jamejamonline
فرهنگی دفاع مقدس کد خبر: ۱۲۷۶۲۰۸   ۲۷ شهريور ۱۳۹۹  |  ۱۰:۲۸

در حال تفحص در منطقه‌ی کردستان عراق بودیم که به‌طرز غیرعادی جنازه‌ی شهیدی را پیدا کردیم.

بعد از جنگ، در حال تفحص در منطقه‌ی کردستان عراق بودیم که به‌طرز غیرعادی جنازه‌ی شهیدی را پیدا کردیم. از جیب شهید، یک کیف پلاستیکی در آوردم. داخل کیف، وصیت‌نامه قرار داشت که کاملا سالم بود و این چیز عجیبی بود.

به مردم بگویید امام زمان پشتوانه‌ی این انقلاب است

در وصیت‌نامه نوشته بود:

 

من سیدحسن بچه‌ی تهران و از لشکر حضرت رسول(ص) هستم...

پدر و مادر عزیزم! شهدا با اهل بیت ارتباط دارند.

اهل بیت، شهدا را دعوت می‌کنند...

پدر و مادر عزیزم! من در شب حمله یعنی فردا شب به شهادت می‌رسم.

جنازه‌ام هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز در منطقه می‌ماند.

بعد از این مدت، جنازه‌ی من پیدا می‌شود. و زمانی که جنازه‌ی من پیدا می‌شود، #امام_خمینی در بین شما نیست.

این اسراری است که ائمه به من گفتند و من به شما می‌گویم.

به مردم دلداری بدهید.

به آن‌ها روحیه بدهید و بگویید که #امام_زمان (عج) پشتوانه‌ی این انقلاب است.

بگویید که ما فردا شما را شفاعت می‌کنیم.

بگویید که ما را فراموش نکنند.

 

بعد از خواندن وصیت‌نامه درباره‌ی عملیاتی که لشکر حضرت رسول (ص) آن شب انجام داده بود تحقیق کردیم.

دیدیم درست در همان تاریخ بوده و هشت سال و پنج ماه و ٢۵ روز از آن گذشته است.

 

راوی: #سردار_حسین_کاجی

برگرفته از کتاب #خاطرات_ماندگار

ص١٩٢ تا ١٩۵

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

پیشخوان

بیشتر

نیازمندی ها