پوتین و چالش دموکراتیک

برگزاری تظاهرات از سوی مخالفان سیاست های پوتین در مسکو شرایط دشواری را فراروی کرملین نشینان قرار داده است.
کد خبر: ۱۳۱۱۲۳

در روزهای گذشته مخالفان پوتین با انجام راهپیمایی در مسکو از فقدان دموکراسی و آزادی در روسیه انتقاد کردند و خواستار ایجاد فضای باز سیاسی برای گروههای مخالف شدند. مخالفان که شعار «روسیه دیگر» را مطرح می کنند، بیش از آن که دارای جایگاه در میان توده ها باشند، در میان روشنفکران ، نخبگان و سازمان های طرفدار آزادی های مدنی از مقبولیت برخوردارند.
گفتگوی جام جم با دکتر جهانگیر کرمی ، کارشناس مسائل روسیه و استاد دانشگاه درخصوص تحولات اخیر این کشور و جایگاه اپوزیسیون در لایه های مختلف جامعه روس را از نظر می گذرانیم.

علت اصلی مخالفت ها با سیاست های پوتین را باید در چه موضوعاتی جستجو کرد؛

عمده مخالفت ها با سیاست های پوتین از سوی جریاناتی صورت می گیرد که به نوعی مدعی فقدان دموکراسی و آزادی در روسیه هستند و از اقدامات پوتین درخصوص تمرکز قدرت در روسیه ، کنترل اولیگارشی ها و سرمایه داران روسی ، محدود کردن اختیارات جمهوری ها و مناطق و همچنین کنترل امنیتی سازمان های غیردولتی (NGO)ها نگرانی دارند. از نگاه آنان این اقدامات پوتین اگرچه به انتظام امور روسیه و سامان یابی مسائل اقتصادی و سیاسی و حل برخی از مشکلات مانند شورش ها و اقدامات گروههای مافیایی انجامیده ، اما با قدرتمند شدن دولت روسیه ، نظام بازار اقتصادی و دموکراسی متضرر شده است.

مخالفت با سیاست های حاکم بر روسیه تا چه اندازه در جامعه عمق دارد و مخالفان تا چه میزان از آن را شامل می شوند؛

گرایش به دموکراسی و آزادی در اواخر دوره شوروی و اوایل دوره پس از فروپاشی بسیار جدی و عمیق بود. اما با مشکلاتی که در داخل روسیه ایجاد شد و همچنین بحران های اقتصادی ، مشکلات اجتماعی و شورش های سیاسی از یک سو و تنزل موقعیت بین المللی روسیه از طریق سیاست های ناتو، سازمان امنیت و همکاری اروپا و اتحادیه اروپا، افکار عمومی به تدریج به سمت جریانات کمونیستی و گروههای افراطی سوق پیدا کردند که در این رهگذر باید تحقیر روسیه در مسائل بوسنی و کوزوو را نیز بر آن افزود.اما به تدریج از درون تعامل این جریانات تند و غربگرا نوعی عملگرایی به ظهور رسید که عمدتا در شخص پوتین متجلی شد.
پوتین بعد از به قدرت رسیدن ضمن این که روسیه را به دوره شوروی بازگشت نداد، تلاشهای زیادی نیز برای کنترل سیاست غربگرایی و حل مشکلات داخلی و خارجی روسیه به عمل آورد. این اقدامات مورد حمایت بخش وسیعی از مردم روسیه واقع شد و امروزه پوتین از معدود مقامات سیاسی جهان است که در اواخر دوره ریاست جمهوری ، محبوبیت بیشتری نسبت به اوائل ورود به این حیطه دارد.
لذا می توان ادعا کرد دغدغه جریانات مخالف پوتین صرفا در بخشی از مجامع و محافل روشنفکری ، نهادهای مدنی و مقامات پیشین سیاسی جذابیت دارد و توده های مردم که مشکلات دهه نود را چشیده اند از وضعیت موجود که به خاطر درآمدهای نفتی و فروش تکنولوژی نظامی رفاه بیشتری را به همراه آورده ، خرسند هستند که این امر در کنار افزایش حضور روسیه در مناطق پیرامونی همچون خاورمیانه و پررنگ شدن پرستیژ ضد امریکایی روسیه به تقویت موقعیت پوتین در میان توده ها انجامیده است. در این جا نقش کنترل کرملین درخصوص رسانه ها برای جریان سازی فکری را نیز نباید از نگاه دور داشت.

با عنایت به توضیحات قبلی ، توان تاثیرگذاری و تغییر در ساختارهای قدرت در روسیه از سوی مخالفان تا چه میزان است؛

به نظر می رسید از ماههای گذشته تلاشهای بسیاری برای ابقائ پوتین در دوره سوم ریاست جمهوری شروع شده بود؛ اما مخالفت های فعلی می تواند این وضعیت را نقض کند. روسیه بشدت نیاز به بهبود چهره سیاسی خود در سطح نظام بین الملل خصوصا در غرب و رسانه های آنان برای حضور در WTOیا سازمان تجارت جهانی ، داشتن روابط تجاری با اروپا، افزایش موقعیت در نهادهای بین الملل بویژه در شورای امنیت و گروه هشت را دارد. از سوی دیگر تداوم این مخالفت ها می تواند در بخشی از افکار عمومی روسیه موثر باشد و موقعیت جانشینان پوتین را در انتخابات ریاست جمهوری 2008دشوار کند.با عنایت به رضایت بخشهای زیادی از جامعه روسیه از پوتین بعید به نظر می رسد که مخالفان بتوانند در شکنندگی ساختارهای فعلی گامهای عملی بردارند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها