این گره کور ترافیک

یکشنبه که در خدمتتان نبودم ، مجبور شدم که در خدمت افسر محترم راهنمایی و رانندگی و یک راننده محترم خاطی باشم که انحراف به چپش ، گلگیر جلوی مرا بالکل کند و مرا از رفتن به سونا و دیدار رفقای تازه یافته ام بازداشت . این روزها تهران عجیب و غریب شده است ؛ هر ساعت که پا به خیابان بگذاری با یک راه بندان آزاردهنده و غیرقابل تحمل مواجه می شوی. می گویند، اوضاع تا شب عید همین است و بدتر می شود که بهتر نمی شود.
کد خبر: ۱۲۷۵۰۸

به قول یکی از یاران محفل مرطوب ما، در مبادی ورودی به طرح زوج و فرد، دهها پلیس وظیفه شناس سختگیر و منضبط می گمارند تا مبادا زوجی داخل افراد شود یا فردی داخل ازواج و افسران دفترچه به دست ، لاینقطع می نویسند و الصاق می کنند و امضا می زنند و تسلیم می کنند؛ اما نزدیکی های غروب که شهر مانند بازار شام می شود، سر هیچ چهارراهی ، نه افسر که حتی سربازی هم نمی ایستد که جلوی راننده های متخلف را بگیرند که این گونه حق تقدم ها را نادیده نگیرند و با شتاب بی جهت گره ترافیک را کور نکنند.
مدتهاست که برخی افسران فراموش کرده اند که به غیر از جریمه کردن و جلوگیری از ورود اتومبیل ها به محدوده های طرح ، وظیفه راهنمایی و باز کردن راههای بسته شده و حضور قدرتمندانه برای ترس رانندگان خاطی را هم دارند.
دم غروب که شهر بی حساب و کتاب می شود و چراغهای هوشمند، هوشمندیشان را از دست می دهند و مانند دیوانگان عمل می کنند و یکباره از ثانیه 15به صفر می پرند و... هیچ افسری به چشم نمی خورد که آدم با دیدن چهره او و ماشین الگانس و چراغ گردانش ، امید نجات و رستگار شدن از این گره کور ترافیک را در دل بپروراند...درست در زمانی که داشتم به دیدن رفقای محفل مرطوب می رفتم که از مصاحبت آنها دامنی پرگل کنم و برای شما خوانندگان محترم هدیه بیاورم ، مسافرکشی مظلوم و خسته و خاطی از مسیر خویش منحرف شد و مرا از همه کارها و برنامه هایم بازداشت. افسر که آمد، البته او را مقصر شناخت ؛ اما هرچه از افسر خواستم و تقاضا کردم حاضر نشد که برگه ای برای درج در این ستون بنویسد که از میزان شرمندگی من در برابر خوانندگان گرامی جام جم کاسته شود.


میرزاسید علی میرفتاح
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها