مسعود کیمیایی را رد کردمدر قسمت های پایانی سریال چقدر شاهد صحنه‌های ترسناک و اتفاقات عجیب هستیم؟
کمی صبر و شکیبایی داشته باشید که خودتان قصه ببینید. در قسمت های بعدی اتفاقاتی که نباید بیافتد، می افتد و می بینید که شیطان چه بلاهایی سر انسان می افتد. بدیهی است که پیر و جوان علاقه دارند که مثلا کسی دستشان را ببیند و آینده شان را پیشگویی کند. آینده ای که هیچکس از آن خبر ندارد، اما جوان های ما به دلیل تجربه کمتری که دارند بیشتر در معرض خطر این دکان های فریبکارانه هستند.   
 
این روزها مشغول چه کاری هستید؟
در این یکسال و اندی که از شیوع کرونا می گذرد پیشنهادهای زیادی داشتم. یکی از پیشنهادتم هم بازی در فیلم آخر مسعود کیمیایی بود که به خاطر بازی در «احضار» آن را رد کردم. حتی در زمان استراحتم هم می توانستم بروم فیلم آقای کیمیایی را بازی کنم، اما نرفتم. چون باید گریمم را تغییر می دادم. جدای از این برای ایفای نقش اول دو سریال با من تماس گرفتند که به دلیل تعهداتی که برای «احضار» داشتم به هر دو جواب منفی دادم. فقط و فقط به دلیل سریال «احضار» و مفاهیمی که در این سریال نهفته است و نگاهی که کارگردان به مسئله مهمی چون احضار روح دارد. افخمی جنس بازی من را می شناسد و متقابلا من هم قلم و خواسته او را از بازیگر می فهمم. به همین خاطر است که بارها با هم همکاری داشتیم و من بدون هیچ چون و چرایی بازی در کارهایش را می پذیرم.
 
و در پایان تا به امروز نظر مخاطبان را در مورد سریال «احضار» چطور ارزیابی می کنید؟
مخاطب امروز با مخاطب گذشته خیلی فرق کرده. با این وجود وقتی مردم را در خیابان می بینم واکنشی بسیار مثبت نسبت به این سریال دارند و سوال هایی برایشان مطرح شده که اتفاقا منظور از ساخت این سریال ایجاد چنین سوال هایی در ذهن مردم است. که مردم فکر کنند و درست را از غلط تشخیص بدهند. فکر کنند که به دام کسانی نیافتند که با حرف هایشان ممکن است مسیر زندگی شان را تغییر دهند. ما تمام زحمت مان را کشیدیم ، امیدوارم مقبول بیافتد و در نهایت لازم می دانم به آقای جواد رمضانی نژاد، مدیر سیمافیلم تبریک ویژه عرض کنم بابت اهتمام و جسارتی که برای تولید این سریال داشتند. 
 
منبع: ساناز قنبری - روزنامه نگار / روزنامه جام جم 
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
بیایید یک کاری بکنیم

بیایید یک کاری بکنیم

هر عکسی یک نقطه طلایی دارد، یعنی یک جایی در عکس، کانون عکس است و مشت محکم می‌کوبد وسط قرنیه‌هایت، وسط قلبت. عکسی را حامد به واتس‌اپ می‌فرستد.

لزوم حمایت از صدای فطرت

لزوم حمایت از صدای فطرت

در بهمن 1377، درسالروز میلاد فرخنده حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) و در جوار حوزه علمیه پرافتخار شهر مقدس قم، شبکه رادیویی معارف با مأموریت ترویج و تبلیغ رسانه‌ای نظام جامع علمی و عملی اسلام در تمام عرصه‌ های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی پا به عرصه دنیای رسانه گذاشت تا با توکل به خدای متعال و توسل به ارواح پاک پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) و تکیه بر پشتیبانی علمی حوزه‌های علمیه و قدرت مدیریتی، هنری و تجهیزاتی سازمان صداوسیما به عنوان طلایه‌دار رسانه انقلابی، مصداق آشکار فرمایش حضرت امام جعفر صادق(علیه‌السلام) باشد که فرمودند: «فیفیض العلم منه الی سایر البلاد» و اکنون در سالروز تاسیس شبکه رادیویی معارف هستیم که رهبر معظم انقلاب آن را یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی دانستند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر