همسرش گفت: در آن مقاله چه نوشته بود؟ زن گفت: در آن مقاله نوشته بود ایرادهایی را که همسرتان دارد روی یک کاغذ فهرست کنید و جلوی آن بنویسید دوست دارید همسرتان چه تغییراتی کند و از همسرتان نیز بخواهید همین را بنویسد، سپس در جلسهای فهرستهای خود را برای هم بخوانید. در پایان هر روز آن فهرست را با توجه تغییراتی که همسرتان در خود ایجاد میکند اصلاح کنید و در آخر هفته بار دیگر آن را برای هم بخوانید تا به این ترتیب در فاصله کوتاهی کلیه این ایرادها برطرف شود. همسرش گفت: بسیار کار جالبی است. پس شروع کنیم. زن دو کاغذ و دو خودکار آورد و یکی را به خودش داد و یکی را به همسرش و هردو به گوشهای رفتند تا فهرست خود را تهیه کنند. ساعتی بعد زن نزد همسرش رفت و گفت: من نوشتم. همسرش گفت: بخوان. زن سپس شروع به خواندن فهرست خود کرد و دویست و سی و شش مورد از ایرادات همسرش را، اعم از آنکه جورابش را لوله کرده زیر مبل میاندازد، با صدا غذا میخورد، هنگام استفاده از سرویس بهداشتی از فن استفاده نمیکند، در خواب خروپف میکند، در هنگام رانندگی فحش میدهد، محتویات جیبش را روی میز ناهارخوری خالی میکند، با دوستانش به بیرون رفته و کلهپاچه میخورد، بهطور پنهانی دخانیات استعمال میکند و... که در کاغذ نوشته بود، برای همسرش خواند. سپس گفت: حالا تو. همسرش کاغذ را از جیبش درآورد و گفت: راستش من خیلی به این اندیشیدم که تو چه ایراداتی داری و من دوست دارم آنها چه تغییری بکنند، اما به این نتیجه رسیدم که من، تو را با همه ایرادهایت دیدم و به تو علاقهمند شدم و پذیرفتم و اکنون نیز تو را با همه ایرادهایت دوست دارم. سپس کاغذ خود را که سفید بود به همسرش نشان داد. زن که بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته و اشک در چشمانش حلقه زده بود، از جا برخاست و در کنار همسرش نشست و او را در آغوش کشید و پس از عذرخواهی از او فهرست خود را پاره پاره کرد و در سطل زباله (زبالههای خشک) ریخت. مرد هم که تاکتیک خود را با موفقیت اجرا کرده بود، تا آخر عمر با همان ایرادات و بلکه بیشتر به زندگی ادامه داد و خون به دل همسرش کرد.
امید مهدینژاد
طنزنویس
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم