به گزارش جامجم، اوایل آذر امسال زن جوانی با حضور در پلیس آگاهی تهران از مدیر یک شرکت بازرگانی به اتهام کلاهبرداری شکایت کرد و گفت: من ساکن مشهدم و در آنجا در زمینه تولید و فروش زعفران فعالیت دارم و با شرکتهای مختلفی برای معامله زعفران کار میکنم. یک ماه پیش مردی که خودش را تاجر و مدیر یک شرکت بازرگانی در تهران معرفی میکرد، برای معامله زعفران با من تماس گرفت. برای اطمینان بیشتر و برای دیدن شرکتش که در یکی از محلههای مرکز شهر تهران بود،به آنجا رفتم. چند زن و مرد در آنجا کار میکردند و اعتمادم به مدیر شرکت بازرگانی جلب شد و با او معامله کردم. او ابتدا یک کیلو زعفران از من خرید و پول آن را نقدی پرداخت کرد. در ادامه در برابر خرید 30 کیلو زعفران به من چک داد که در سررسیدش متوجه شدم بلامحل است .
شاکی ادامه داد: چند بار با تلفن همراه مدیر شرکت تماس گرفتم که تلفن او خاموش بود و تلفن دفترش را هم افراد دیگری پاسخگو بودندو میگفتند وی را نمیشناسند. از مشهد به تهران آمدم و به دفتر شرکت رفتم اما متوجه شدم آن دفتر را برای چند ماه اجاره کرده بود و آن را به مالک تحویل داده و کسی از او خبری ندارد.
تحقیقات پلیسی برای دستگیری مرد کلاهبردار آغاز شد تا اینکه دو هفته پیش ماموران مردی را که هویتش با کلاهبردار فراری شباهت داشت، بازداشت کردند. این مرد به افسر تحقیق گفت: من اشتباهی دستگیر شدهام و تاکنون شاکی را ندیده ام که با وی معامله انجام دهم .
در حالی که او منکر این معاملههای زعفران بود، شاکی احضار شد و در مواجهه حضوری با مرد بازداشت شده معلوم شد این مرد کلاهبردار نیست اما مشخصات هویتی او با متهم فراری مطابقت دارد .
ماموران زمانی که عکس بهدست آمده از متهم فراری را به مرد بازداشت شده نشان دادند اعلام کرد، کلاهبردار برادرش است.
سرانجام چند روز پیش کلاهبردار فراری در حالی که قصد کلاهبرداری از افراد دیگری را داشت، شناسایی و بازداشت شد. متهم در مواجهه حضوری با شاکی شناسایی شد و در ادامه تحقیقات به این کلاهبرداری اعتراف کرد.
متهم به افسر تحقیق گفت: شرکت کاغذی را با سوءاستفاده از مدارک برادرم راهاندازی کرده و دسته چک گرفتم و در معاملههایم از آن سوءاستفاده میکردم. با شاکی در سایت دیوار که آگهی فروش زعفران داده بود آشنا دادم و با جعل مدارک هویتی برادرم خودم را به جای او جا زده و این معاملهها را انجام دادم. از او 30 کیلو زعفران خریدم و چکهای بلامحل به او دادم. با فروش زعفران درآمد کلانی بهدست آوردم. قصد کلاهبرداری داشتم که دستگیر شدم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم