وقتی میشنویم دامداران ایرانی به قیمت خالیتر شدن جیب هموطنانشان، دامها را قاچاق میکنند تا قیمت گوشت قرمز به یکباره دو برابر شود تا سفرهها، خالیتر از همیشه، به ریشخندشان به نانآور درمانده خانه ادامه دهند.... حالا باید تامل کنیم بر اتفاقاتی که بر ما گذشت و میگذرد. چه بر فرهنگمان آمده؟ چه بر سر ما آمده که وطن را اولویت دوم میبینیم؟ قطعا برنامهای هست که ما را از درون خالی کند. کسی به دنبال این هست که در فضای مجازی چه فرهنگی تبلیغ میشود؟ اینکه کانالهای افراطی هوادارای، شکست تیم ملی را برای تیم محبوبشان آرزو میکنند، این به معنای فاجعهای بزرگ است. این از جیب خالی ما مهمتر است. آدمهایی که همه مشکلات کشور را به جان خریدهاند و ماندهاند تا جسدشان، خاک وطن شود، از وضعیت به وجود آمده در عذابند؛ اما کسی به این فکر نمیکند که شاید برنامهای ترتیب داده شده تا اتحادمان برای اسم «ایران» و حس خوب ایرانی بودنمان را هدف قرار دهند. این چند دستگیهای شکبرانگیز روزهای اخیر که متاسفانه بعضی از رسانهها هم بر بوق آن دمیدهاند، به چه دلیل به وجود آمده است؟ در حالی که عمان با علم به این اختلاف آشکارمان، یک اتفاق بزرگ را در بازی امروز آرزو میکند و تمام مردم این کشور برای این رویا دستبهدست هم دادهاند، ما هر روز از هم دورتر میشویم و مطابق سناریویی بازی میکنیم که خودیها آن را ننوشتهاند.
چشمانمان را که باز کنیم متوجه موقعیت ترسناکمان میشویم. همه میخواهند این جام به ایران تعلق نگیرد و دردناک است که ایرانیها هم چنین آرزویی در سر داشته باشند. یادمان نرود که اسم ایران، تنها دارایی ماست.
علی جوادی
روزنامهنگار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم