پسر 11ساله یک ماه در اسارت آدم رباهای آشنا

پسر 11ساله ای که مقابل مدرسه اش در میدان مهران کرج ربوده شده و به مدت یک ماه به اسارت گرفته شده بود، از سوی ماموران انتظامی کرج آزاد شد و به آغوش خانواده اش بازگشت.
کد خبر: ۱۳۰۹۷۸

به گزارش «جام جم»، ظهر روز 23اسفند سال گذشته ، مردی به کلانتری 14رسالت مراجعه کرد و از ربوده شدن پسر 11ساله اش به نام علیرضا خبر داد.
شاکی در تشریح ماجرا به پلیس گفت: تهران در محل کارم بودم که شخصی به تلفن همراهم زنگ زد و ادعا کرد فرزندم را ربوده و برای آزادی اش باید مبلغ 20میلیون تومان پرداخت کنم و این پول را در تماس های بعدی در محل قرار تحویلشان دهم.
وی افزود: ابتدا موضوع را جدی نگرفتم ؛ اما وقتی با مدرسه پسرم تماس گرفتم ، متوجه شدم که آنجا تعطیل شده است ، کم کم مطمئن شدم حرفهای مرد تماس گیرنده درست است.

ردپای یک آشنا در کودک ربایی


وی ادامه داد: پس از تماس دوباره آدم ربا، عاجزانه از او خواستم به فرزندم آسیب نرساند تا پول درخواستی آنها را فراهم کنم. هنگام گفتگو با وی حس کردم که صدایش به نظر آشنا می آید و در ادامه متوجه شدم که مرد تماس گیرنده یکی از آشنایان خانوادگی مان به نام ابراهیم است.
با اطلاعاتی که این مرد در اختیار ماموران قرار داد، پرونده ای تشکیل شد و با دستور قضایی از سوی بازپرس زارع بیدکی ، رئیس شعبه 17دادسرای امور جنایی کرج ، پرونده در اختیار کارآگاهان اداره مبارزه با آدم ربایی پلیس آگاهی کرج قرار گرفت و جستجوهای پلیسی برای آزادی گروگان و دستگیری آدم ربایان آغاز شد.

درخواست 40میلیون تومانی برای آزادی پسر 11ساله


در ادامه تحقیقات پلیسی معلوم شد ربایندگان در تماسهای بعدی با خانواده شاکی مبلغ درخواستی را به 40میلیون تومان افزایش داده اند.
بنا بر این ، ماموران ضمن آموزش به مرد شاکی از وی خواستند در محل قرار حاضر شود. با حضور مرد شاکی در محل ملاقات در گرگان ، سرگرد رضایی ، سروان عظیمی و ستوان یکم شجاعی به سرپرستی سرهنگ رحمانی در قالب 2تیم عملیاتی ویژه با کسب نیابت قضایی به محل تحویل پول در گرگان اعزام شدند و به طور نامحسوس محل فوق را زیرنظر گرفتند.
به این ترتیب ، سرکرده باند (ابراهیم) طی تماسهای تلفنی با شاکی از وی خواست با توجه به این که محل نگهداری فرزندش تغییر یافته و وی در شهر زاهدان به سر می برد، به این شهر مراجعه کند.اما وقتی با مقاومت شاکی روبه رو شد، از وی خواست تا به فلکه شهرداری گرگان بیاید و ساک پولها را تحویل دهد.

دستگیری یکی از ربایندگان


بنا بر این ، ماموران انتظامی کرج با هماهنگی ماموران انتظامی استان گلستان محل قرار را به طور غیرمحسوس زیرنظر گرفتند، اما ربایندگان در آن محل حاضر نشدند و طی تماسهای متعدد، محل قرار را تغییر دادند تا این که ماموران طی یک عملیات مشترک موفق به شناسایی یکی از ربایندگان شدند که مسوول تحویل گرفتن پول از شاکی بود.
سپس شامگاه 21فروردین امسال منزل وی در یکی از محله های گرگان شناسایی و او دستگیر شد و با انتقال به مرکز پلیس ماموران به تحقیق از وی پرداختند.
متهم خود را رجب ( 27ساله) معرفی و منکر هرگونه جرمی شد، اما شواهد و مدارک پلیسی حاکی از تماس های تلفنی متعدد میان این متهم و سرکرده باند بود.رها کردن کودک ربوده شده در پارک جستجوهای پلیسی برای دستگیری دیگر اعضای باند ربایندگان ادامه یافت تا این که ساعت 2بامداد 23فروردین امسال ، سر کرده باند با شاکی تماس گرفت و تهدید کرد که این آخرین مهلت است و اگر پی به حضور ماموران ببریم ، فرزند شما را به قتل می رسانیم ، باید ساک پول را به پل فردیس بیاوری و با گذاشتن آن در این محل آنجا را ترک کنی تا فرزندت را آزاد کنیم. وقتی شاکی و همسرش به محل مراجعه کردند، تا چند ساعت هیچ خبری از ربایندگان نشد و ربایندگان در آخرین تماس خود از آنها خواستند به پارک نبوت مراجعه کنند. بنابراین ماموران به این محل اعزام شدند، اما دقایقی پیش از حضور آنها، ربایندگان با رها کردن پسر 11ساله با چشمان بسته در پارک ، متواری شده بودند. با تحقیق در این زمینه تلاش برای دستگیری آدم رباها ادامه دارد.

ماجرای ربوده شدن از زبان کودک 11ساله


ساعت 12.30ظهر وقتی وارد مدرسه شدم ، سرایدار مدرسه گفت که مدرسه تعطیل است ، من هم به سمت منزل به راه افتادم که ابراهیم یکی از آشنایانمان که داخل یک دستگاه خودروی پراید مشکی رنگ به همراه یک مرد و زن و دختر 6ساله نشسته بود، مقابل پایم توقف کرد و از من خواست سوار خودرویشان شوم تا مرا به منزلمان برساند که قبول نکردم که یکدفعه او به سویم حمله کرد و با دستش جلوی دهانم را گرفت و مرا با خود برد و در میانه راه چشمان و دست و پایم را بست.
علیرضا اضافه کرد: او مدام تلفنی در خصوص منزلی در شاهین ویلای کرج صحبت می کرد و فکر می کنم منزلی که مرا در آنجا زندانی کرده بودند در همان محله است. روز اول با من کاری نداشتند تا این که کتک ها و آزار و اذیت ها از روز دوم شروع شد. چند باری که با پدرم توانستم تلفنی صحبت کنم ، ملتمسانه از او خواستم پول درخواستی آنها را بدهد تا من زنده بمانم.
ابراهیم با تیغ به دست و پا و بدنم آسیب می رساند و با مشت و لگد به جانم می افتاد. در این مدت 30روز غذایم فقط آب ، نان و تخم مرغ بود. تهدید می کردند که اگر پدرم پول را نیاورد مرا می کشند.آنها به من قرص های خواب آور می دادند تا داد و فریاد نکنم و همسایه ها متوجه حضورم نشوند. در روزهای آخر، ابراهیم (سرکرده آدم ربایان) با اسلحه مرا تهدید می کرد. روز آزادی ام دست و پا و چشمانم را بستند و مرا داخل خودرو انداختند و چند نفری آن منزل را ترک کردیم. چند ساعت بعد صدای جیک جیک پرندگان را شنیدم و حس کردم که باید یک پارک باشد. دست و پایم را باز کردند و مرا از خودرو پایین آوردند و کنار یک نیمکت گذاشتند و پتویی را رویم انداختند و تهدید کردند که بالای سرم هستند و اگر تکان بخورم ، مرا می کشند. از ترس هیچ حرکتی نمی کردم.
وی ادامه داد: در یک لحظه حس کردم پتو را یک نفر از رویم برداشت و چشمانم را باز کرد که فهمیدم پلیس است ، کمی آن طرف تر والدینم را دیدم.
پدر و مادر علیرضا هم که از نجات فرزندشان بشدت خوشحال بودند، به خبرنگار ما گفتند: از لطف خدا و تلاش ماموران انتظامی کرج و استان گلستان سپاسگزاریم. باورمان نمی شد بار دیگر پسرمان را ببینیم. در این مدت او واقعا آسیب دیده است ، ربایندگان را نمی بخشیم.
بنابراین گزارش ، متهم دستگیر و با قرار قانونی از سوی بازپرس زارع بیدکی ، رئیس شعبه 17دادسرای امور جنایی کرج روانه بازداشتگاه پلیس شد تا در ادامه تحقیقات قضایی پلیسی دیگر اعضای باند هم شناسایی و دستگیر شوند.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها