
گفت: لعنت به حرص آدمیــــــــزاد... قصـــــــهای، ماجرایی، پشت لبهایش یا چه فرقــــــــــی میکند توی سینهاش وول میخورد تقلا میکرد، کوک به بالش لولهای ترمه میزد و سیگار فروردین را محکم کام چید و خاکسترش افتاد روی پوزه پلنگ پتویی چرکمُرد که کف لحاف دوزیاش پهن بود...
گفتم: بگو...
گفت: چه را و چرا؟
گفتم: قصه توی کلهات را. سبکت میکنه .
گفت: نمیشه تف سربالاست...
گفتم: من مسافرم، محلی نیستم بگو حرف رو باد میبره.
گفت: چایی بریز، چایی ریختم و قوطی قند را هم آوردم، بر بدنه قوطی حلبی لبخند زنی احتمالا هندی پاکستانی یخ زده بود.
این هم از شگفتیهای شرق شگفتانگیز است که زنی در یک گوشهاش میخندد با عطر چای و مردی در یک گوشهاش در خلال روایتش لبخند ماسیدهاش را میبیند.
بخار چای میرقصید که مرد لب گشود: برارم نیسان داشت تعمیرکار سیار بود و یدک کش، دخلش اما به خرجش نمیخواند، خداداده نبود، یا بود و قناعت نداشت.
میگفت شیطان رفت زیر جلدش، پول درمیآورد اما بی عطر گندم و برکت...
گفتم: چطور؟
گفت: سر پیچی در جاده روی آسفالت روغن سوخته میریخت و یک سیگارکش پایینتر از یال کوه مینشست به انتظار طعمه، لاستیک چرب کار خودش را میکرد یا به کوه و کمر میخورد یا گاردریل، طعمه آماده بود و وقت کندن و پول پارو کردن!
میگفتمش: نکن...
میگفت: کم میریزم فقط سُر بخورند، میگفتمش حرامه. میگفت با ماشین 300میلیونی اومده 200تومن من میگیرم میرسونمش به تعمیرگاه رقمی نیست! گفت: برار کوچکمون از خدمت میومد برای تعطیلی عید سر همون گردنه ماشینشون غلتید و از تو اون ماشین فقط برار ما جوونمرگ شد و خوابید سینه قبرستان - سوزن رفت توی دست. مرد ناخنش را مکید -دو خط اشک حالا ریش چند روزه جوگندمی مرد را آبیاری میکرد.
گفتم: برادرت که نیسان داشت...؟
گفت: تیمارستان بستریه، گفت: رزق کم باشه، اما حلال باشه...
گفتم:ها...
گفت: تو بیابانیمردی؟
گفتم: چطور؟
گفت: سینهات بیابان است، حرف زدن با کویری جماعت راحتتر است.
گفتم:ها...
گفت برار داری؟
گفتم:ها.
گفت: قدرشو بدون. داغش جیگرتو میکنه مثه لنت ماشین بعد ترمز،جز میزنی...
کوک بالش تمام شده بود. با دستهای سوزن خوردهاش کوبید رویش و گفت:خواب صحت و عافیت...
دنده ماشین را چاق کردم و به این فکر میکردم که ابلیس با روغن سوخته هم میتواند زندگیات را بسوزاند... خداجان من شاگرد درسخوانی نیستم. معلوم نیست چند مرده حلاجم... لطف کن از من سوال آسانها را بپرس...
حامد عسگری
نویسنده و شاعر
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
بهتاش فریبا در گفتوگو با «جامجم آنلاین»:
رئیس جمعیت هلالاحمر در گفتوگو با «جامجم» تشریح کرد