حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
جعفر از بچگی علاقهای به درس نداشت و مرتبا رفوزه میشد. سالها گذشت و او به ولگردی پرداخت. من که از این موضوع خیلی ناراحت بودم کاری برایش پیدا کردم که هم سرش گرم باشد و هم درآمدی کسب کند و شبانه نیز درس بخواند. اوایل که جعفر سرگرم کار بود، خوشحال بودم بهخصوص از این نظر که او در یک مدرسه شبانه هم درس میخواند. یعنی من اینطور فکر میکردم غافل از اینکه او از یکسال پیش عاشق زن معتادی شده و هر چه در میآورد به پای او میریزد. روزی که از این موضوع باخبر شدم، آن را با زنم در میان گذاشتم .
شب که جعفر به خانه بازگشت مادرش به وی اعتراض کرد. جعفر هم با قهر خانه را ترک کرد و به اتفاق همان زن معتاد 35 ساله فرار کرد. حالا هر چه تلاش میکنم اثری از آنها پیدا نمیکنم. به همین دلیل امروز به دادسرا مراجعه کردم که این زن معتاد را که پسر 15 سالهام را فریب داده و گمراه کرده تحت تعقیب قانونی قرار بدهم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....