jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۲۰۴۴۸۴   ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸  |  ۰۰:۰۱

زن جوان که متهم است برای گرفتن حضانت فرزندانش، آدمکش‌هایی را برای قتل شوهر سابقش اجیر کرده در دادگاه کیفری پای میز محاکمه قرار گرفت.در جلسه دادگاه زن جوان و دخترش مدعی شدند تحت فشار بازجویی‌ها به قتل اعتراف کردند و در ماجرا نقشی نداشته‌اند.

به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از سال 94 و همزمان با قتل مرد میانسالی در یکی از محله‌های تهران آغاز شد.
ماموران پس از اطلاع از قتل و حضور در محل جنایت دریافتند، این مرد به تازگی از همسرش جدا شده و همسرش برای گرفتن حضانت دختر و پسرش با وی درگیر بوده است. با افشای این ماجرا پلیس در نخستین گام همسر سابق مقتول به نام مهناز را بازداشت کرد.
اما این زن ادعا کرد از نحوه مرگ شوهر سابقش بی اطلاع است ولی در بازجویی‌های بعدی گفت: من و همسرم اختلاف سنی زیادی با هم داشتیم به همین خاطر هیچ‌وقت رابطه‌مان با هم خوب نبود. او مدتی قبل مدارکی علیه من جور کرد و مدعی شد من با افراد غریبه در ارتباط هستم. در ادامه با همین ادعا مرا طلاق داد. می‌خواستم تا هر طور شده حضانت دختر و پسرم را قبول کنم اما او حاضر نبود سرپرستی فرزندانم را به من بدهد .به همین خاطر ماجرا را به پدرم گفتم. پدرم با وکیل دادگستری به نام رحمان که دوست او بود مشورت گرفت و رحمان پیشنهاد قتل شوهرم را مطرح کرد. قرار بود رحمان 300 میلیون تومان برای قتل شوهرم بگیرد. شب جنایت طبق نقشه رحمان و دوستش سعید وارد خانه شوهرم شدند و با هم دستی هم او را خفه کردند.
با اظهارات این زن، رحمان و سعید بازداشت شدند و مشارکت در قتل را گردن گرفتند.
رحمان 33 ساله گفت: من و سعید طبق نقشش وارد خانه مقتول شدیم. که او به محض روبه‌رو شدن با ما شوکه شد. من دستمال گردن او را باز کردم و دور گردنش پیچیدم. سعید هم دهان و بینی او را با دستانش گرفت تا خفه شد.
سعید نیز مشارکت در قتل را پذیرفت و به همدستی در قتل اعتراف کرد.
با اعتراف متهمان برای رحمان و سعید به اتهام مشارکت در قتل و برای مهناز، پدر و دخترش به اتهام معاونت در جنایت کیفرخواست صادر و پرونده شان به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و آنها دیروز به ریاست قاضی زالی و با حضور یک قاضی مستشار از خود دفاع کردند.
در این جلسه اولیای‌دم برای متهمان حکم قصاص خواستند. اما دختر قربانی که حالا ۱۷ سال دارد و در بازجویی‌های قبل به همدستی در قتل اعتراف کرده بود، به قضات دادگاه گفت: من از متهمان هیچ شکایتی ندارم. در اداره آگاهی اذیت شدم و به همین خاطر معاونت در قتل را پذیرفتم .
سپس سعید به دفاع پرداخت و گفت: من هیچ نقشی در این ماجرا نداشتم و مشارکت در قتل را قبول ندارم .
وقتی رحمان در جایگاه ویژه ایستاد، گفت: من وکیل دادگستری هستم. وقتی مهناز بازداشت شد، بی‌دلیل مرا به‌عنوان قاتل شوهرش معرفی کرد. من بی‌گناهم .
پدر مهناز نیز گفت: من کارخانه‌دار هستم و نیاز مالی نداشتم تا بخواهم به‌خاطر تصاحب اموال دامادم نقشه قتل او را بکشم. من هیچ انگیزه‌ای برای قتل داماد سابقم و فروش اموال او نداشتم و نمی‌دانم چه کسی او را کشته است.
وی به قضات دادگاه گفت: پلیس به‌خاطر این‌که گوشی تلفن همراه من در منطقه کشته شدن دامادم آنتن‌دهی داشته، مرا بازداشت کرد. خانه من در نزدیکی خانه دخترم قرار داشت و طبیعی بود که موبایلم در آن منطقه آنتن‌دهی داشته باشد. من هیچ پولی به وکیل دادگستری ندادم و او را برای کشتن دامادم اجیر نکردم.
مهناز آخرین متهمی بود که از خود دفاع کرد. وی گفت: اتهام معاونت در قتل را قبول ندارم. من در اداره آگاهی تحت‌فشار روانی بودم که به طراحی نقشه قتل اعتراف کردم .
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد تا رای صادر کند.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر