جام جم: کنفرانس اصلاحات در خاورمیانه با تاکید بر ضرورت پایان دادن به جنگ فلسطین و اسرائیل در اردن به کار خود پایان داد.
کد خبر: ۱۱۸۰۵۸
برخی تحلیلگران بر این باورند که روند اصلاحات در ساختار سیاسی خاورمیانه باید از طریق فرآیندهای ملی و بدون دخالت عنصر خارجی صورت گیرد. در این چارچوب دموکراسی برآمده از جوشش درونی جوامع در قیاس با دموکراسی ناشی از اراده بازیگران فرامنطقه ای وجه تمایز این در ماندگاری آن است. حسین رویوران ، کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتگو با جام جم بر این نکته تاکید دارد که برخی حکومت های مستبد خاورمیانه ، ابزار تحقق منافع قدرتهای بزرگ در منطقه هستند.
کنفرانس اخیر خاورمیانه در اردن با چه اهدافی صورت گرفت؛ کنفرانس اخیر اردن اولین اجلاس درخصوص آینده خاورمیانه نیست بلکه این چندمین اجلاس است که پس از تغییر سیاست های امریکا پس از حادثه یازده سپتامبر برگزار می شود. در واقع مجموعه ای از کنفرانس ها در چارچوب اهداف امریکا برای منطقه خاورمیانه از سوی واشنگتن طراحی شده تا از طریق آن گسترش ارزشهای امریکایی صورت گیرد. متاسفانه امریکا از موضوعاتی مانند دموکراسی و حقوق بشر به صورت ابزاری استفاده کرده و این موضوعات را در چارچوب منافع خود تعریف می کند. کنفرانس اخیر اردن در ادامه اجلاس های قبلی برگزار شده ، هر چند که سعی شده است تا نوعی رنگ منطقه ای به آن داده شود که ظاهرا اردن میزبان و برگزارکننده اصلی این کنفرانس بوده است. بی تردید این اجلاس در قالب منافع امریکا در خاورمیانه انجام شده است.
با عنایت به تحولات منطقه خاورمیانه پس از انتخابات میان دوره ای امریکا و شکست سیاست های آرمانگرای واشنگتن ، به نظر می رسد طرح خاورمیانه بزرگ به صورت کامل منتفی شده است. با عنایت به تفاوت عملی و نظری دیدگاه های روسیه و امریکا به عنوان دو کشور تاثیرگذار در این اجلاس درخصوص مسائل دموکراسی که اولی ، دخالت عنصر خارجی را نفی و دومی بر حضور آن تاکید می کند ، جمع این دو دیدگاه چگونه می تواند به بروز یک وحدت فکری منجر شود؛
اصل دموکراسی به عنوان یک ارزش انسانی جایگاه خاص خود را دارد و اساسا یکی از بزرگترین عوامل بحران در خاورمیانه معطوف به وجود رژیم های استبداد زده در این منطقه است. تا زمانی که رژیم های استبدادزده در این منطقه در عرصه قدرت باشند ، قطعا این مقوله یک معضل مزمن و مستمر تلقی می شود اما موضوعی که در بحث خاورمیانه بزرگ مطرح بوده ، تحکیم دموکراسی نیست بلکه دموکراسی را تجویز می کنند که محقق کننده منافع غرب ، خصوصا امریکا باشد. در شرایطی که امریکایی ها احساس کنند دموکراسی در جهت تقابل با منافع آنان قرار دارد ، در برابر این دموکراسی می ایستند و در واقع دموکراسی مشروط را می پذیرند. به طور مثال رفتاری که دول غربی پس از انتخابات پارلمانی فلسطین از خود بروز دادند ، نشان دهنده رفتار دوگانه امریکا و اروپا در برابر دموکراسی در منطقه است . محاصره اقتصادی حماس نشان داد که امریکا تمام ابزارهای خود را برای به شکست کشانیدن دموکراسی واقعی در منطقه به کار می گیرد. دیدگاه روسیه درخصوص اصلاحات در ساختار سیاسی خاورمیانه کاملا با نقطه نظرات امریکا متفاوت است. مسکو بر این باور است که دموکراسی باید از طریق مردم ایجاد شود و دموکراسی تجویزی جز به شکست راهی نخواهد یافت. مردم سالاری برآمده از جوشش درونی جوامع خاورمیانه ، راز ماندگاری دموکراسی و اصل آزادی انسان و فناپذیری دولتهای مستبد است.
با توجه به مشکلات فعلی در خاورمیانه ، ایجاد اصلاحات در این منطقه از طریق اتخاذ چه ساز و کارهایی باید صورت گیرد؛
قطعا در خاورمیانه حاکمیت مردم یکی از مهمترین ابزارهای موجود برای پایان دادن به بحران های منطقه است. مشکل اصلی خاورمیانه این است که برخی نظامهای سیاسی خاورمیانه مردمی نیستند و از آنجایی که فاقد مشروعیت داخلی هستند ، مجبورند از طریق مکانیسم هایی غیر از روندهای دموکراتیک به حکومت خود ادامه دهند که نقش اتحادها و ائتلاف ها در استمرار این گونه حکومت ها برجسته است . در واقع چنین حکومت هایی قبل از آن که به دنبال منافع ملی خویش باشند در راه تجلی منافع و اهداف بازیگران سلطه طلب فرامنطقه ای تلاش می کنند.وجود منابع عظیم انرژی در خاورمیانه بیانگر این ضرورت اساسی است که حکومت ها برای ایجاد یک سد برای نفوذ دستهای منفعت طلب برای رسیدن به منابع انرژی منطقه به سمت دموکراسی و کسب مشروعیت داخلی باید حرکت کنند تا حفظ روحیه استقلال طلبی در مردم ، بازتابی از تاکید بر منافع ملی باشد.