این ادعای مردی است 30 ساله که از پدرش شکایت دارد. او میگوید: 29 سال قبل، زمانی که فقط یک سال داشتم پدر و مادرم از یکدیگر جدا شدند و پدرم از آن موقع تا امروز مرتبا زن گرفته و طلاق داده بهطوری که تاکنون 21 زن عقدی و صیغهای گرفته که فعلا با سه زن عقدی و دو صیغهای زندگی میکند. بهعلت تربیت غلط من از کودکی به فساد کشیده شدم. با آنکه یکی از برادران ناتنی مرا بهمدرسه فرستاد و دو سال هم درس خواندم اما به تحریک پدر، به دزدی و توزیع موادمخدر کشیده شدم و از مدرسه اخراج شدم.
در این مدت بارها به زندان افتادم تا 18 ساله شدم و رفتم سربازی ولی پس از خدمت هم باز پدرم مرا وادار به قاچاق فروشی کرد. مدتها دربدری کشیدم تا 30 هزار تومان پول جمع کردم و دادم به پدرم که برایم زن بگیرد. و یک زندگی شرافتمندانه داشته باشم ولی او پولم را خورد. من دوباره دست بهکار شدم و مبلغی جمعآوری کردم اما او اینبار هم سرم کلاه گذاشت به این صورت که دختری عقب افتاده را به عقد من درآورد و از پدر و مادر دختر هم خواست که در قبال شوهر دادن دخترشان، ده هزار تومان به وی بپردازند. از روزی که زندگی زناشویی ما شروع شد پدرم مرتبا به من و او حرفهای ضد و نقیض میزند. از یکطرف به من میگوید که این زن بهدرد تو نمیخورد و طلاقش بده. از طرف دیگر به زنم میگوید که من به درد او نمیخورم و طلاق بگیرد و با من ازدواج کند. من تحقیق کردم و فهمیدم پدرم چون خانواده زنم حاضر نشدند ده هزار تومان به او بدهند این نقشه را چیده است.
به هرحال من از روزی که زن گرفتم دست از قاچاقفروشی و دزدی کشیدم و با فروش سیگار و پیراهن و بلوز درآمد حلالی پیدا کردم و زندگی شرافتمندانهای را شروع کردم اما نمیدانم پدرم از جانم چه میخواهد و چرا دست از سرم بر نمیدارد ولی به هرحال من از او شکایت میکنم تا مزاحم من و زنم نشود.
مجله جوانان
اردیبهشت 1357
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم