این گزارش حاکی است ، با محاکمه متهم در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ، مادر مقتول با حضور در دادگاه برای عامل قتل دخترش درخواست قصاص کرد.
با دعوت عزیز محمدی ،قاضی شعبه 71 از متهم برای دفاع ، وی گفت: روز حادثه قصد قتل همسر صیغه ای خود «اکرم» را نداشتم. او مدام با من جر و بحث می کرد و از پسر جوانی حرف می زد تا مرا عصبانی کند.
متهم افزود: عصبانیت من وقتی افزایش پیدا کرد که او عنوان نمود خواستگار بهتری از من داشته است.
با شنیدن این جملات به یکباره کنترل خود را از دست داده و او را به قتل رساندم و سپس از ترس جسد وی را درون یخچال خانه پنهان کردم. اکنون نیز پشیمان هستم.
با دفاعیات متهم و وکیل مدافع وی ، قاضی عزیزمحمدی به اتفاق 4 مستشار دادگاه کیفری استان تهران ، حکم قصاص مرد متهم را با پرداخت فاضل دیه صادر کرد و پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد. با تایید حکم صادره از سوی قضات دیوان ، پرونده به شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی ارسال شد تا حکم صادره به مرحله اجرا درآید.
در نگاه زن جوان دنیایی تمنا و التماس موج می زد. همانند کبوتری که در یک اتاق در بسته گرفتار شده بود، به هر سو می دوید تا شاید روزنه ای برای نجات خود بیابد.
شوهرش در حالی که رگهای گردنش متورم شده بود به او نزدیک شد و با تمام توانی که داشت ، گلوی او را فشرد آخرین ناله های زن خاموش شد و آنگاه مرد جوان در حالی که عرق سردی روی پیشانی اش نشسته بود، لحظه ای به خود آمد. ابتدا تصور کرد، همسرش برای فرار از خشم او، خود را به بیهوشی زده است . چند بار صدایش کرد، اما زن جوان خاموش چشم به سقف خانه دوخته بود.
مرد جوان سراسیمه در وسط اتاق قدم می زد، آنگاه به ذهنش رسید که جسد همسر جوانش را در یخچال خانه جای دهد. او می گریست و ابراز ندامت می کرد. مستاصل و درمانده خانه را ترک کرد و به سراغ یکی از دوستانش رفت و از او خواست به اتفاق به خانه اش بروند.
در مقابل این اصرارها وقتی دوستش به خانه او آمد؛ در یخچال را گشود و با مشاهده جسد زن نحیف چند قدم به عقب رفت و وحشت زده از خانه فرار کرد.دقایقی بعد، صدای آژیر پلیس که به محل حادثه نزدیک می شد، خبر از یک حادثه دلخراش می داد.