قدیمتر همه به دنبال رویای آمریکایی بودند و اینکه در سیر و سلوک زندگی به آمریکاییان اقتدا کنند و امروزه رویای بورژوازی رشد کرده و همه میخواهند یکشبه بورژوا شوند، یعنی یک اشرافیت کاذب منسوخ شده در دل جامعه تسری یافته است. بخشی از این رویای کاذب ناشی از غلبه سریالهای ماهوارهای بوده که زرق و برقهای دروغین را به خورد ملت میدهند، ولی خوشبختانه این غلبه کم و کمتر شده چون مخاطب هم فهمیده این سریالها صداقت ندارند.
با این حال برای اینکه بتوانیم به طور قطعی جلوی غلبه سریالهای سخیف ماهوارهای را بگیریم باید برای تولید سریالهای فاخر سرمایهگذاری کنیم.
من افتخار میکنم نسل نوینی از بازیگرها آمدهاند که واقعا حیرتانگیز هستند و همچنین کارگردانهای نسل جوان خوبی داریم، ولی نباید اینها به حال خودشان رها شوند و باید به کار گمارده شوند تا بار دهند.
هر جامعهای، فرهنگ خودش را طلب میکند. ما یک کشور وسیع با امکانات طلایی و طبیعت شگفتانگیز داریم، ولی متاسفانه از آن استفاده بهینه نمیبریم. جامعه ایران جامعه متنوعی است و تنوع در برنامهها را میطلبد. این تنوع برنامهها باید برای تمام گروههای سنی در نظر گرفته شود، ولی متأسفانه یکدفعه جوگیر میشویم و دهها برنامه همشکل تولید میکنیم مثلا تا یک برنامه گفتوگومحور گل میکند دهها برنامه مثل آن تولید میشود.
در همه جای دنیا مدام به آنالیز و تجزیه و تحلیل محصولات خود میپردازند که دریابند برای بهبود چه باید کرد تا همه طیفهای سنی برنامه داشته باشند. تجزیه و تحلیل هم نیاز دارد به استفاده از تجربیات بزرگان. چرا از بزرگانی که تجربه و تخصص و تحصیلات دارند همفکری نمیگیرند و در اتاق فکرشان از اینها دعوت بهعمل نمیآورند که اوضاع را بهبود بخشند؟!
از بزرگان استفاده نمیکنیم و بهجایش به تکثیر «دکتر» پرداختهایم. افراد کمتجربه و بیتجربه را به نام دکتر وارد سیکلهای مدیریتی میکنند و تا نقدی به آنها میشود با این پاسخ روبهرو می شویم که فلانی دکتر است. در هنر خلاقیت و تجربه لازم است و نه دکتر بودن! متأسفم که بگویم مغازهای باز شده به نام پژوهش هنر و به تعداد بسیاری مدرک دکترا داده، ولی مدیران بالادستی فرهنگی و بهخصوص در رسانه ملی نباید فریب این عناوین را بخورند و باید کار را به متخصصان بسپارند.
محسن حسینی
بازیگر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم