سعید صادقی، عکاسی که به او لقب چشم جنگ را می‌دهند، این روزها در پروژه «جست‌وجوهای یک عکاس» چه می‌کند؟

زندگی بیرون از قاب

خوب نگاهشان کنید. می‌شناسیدشان؟ نه؟ دقیق تر نگاه کنید. حتی اگر خطوط چهره شان آشنا نبوده و همسایه یا اقوام ما نباشند، باز هم آشنا هستند. باز هم بارها و بارها قبیله‌هایشان را دیده‌ایم. آن یکی که وقتی رفته نفس می‌کشیده و وقتی برگشته هر نفس برایش درد بوده، آن یکی که روی پاهای خودش رفته و بی پا آمده است. آن دیگری که سال‌ها شده اسیر و بعدتر با هزار درد از تلخی روزهای رفته به خانه بازگشته، آن دیگری که نامش مانده سردر کوچه‌ها و آن یکی که هرگز نیامده، نه ردی، نه اثری و نشانه‌ای.... حالا دوباره نگاهشان کنید، در چهره تک تک آنها قهرمانی هست که می‌تواند در ذهنت رستم را زنده کند، یل ایرانی که فردوسی روایتش کرده، مردی که از همه چیز می‌گذشته و از ایران نه. مگر نه این‌که این همه مرد رفته‌اند، بازگشته و بازنگشته اند که ایران بماند... تمام اینها و خیالات دور و دراز دیگر می‌تواند احاطه ات کند وقتی کانال تلگرامی سعید صادقی،عکاس جنگ تحمیلی را نگاه کنی.
کد خبر: ۱۲۰۸۶۹۱

صادقی آن‌طور که خودش می‌گوید از 12 سال پیش تصمیم گرفته در پروژه «جست‌وجوهای یک عکاس» رزمنده‌هایی را که از آنها عکاسی کرده پیدا کند و ببینید در چه حالی هستند و چگونه روزگار می‌گذرانند و به تازگی هم عکس رزمنده‌هایی را که هنوز پیدایشان نکرده در کانال تلگرامی‌اش منتشر می‌کند تا اگر کسی آنها را می‌شناسد و نشانی ازشان دارد، باخبرش کند.
بازگشت عکاس
اما چرا این عکاس چنین تصمیمی گرفته است؟ آن هم حالا که سال‌های درازی از روزگار جنگ می‌گذرد. وقتی این سوالات را با صادقی مطرح می‌کنم، اینطور به جام‌جم توضیح می‌دهد: افرادی را که در عکس‌ها می‌بینید نمی‌شناسم و در یک برهه زمانی خاص فقط از آنها عکس گرفته‌ام. هر چند دوست و فامیل و هم قبیله نیستیم، اما هیچ‌کدام هم صاحب زر و زور و قدرت نیستیم. همگی مردمان عادی هستیم که گوشه و کنار ایران زندگی می‌کنیم. او ادامه می‌دهد: بنابراین تصمیم گرفتم این مردمان مثل خودم عادی را از شهرها و روستاهای مختلف پیدا کنم و بعد از سال‌ها دوباره از آنها عکاسی کنم. هر رزمنده‌ای را هم که پیدا می‌کنم عکسی که از او دارم را در اندازه بزرگ قاب می‌کنم و به دیدارش می‌روم.
صادقی درباره ایده این کار می‌گوید: مردم گاهی از چهره‌های سیاسی دل خوشی ندارند و گاهی این ناخوشی موجب می‌شود دیدگاه‌های نادرستی شکل بگیرد، بنابراین به نظرم رسید بهترین کار تبلیغی که می‌شود این روزها برای جنگ انجام داد، این است که به مردم نشان دهیم آنها که در میدان جنگ بودند، حالا کجا هستند و چه می‌کنند. البته این عکاس تاکید می‌کند در برخورد بسیاری از مردم با رزمندگان هم غرور و احترام را دیده است و همین موارد موجب شده تصمیم بگیرد پیوند بصری میان نظری که مردم درباره رزمندگان دارند و آنچه زندگی واقعی امروز آنهاست، بزند.
سرنوشت عکس‌ها چه می‌شود؟
صادقی تاکنون بیش از 30 رزمنده را پیدا کرده است، عکس سال‌های دورشان را به آنها تقدیم کرده و از امروزشان هم عکس گرفته است. در کنارش هر رزمنده هم چند خطی یادداشت نوشته است. او می‌گوید: مجموع عکس‌ها و یادداشت‌ها را در قالب یک کتاب منتشر خواهم کرد. عکس‌هایی از مردانی که صداقت برایشان ارزش بود و خوبی‌ها را زنده به گور نکرده بودند! این افراد و زندگی‌شان را باید به مردم معرفی کرد و آنها را از زیر گرد و غبار فراموشی بیرون آورد. او تاکنون پروژه‌اش را با برخی نهادها مطرح کرده است، اما آن‌طور که تاکید می‌کند، این روزها همه کاسب شده‌اند و انجام چنین کارهایی دشوار است. صادقی می‌گوید: هر حکومتی عده‌ای چمدان بسته و آماده دارد. پسر فلانی، داماد فلانی و... . آدم‌هایی که میلیارد میلیارد پول مملکت را می‌برند اروپاگردی! اینها کسانی نیستند که پای حکومت بایستند، امیدوارم بتوانم مستقیم یا غیرمستقیم به جامعه یادآوری کنم حجت‌های ما آنها هستند که روزگاری جنگیدند و حالا هم گوشه‌ای زندگی می‌کنند.
صادقی می‌گوید بیش از 30 رزمنده را پیدا کرده است. از او می‌پرسم این افراد در چه حالی هستند؟ جایگاه سیاسی و اجتماعی خاصی دارند یا نه؟ که این‌طور پاسخ می‌دهد: یکی شان پزشک جراح است، اما می‌توانم بگویم از پنج تا 34 نفری که پیدا کرده ام تقریبا 30 نفر رده‌های شغلی پایین و معمولی دارند.
او ادامه می‌دهد: مثلا یکی از این رزمنده‌ها در شیراز سبزی‌فروش است و یادم هست که در عملیاتی سر برادرش هم جدا شده بود. بعضی از این افراد آنقدر شرایط بدی دارند که حتی دلشان نمی‌خواهد من را ببینند و برخی‌شان را با التماس به دیدار راضی می‌کنم. یا گروهی از رزمندگان حاضر در یک عکس را از شهرهای مختلف دورهم جمع کردم و یکی از این افراد آن‌قدر حالش بد بود که نتوانست در عکس حاضر شود.
این عکاس علاوه بر انجام پروژه‌اش درگیر مشکلات برخی از خانواده‌های رزمندگان هم شده و در حال تلاش است تا بتواند معیشت دشوار بعضی از آنها را با کمک نهادهای مربوط بهبود بخشد.
تجربه خاص عکاسی از جنگ
برای صادقی از خاطره‌های محو دوران کودکی‌ام از جنگ می‌گویم و ترسی که مردم از شنیدن دوباره نامش دارند. می‌پرسم اگر روزی خدای ناکرده جنگ شود، باز هم حاضر است دوربین به‌دست وارد مناطق جنگی شود؟ برخلاف تصور می‌گوید که باز هم عکاسی از جنگ را ادامه خواهد داد. او می‌گوید: کار عکاس ثبت زشتی‌های جنگ است، جنگ هم طرف پیروز و هم طرف بازنده را تحقیر می‌کند و زندگی را می‌کشد. باید ثبتش کرد تا انسان‌ها همیشه آنها را ببینند.

زینب مرتضایی‌فرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها