در پی انتشار کتاب‌نامه‌های فریدون‌بیگ منشی روی سایت دانشگاه هاروارد سراغ حیات زبان فارسی در سرزمین آناتولی رفتیم

حکومت 600 ساله «فارسی» در سرزمین عثمانی

ادبیات دیوانی حکومت عثمانی عمر درازی دارد، چون در حکومتی شکل گرفته که عمری طولانی داشته است. عثمانیان از قرن 13 تا اواسط قرن 19 میلادی یعنی حدودا همزمان با قرن هشتم تا 13 شمسی در کشور ترکیه کنونی حکومت کردند. از عثمانی‌ها در کتاب‌های تاریخ دوران تحصیلمان چیزهایی خوانده‌ایم و چند شاه معروف را می‌شناسیم. در کنارش یک خاطره تلخ هم با نام چالدران داریم، نبردی که عثمانی‌ها در ‌آن ایرانی‌ها را شکست می‌دهند. البته این روزها هم شاید برخی با تماشای سریال ترکی «حریم سلطان» واقعیت‌های آمیخته به افسانه‌ای را درباره این حکومت طولانی که شاهان بسیاری را هم به خود دیده است، بدانند. شاید کمتر کسی بداند در طول چندین قرن فارسی ‌زبان دیوانی عثمانیان بوده و ادبیات ترکی طی 600 سال تحت‌تاثیر ادبیات فارسی بوده است، تا آنجا که شاعران و نویسندگان ترک نه تنها به صورت ناخودآگاه بلکه آگاهانه و تعمدا از شاعران و سرایندگان ایرانی تقلید می‌کرده‌اند. مساله اما از این حد هم پیشتر می‌رود و کار به جایی می‌رسد که بسیاری از شاعران این دوره دیوان و یا اشعاری هم به زبان فارسی داشته‌اند. اما واقعا چه اتفاقی می‌افتد که فارسی تا این حد در سرزمین آناتولی همه‌گیر می‌شود و مراسلات، اشعار و ادبیات را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد؟
کد خبر: ۱۲۰۸۲۴۳

مهاجران با فرهنگ ایرانی
از عوامل مهم انتشار و گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی در آسیای کوچک، یکی مهاجرت خاندان‌های با فضل و دانش ایرانی‌تبار مانند بهاءالدین سلطان‌العلماء پدر مولانا، نجم‌الدین رازی معروف به «دایه»، اوحدالدین کرمانی، فخرالدین عراقی، سراج‌الدین ارموی، سیف‌الدین فرغانی، ناصرالدین ابن‌بی‌بی و…به این منطقه‌است. البته باید بر این نکته هم تاکید کرد که محیط آرام این سرزمین فضا را برای زیستن امن‌تر فراهم کرده بود و عارف و ادیبان جهان اسلام را به این‌سو می‌کشاند. نمونه مهم این سفرها هم که کوچ پدر مولانا از بلخ به قونیه است که موجب شده امروزه این شهر کوچک در ترکیه گردشگران بسیاری را به خود جلب کند و برخی کشمکش‌ها هم درباره ترک بودن مولانا شکل بگیرد.

سلاجقه و فارسی در قلب عثمانی
حضور زبان فارسی و پررنگ شدن دامنه آن در دربار عثمانی ابعاد دیگری هم داشته است. در قرن نهم هجری یا پانزدهم میلادی دربار بزرگ عثمانی، وارث دربارهای کوچک و محلی سلجوقیان ساکن در منطقه آناتولی یا روم که درباره‌شان توضیح خواهیم داد، می‌شود. نظام دیوانی و تشکیلات اداری سلاجقه روم، که با تدبیر و راهبری وزیران و دبیران ایرانی شکل گرفته بود، به‌عنوان یک الگوی سیاسی پذیرفته شد. از این دوره سلاطین عثمانی در اشاعه زبان فارسی، چه در مکاتبات درباری و صدور احکام و فرامین دیوانی و چه در خلق آثار فارسی‌گویندگان و نویسندگان، نقش مؤثری داشته‌اند. عثمانیان در آغاز، مراسلات و نامه‌های دیوانی را، به تبعیت از سلاطین سلجوقی در روم، به فارسی می‌نوشتند. منشآت السلاطین نوشته احمد فریدون‌بیگ منشی در قرن دهم هجری تعداد زیادی از مکاتبات رسمی و فارسی پادشاهان عثمانی را، از عصر تیمور تا صفویه، دربر دارد. این مجموعه سند معتبری است از اهمیت زبان فارسی در مناسبات سیاسی و روابط دیپلماسی فرمانروایان این منطقه که همیشه عده‌ای از منشیان فارسی‌دان و قدرتمند را در دستگاه خود داشتند.

شاهان پارسی‌گوی
اگر بگوییم نه فقط شاعران سرزمین آناتولی که شاهانش هم به فارسی شعر می‌سروده‌اند، باورتان می‌شود؟‌ یعنی علاوه بر این‌که 24 شاعر جدی شناسایی شده‌اند که در آسیای صغیر یا همان محدوده آناتولی به فارسی شعر دارند، سلطان ایلدرم بایزید خان اول، سلطان محمدخان دوم معروف به فاتح، سلطان بایزیدخان دوم، سلطان سلیم‌خان اول متخلص به «سلیمی» و سلطان سلیمان خان اول «قانونی» متخلص به «محبی» به فارسی شعر می‌سروده‌اند. فارسی چنان با وجود سلاطین عثمانی عجین بوده که نامه‌های دربارشان به آن نوشته می‌شده، به آن شعر می‌شنیده و می‌سروده‌اند و حتی در مکتبخانه‌ها هم طبق شواهد موجود زبان فارسی تدریس می‌شده است. ‌آن‌قدر که برخی مورخان و دانشمندان ترک نبودن زبان واحد را مشکلی برای این امپراتوری دانسته و تاکید می‌کنند این عدم یکپارچگی می‌تواند آسیب‌هایی را به حکومت وارد کند.

به فارسی تهدید شدیم!
منشآت السلاطین احمد فریدون‌بیگ منشی چند روز پیش روی سایت دانشگاه هاروارد منتشر شد. از آنجا که ما ایرانی‌های امروز خیلی اهل کتاب و مطالعه هستیم! هر چند موضوع در فضای مجازی مطرح شد اما خیلی‌ها پی ماجرا نرفتند تا ببینند ماجرا چیست و این نامه‌های فارسی دربار عثمان چه ادبیاتی داشته است. اما برخی کاربران توییتری پی موضوع را گرفتند و تصویر چند نامه جالب را هم منتشر کردند. یکی از این نامه‌ها که مورد توجه قرار گرفت، مربوط به ماجرای جنگ تلخ چالدران است. در این نامه سلطان سلیم پس از نبرد چالدران به مردم تبریز نامه نوشته و گفته در صورت نافرمانی آنها را قتل‌عام خواهد کرد. البته این تهدیدها و قلدرمآبی‌ها ویژگی ذاتی اغلب شاهان تاریخ بوده است، حتی اگر شاعر و هنردوست هم بوده‌اند، باز هم بوی خون که به شامه‌شان می‌خورده خیلی چیزها از یادشان می‌رفته و تمدن ناگهان می‌شده توحش. خلاصه که سلطان سلیم هم نامه نوشته و ما را تهدید کرده است، هر چند اینجای ماجرا رگ غیرت ایرانی‌ام گل کرده و دوست دارم بگویم جناب سلطان چالدران را پس گرفتیم و تبریزی‌ها هم قتل‌عام نشدند! بدشانسی آوردید! اگر مقارن دوره قاجار بودید شاید می‌توانستید شاخ و شانه بیشتری بکشید و کارهایی بکنید اما خدا را شکر صفویه از آن حکومت‌ها نبود که راحت کنار بکشد.

حالا سلطان سلیم چه می‌گفته؟
سلطان سلیم، همین جناب سلطانی که تمام تلاش خود را می‌کرده در عداوت با ایرانی‌ها و حکومت ایران کم نگذارد و هیچ جوره دست از رقابت با ایران برنمی‌داشته، به فارسی شعر می‌سروده است. او شیفتــه و مفتون ادبیات فارسی بوده و یک رجزخوانی معروف هم دارد که برای بیان دلاوری‌های خود مقابل ایران سروده است:
در سفر گشتن و این بی‌سر و سامانی ما
بهر جمعیت دل‌هاست پریشانی ما
کوه فریاد برآرد پی آهو راندن
در شکار ار شنود نوبت سلطانی ما
کشور دهر گرفتیم به همت آسان
گرچه دشوار نماید به تو آسانی ما
جالب است بدانید این جنابان شاه به دیوان شاعران ایرانی هم توجه خاصی داشته‌اند. مثلا سلطان محمد فاتح به تقلید از غزل مشهور حافظ سروده است:
اگر آن ترک افرنگی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم استانبول و کاتالا را

ماجرای رومی بودن مولانا
برخی تصور می‌کنند این‌که گفته می‌شود مولوی رومی یا این‌که مولانا را در جهان غرب با عنوان رومی می‌شناسند از آن اتفاقاتی است که این غربی‌های از خدا بی خبر به آن دامن زده‌اند. کریم زمانی، استاد ادبیات فارسی این موضوع را تحلیل کرده است. از آنجا که ما هم در مطلب چند بار از روم و آناتولی نام بردیم، گفتیم یک تیر و دو نشان بزنیم و مساله را یک‌جا حل کنیم. زمانی می‌گوید: به قونیه که در اصل ایکونیون یا ایکونیوم است و چند بار هم در انجیل نامش آمده سرزمین روم می‌گفتند و به ترکیه و حوالی ترکیه امروزی، آناتولی می‌گفتند. چرا؟ چون آناتولی در زبان یونانی به معنی محل طلوع خورشید است یعنی مشرق و چون ترکیه فعلی در آن روزگار جزو قلمرو بیزانس بوده آناتولی خوانده می‌شد و سرزمین روم و از این جهت آناتولی می‌گفتند که سرزمین ترکیه (آن حوالی) شرقی‌ترین مرز بیزانس را تشکیل می‌داد. او ادامه می‌دهد: بنابراین لقب رومی باعث نمی‌شود مولانا مصادره شود. چرا؟ برای این‌که مولانا هم خیلی عالمانه زبان ترکی می‌دانسته و هم زبان عربی را با تسلطی شگرف می‌دانسته و هم زبان یونانی را مسلط بوده، اما می‌بینیم که همه آثارش را به زبان فارسی پدید آورده تا تعلق خاطرش را به زبان و فرهنگ فارسی نشان بدهد و از این گذشته انصافا ظرایف عرفانی، لطایف معنوی و ذوقی را با زبان فارسی خیلی خوب می‌شود انطباق داد؛ ضمن این‌که باید اعتراف کنم این بزرگان مثل خورشیدند؛ خورشید به همه جا بی دریغ می‌تابد و هیچ کس نمی‌تواند مدعی شود خورشید فقط متعلق به جغرافیای ماست.

شاهنامه در ترکیه
نعمت ییلدریم، استاد و مدیر گروه زبان فارسی دانشگاه آتاتورک ترکیه در سفری که به ایران داشته، گفته است: شاهنامه فردوسی تاثیری عمیق در ادبیات دیوانی دوره عثمانی در ترکیه داشته است. این کتاب متنی حماسی و متعلق به مردم ایران است، اما جای خود را در ترکیه نیز باز کرده است. در ترکیه سرکنسولگری‌ها خیلی از این کتاب حماسی استقبال می‌کنند به طوری که بسیاری از کنسولگری‌های مستقر در این کشور در مناسبت‌های مختلف شاهنامه را به دانشگاه‌ها اهدا می‌کنند.
او که مترجم شاهنامه فردوسی به زبان ترکی استانبولی است، همچنین تاکید کرده است، بوستان و گلستان سعدی و دیوان حافظ هم از دیرباز در ترکیه شناخته شده و دارای طرفداران بسیار است. در بسیاری از مساجد ترکیه روحانیون برای پند و اندرز از مطالب گلستان و بوستان سعدی اقتباس می‌کنند.

دانلود منشآت ابراهیم بیک
این را هم بگوییم که سایت دانشگاه هاروارد ایمیل شما را می‌گیرد و بدون دریافت هیچ هزینه‌ای و اهمیت این‌که در چه کشوری زندگی می‌کنید و تحریم هستید و نیستید، کل کتاب را بریتان ایمیل می‌کند. هم دیدن کتاب جذاب است و هم گل از گل آدم می‌شکفد که این محیط‌های آکادمیک درگیر سیاست‌های تند و بدریخت آمریکا نشده است.

زینب مرتضایی فرد
فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها