jamejamonline
فرهنگی عمومی کد خبر: ۱۲۶۶۵۰۴ ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۹  |  ۱۴:۱۳

گفتگوی روزنامه جام جم با مجری برنامه ماه من:

گاهی كم آورده‌ام!

ساعت نزدیك 2 و 30 دقیقه است كه نجم‌الدین شریعتی از راه می‌رسد و یك راست به گوشه‌ای از سوله كه بساط گریم آنجا چیده شده می‌رود.

نجم الدین شریعتی مجری برنامه «ماه من» كه شخصیت آرام او از زمان سمت خدا در ذهن خیلی‌ها ثبت شده است و این شب‌ها هم همان آرامش با چاشنی خستگی در او به چشم می‌خورد. درست همزمان با گریم او، گفت‌و‌گوی ما هم شروع می‌شود:

شما دو سال است که سحرهای ماه رمضان برنامه اجرا می‌کنید. حال و هوای این اجرا چطور است؟

سحر فرصت خوبی است كه با اوقات دیگر كاملا متفاوت است، یعنی جنس مخاطب سحر با مخاطب روز تلویزیون فرق می‌كند. بیننده‌ای كه به دنبال یك لحظاتی در سحر می‌گردد، یك لحظه خلوت، معنویت و اتفاقی كه حالش را خوب كند. خود ما هم در كنار نان و پنیر وخرمایی كه سر سفره سحری مردم هست، احساس می‌كنیم كه باید غذای روحشان را هم كامل كنیم تا آنها یك مجموعه سحری خیلی خوب توام با علم و معرفت داشته باشند.

فكر می‌كنید این اتفاق تا چه اندازه رخ داده؟

با بازتاب و بازخوردی كه داشتیم به نظر می‌آید این اتفاق تا حد زیادی افتاده، ما در برنامه هم از فضایل امیرالمومنین(ع) می‌شنویم، هم از سیره و خاطرات شهدا گفته می‌شود و هم مناجات‌هایی كه برای آن زحمت كشیده شده است. این شاخصه برنامه امسال «ماه من» است. اما آن چه كه اهیمت دارد و باید به آن توجه شود، همان تفاوت ساختار برنامه سحر با دیگر فضاهاست.

شما همزمان با سحرها، همچنان «سمت خدا» را هم اجرا می‌كنید، جریانی كه حتما انرژی زیادی می‌برد، واقعا خسته نمی‌شوید؟

چرا، خیلی سخت است، اما خوب چاره‌ای هم نیست. دوستان شبكه با توجه به استقبالی كه سال گذشته از برنامه سحر شده بود، اصرار داشتند كه با همان سبك و سیاق پیش برویم. این لطف آنها بود منتهی من خیلی تلاش كردم تا منصرفشان كنم؛ اما در ادامه مجبور شدم كه باشم و احساس كردم كه باید این اتفاق را بپذیرم.

این روزها هم با وجود همه سختی‌هایی كه هست، از این بابت خوشحال هستم. در این بین انرژی‌ای كه مردم به ما می‌دهند خیلی زیاد است و همین اتفاق توفیقی است كه باعث می‌شود تا سحر و همه شب را بیدار بمانید. این یك فرصت است، چرا كه ممكن است من سال آینده نباشم و نتوانم این سحرها را درك كنم. با این وجود می‌دانم كه روزی سختی این روزها تمام می‌شود و به همین دلیل منتظر رویت هلال ماه شوال هستم كه زودتر عید فطر از راه برسد.

با این اندازه از انتظار برای رسیدن عید فطر و البته مشغولیتی كه دارید، قبل از شروع هر برنامه می‌توانید برای آن زمان بگذارید و اصلا این كار را می‌كنید؟

بله، در طول روز من یا خوابم یا در حال مطالعه یا مشغول اجرا هستم. یعنی می‌توانم بگویم كه از 24 ساعت تنها شاید 5 ساعت می‌خوابم و این خیلی اذیت‌كننده است؛ حتی یك وقت‌هایی هم كم آورده‌ام، اما به لطف سرم و دارو و... باز هم بلند شدم و ادامه داده‌ام.

یعنی كار به اینجا هم رسیده؟

بله، چون ماه رمضان است. روز كه روزه‌ایم و در ادامه شب هم باید بیدار باشیم، این خیلی سخت است تا جایی كه حتی برای تأمین انرژی دیگر باید فتوسنتز كنیم! با این حال سعیم این است تا برای هر برنامه‌ای زمانی را اختصاص دهم و همیشه مطالعه دارم.

در این بین گاهی از تجربیات خودم در این سال‌ها استفاده می‌كنم و در بخشی هم با مطالعات مستمر به دنبال انسجام این تجربه‌ها هستم تا بتوانم مدونشان كرده و به عنوان پلاتو از آنها استفاده كنم. در این بین سعی ما این بوده تا از حكایات و روایت‌های كوتاه استفاده كنیم كه خیلی با ریتم برنامه منافاتی نداشته باشد، برنامه به شكلی طراحی شده كه بخش‌های مختلفی دارد و من همیشه تلاش كرده‌ام تا در عین كوتاه بودن صحبت‌ها مفاهیم بلندی را بیان كنم.

بین نجم‌الدین شریعتی سمت خدا با ماه من چه قدر تفاوت وجود دارد؟ و آیا به دنبال ایجاد این تفاوت بودید؟

این تفاوت به اصطلاح سینمایی‌ها نباید مثل یك پرش شخصیتی اتفاق بیفتد یعنی ما نمی‌توانیم پرش جدی داشته باشیم به همین دلیل این تغییر خیلی نرم و گاهی حتی زیرپوستی رخ می‌دهد. بالاخره در این برنامه من ناگزیرم از فضای پلاتوهایی كه هست استفاده كنم، اتفاقی كه در سمت خدا وجود ندارد و طراحی برنامه شكل دیگری است. اما در بخش گفت‌و‌گو سعی كردیم همان سبك و سیاق سمت خدا را به خاطر القای حس آرامش به مخاطب داشته باشیم و خیلی وارد گپ جدی و خشك نمی‌شویم.

فاطمه شهدوست - گروه رسانه جام جم 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

بابایی جنگ را درست نوشت نه درشت!

بابایی جنگ را درست نوشت نه درشت!

بابایی از آنجا که خود رزمنده بوده، در سال‌های جنگ به معنای حقیقی کلمه با شهدا زندگی کرده و بعد از جنگ نیز همان ضرورت و رسالت را حس کرده و همان مسیر را ادامه داده است.

گفتگو

بیشتر
مادر و دخترانه!

گفتگو با بازیگران سریال «مادرانه» که این روزها از آی‌فیلم بازپخش می‌شود

مادر و دخترانه!

پیشنهاد سردبیر بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر