در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهمترین عضو صورت بازیگر هم چشمهای اوست و تربیت درست آن، جلوه و جلای بیشتر و غنیتری به نقشها میدهد. چشمهای بازیگران خوب، مرتب کار میکند و خوب هم کار میکند، آنها چشمچرانیهای مدام و البته مثبتشان در جامعه و میان مردم را به خوبی و درستی در نقشهایشان به کار میبندند و آثار نمایشی را برای ما به یادماندنیتر میکنند.
بعید است چشم بازیگران خوب به هنگام ایفای نقش، هرز برود و نگاه خنثی و بیسویی داشته باشد و اگر خوب دقت کنید، چشمهایشان پیوسته در حال دویدن است و این تکاپوی نگاه اصلا به برگ برنده بازی آنها تبدیل میشود. بازیگران بزرگ به مرور و با اهمیت دادن همواره به چشمها، دارای برق نگاه میشوند و بخش زیادی از آن، «آنِ بازیگری» هم که میگویند، ریشه در همین چابکی چشمها دارد و همین است که با نگاه مخاطب تلاقی و او را با نقش و بازی و اثر نمایشی درگیر میکند و اوضاع را طوری پیش میبرد که محال است تماشاگر چشم از این تماشای ناب و یگانه بردارد.
حالا اگر چشم بازیگر خوب و کاربلد هم خاص و منحصربهفرد باشد که دیگر نور علی نور است و همه چیز برای یک عیش بینقص نمایشی مهیاست. یکی از نمونههای حی و حاضرش علی نصیریان است که با آن چشمان درشت شرقی، چه کارها که نکرده طی این همه سال بازیگری. او با آگاهی و تجربههای متفاوت بازیگری و تربیت درست چشمهایش، صاحب نگاهی ویژه و امضایی بصری شد و به این توان غبطهبرانگیز دست یافت که چشمهایش را بسته به هر نقش و بسته به اقتضای فیلمنامه و اثر نمایشی، بازتعریف کند و به شکل و شمایل شخصیت درآورد. از این رو چشمهای ساده آقای هالو و خیرگی نگاه خیانت دیده پستچی کجا و برق رعبآور چشمان بزرگ آقای دیوانسالار کجا. خوشبختانه چشمهای نصیریان هنوز خوب میدوند و برقشان گیرا و روشنی بخش نقشهاست، میگویید نه، خیره شوید به چشمهای کاظمخان در مسخرهباز تا دیگر نتوانید چشم از او بردارید.
علی رستگار
روزنامه نگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: