حالا که از ربط دادن پیام اخلاقی صرفهجویی به صفحات فرهنگی همچنان در بهت و حیرت به سر میبرید و هر آینه، خنج بر سر و صورت میکشید اجازه دهید این مساله را مضاعف کرده و خبر از این دهیم که این تنها هنر بچههای فرهنگی نیست. نمونهاش همین زینب مرتضاییفرد که نه فقط در هنر و موسیقی و تجسمی و ادبیات میپلکد، بلکه در آخرین فقره،گریزی هم به فضای ورزش حرفهای زده و مسابقات والیبال که در ارومیه برگزار میشد. مرتضاییفرد قلاب به این مساله انداخته و ماهی خودش را گرفته. انصافا هم صید خوبی به دام انداخته. این شما و این صیدِ مرتضاییفرد که در همین صفحه مکتوب و خواندنی شده.
و آمّا سینما... چند روز قبل معاونت توسعه فناوری و مطالعات سینما یک گزارش مبسوط و مفصل منتشر کرده از اینکه در 34 سال گذشته، وضعیت اکران فیلمهای ایرانی و خارجی در سینماهای داخل کشور چه بوده و چه شده و هر کدام از این فیلمها موفق به جذب چه درصدی از مخاطبان شده است. راستش را بخواهید این گزارش نظر ما را که خیلی جلب کرده دیگران را نمیدانیم. علی آقای رستگار، خبرنگار خوشذوق و باسواد و خوشقلم ما که سوژهها را روی هوا میزند و چنان روغن و ادویهای بهشان میزند که هوش از سر هر خوانندهای میپراند، قلابش به همین گزارش گیر کرده و گزارشی طبخ کرده خواندنی. رستگار، لباس غواصی پوشیده و شیرجه زده لای این گزارش تقریبا 127 صفحهای و پر از عدد و رقم و به نتایج جالبی دست پیدا کرده. خواندن چنین گزارشهایی فهم خوبی به آدم دست میدهد که اکران فیلمهای خارجی در سینماهای ایران چه شکل و شمایلی داشتهاند. خلاصه که بروید صفحه 11.
در نهایت هم در صفحه 12 گریزی زدهایم به وضعیت ادبیات جهان و ژانرهای مختلف. خب به همت تیم هنر و ادبیاتیهای گروه و در کلکل با صفحه سینمای جهان، حالا صفحه ادبیات جهان هم هر از چندی مهمان ما در صفحات فرهنگی خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم