فرض را بر این میگیریم که وضعیت اقتصادی کشور به خیلیها آموخته که باید با صرف کمترین هزینه بیشترین بهره را گرفت و اگر فرض را بر این بگیریم ارائه پیشنهاد نیز راحت تر میشود و چندان گرفتار افکار ایدهآل و بلندپروازانه نمیشویم. اگر بخواهیم به افراد زیر 18 سال و بالای هفت سال یک پیشنهاد تابستانه بدهیم که هم خرج و مخارجش معقول باشد و هم بعد از پایان تابستان چیزی عایدشان شود یکی از پیشنهادهای ارزان، شرکت در پایگاههای تابستانی مدارس است. سالها پیش پایگاههای تابستانی در خود مدارس برگزار میشد و حس دانشآموز بودن با وجود تعطیلی آموزش همچنان به بچهها القا میشد ولی چند سالی است که اکثر پایگاههای تابستانی از مدارس به بیرون از ساختمان مدارس منتقل شده به نحوی که کلاسهای تابستانی را میشود درکانونهای فرهنگی و تربیتی، دارالقرآنها، اردوگاههای دانشآموزی، سالنهای ورزشی، پایگاههای تشکلهای دانشآموزی، کتابخانهها و پژوهشسراهای دانشآموزی سراغ گرفت.
امسال30 هزار پایگاه تابستانی در کشور فعال است، سالهای قبل تا 33 هزار پایگاه نیز رفته بود. از حدود 13 میلیون دانشآموز کشور نیز آموزش و پرورش انتظار دارد حدود چهار میلیون نفر به این پایگاهها بیایند و پای درس مربیان بنشینند. برنامه این است که امسال به جای برنامههای خستهکننده سالهای دور یا برخی برنامههای کممایه، مهارتآموزی در اولویت باشد تا وقتی تابستان تمام شد و بعد از هشت هفته متوالی، کسی که وارد این پایگاهها شده دست پر خارج شود و حس کند که اوقات فراغت تابستانش غنی شده است. سالهای پیش هم همین طور بود، البته به خلاقیت گردانندگان پایگاههای تابستانی بستگی داشت که مهارت را چه چیزی بدانند و برای آموختن چه چیزهایی به بچهها تلاش کنند؛ فقط یک مهارت صنعتی یا هنری یا مهارت زندگی را در کنارش. سالهای قبل که خوب جواب داد وقتی برخی پایگاهها مهارت زندگی در شهر، مهارت حل مساله و مهارت نه گفتن و تصمیمگیری را به دانشآموزان میآموختند، آن هم با حداقل هزینه، یعنی تبدیل شدن به آدمی توانمندتر با صرف پول کمتر و زمانی در ازای هشت هفته که روی هم میشد یک تابستان اقتصادی و بهصرفه.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم