گفت‌وگوی جام‌جم با 2 راننده جوان که به نیازمندان به صورت رایگان خدمات می دهند

یک وانت پر از مهربانی

تمایلی به مصاحبه ندارند؛ از همان ابتدا که تلفن همراهشان را جواب می‌دهند، مدام تاکید می‌کنند که برای خاطر دل خودشان این کار را کرده‌اند که بهتر است ناشناس بمانند. برای انجام مصاحبه از ما اصرار و از آنها انکار. بالاخره با این امید که با خواندن این گفت‌وگو چند نفر دیگر هم به این فکر بیفتند تا از توانایی و مهارت‌شان، در جهت خدمت‌رسانی به خانواده‌های نیازمند استفاده‌کنند راضی به مصاحبه می‌شوند. موقع مصاحبه صداقت‌شان به دل می‌نشیند، صداقت دو مردجوان که مثل خیلی از ماها در همین ایام گرانی و بالارفتن سرسام‌آور قیمت‌ها از صبح تا شب دنبال یک لقمه نان حلال در خیابان‌ها می‌چرخند، اما این وسط راه انجام کار خیر را هم فراموش نکرده‌اند؛ راهی ساده‌تر از تمام کلیشه‌هایی که ذهن ما را درگیر کرده است. راننده‌های نیکوکاری که معتقدند اگر کسی نیت خیر در دلش داشته باشد،‌ راه درست را برای انجام کار خیر پیدا می‌کند، چراکه یکی آن بالا بالاها راه را نشانش می‌دهد.
کد خبر: ۱۱۷۳۵۲۸

داستان آشنایی ما و راننده وانت نیکوکار این گزارش، به بزرگراه شهید مدرس تهران برمی گردد؛ به بعدازظهر یک روز پاییزی که بعد از تمام شدن یک روز کاری از روزنامه به سمت خانه در حرکت بودیم؛ همین جا بود که بین همه ماشینهایی که در آن روز و آن ساعت، بزرگراه را از شمال به سمت جنوب میراندند، چشممان به وانتی خورد که شبیه هیچکدام از وانتهایی که قبلا دیده بودیم نبود؛ وانت سفیدرنگی که روی اتاقکش یک جمله با خط قرمز نوشته شده بود: «حمل بار برای افراد نیازمند رایگان است.»

کنار این جمله هم دو شماره تلفن بود که ما را به وحید کرمی رساند؛ راننده 38 سالهای که معتقد است برکت این کار خیر در خیلی از جاهای زندگیاش، دستش را گرفته و از مهلکه و مشکل نجاتش داده است:

چند سال است راننده وانت هستید؟

شش سالی میشود که هم کار حمل بار با وانت را انجام میدهم و در کنارش کار آزاد هم دارم.

از درآمدتان راضی هستید؟

خدارا شکر، بالاخره دستمان روی زانوی خودمان است.

چطور وانت مهربانی شدید؟

(میخندد) وانت مهربانی که نیستم، اما سعی میکنم پای تصمیمی که گرفتهام بمانم و در ازای حمل بار و اسباب و اثاثیه افراد نیازمند کرایه نگیرم.

چرا این تصمیم را گرفتید؟

واقعیتش را بخواهید من ایده این کار را از اینستاگرام گرفتم؛ دیدم یک راننده در یکی از شهرهای کشورمان همین کار خدمترسانی رایگان را انجام میدهد، من هم که همیشه ته ذهنم بود که در یک کار خیر پیشقدم باشم، تصمیم گرفتم از وانتم برای انجام کار خیر استفاده کنم و به قول قدیمیها خیرم به دیگران برسد.

خودتان میگویید به قول قدیمیها، متاسفانه شاید خیلیها الان اینطوری فکر نکنند یا دنبال کار خیر نباشند، شما واقعا چه انگیزهای از انجام کار خیر دارید؟

از قدیم گفتهاند از هر دست بدهی از همان دست میگیری، من به این ضربالمثل واقعا اعتقاد دارم. برکت مال و منال آدمها هم به همین کارهای خیر کوچک وابسته است و اگر خیر ما به اطرافیانمان بخصوصا آدمهای نیازمند برسد، قطعا تاثیر این حرکت را در زندگیمان میبینیم، همانطور که خیلی وقتها من به شخصه کارم در یک جایی به یک گیری خورده و از جایی که اصلا انتظارش را نداشتم کمک رسیده و مشکلم حل شده است.

چطور تشخیص میدهید کسی که با شماره شما تماس میگیرد نیازمند است؟

مبنا را بر اعتماد گذاشتهام و فکر میکنم اگر کسی با من تماس میگیرد و درخواست کمک میکند، حتما یک گیری در زندگیاش دارد و قرار است من واسطهای باشم تا گوشهای از مشکلاتش حل شود.

آنها شما را چطور پیدا میکنند، مثل ما خیلی اتفاقی وسط اتوبان وانت شما را میبینند؟

بله. اتفاقا خیلی از کسانی که تماس میگیرند خودشان ماشین من را دیدهاند یا اینکه از طرف دوستی، آشنایی یا همکاری معرفی شدهاند.

کمترین نرخ برای جابه جایی بار با وانت چقدر است؟

بستگی به مسیر دارد اما طبق مصوبه اتحادیه 30هزارتومان است.

درآمدتان با این تصمیمی که گرفتهاید، کمتر نشده؟

نه، فقط کافی است که باور داشته باشیم خدا روزیرسان است و روزی همه ما دست خداست نه بندههای خدا. الان هم من خداراشکر میکنم که از همان موقعی که این حرکت را شروع کردم به کمک حق تعالی روزیام کمتر که نشد، بیشتر هم شده است. البته این را هم بگویم که از وقتی من این حرکت خیر را شروع کردم، خیلی از مشتریهای من وقتی خبردار شدند و این نوشته را پشت وانت دیدند، فقط به خاطر این کار من به من بار میدهند و میگویند چون شما این طور در کار خیر شریک شدهاید، ما هم دوست داریم شما بار ما را ببرید.

کجاها بار میبرید؟

بیشتر مناطق جنوبی تهران، مثلا طرف دولتخواه یا کهریزک و باقر شهر.

آقای لیسانس کامپیوتر پشت فرمان نیسان

جعفر کاکایی 33 ساله است؛ یک مهندس کامپیوتر که به خاطر بیکاری، رفته سراغ رانندگی نیسان و از اسفند سال گذشته تا همین حالا، با نیسان آبی رنگش خرج زندگی را در میآورد؛ آقا جعفر با وجود همه مشکلات مالی که این روزها مثل خیلیهای دیگر گریبان او را هم گرفته، دل خیلی بزرگی دارد؛ بزرگتر از تمام داراییهایی که خدا به او داده؛ به خاطر همین است که همین نیسان آبی رنگش را از همان موقعی که خریده به وسیلهای برای حمل بار نیازمندان تبدیل کرده است؛ آنقدر که عکس ماشینش در فضای مجازی پخش شود و ما را به او برساند.

ما تصویر نیسان شما را در اینترنت دیدیم، اهل کجا هستید؟

اصالتا کرد هستم، اهل دالاهوی کرمانشاه اما پنج سالی میشود که مهاجرت کردهام و الان در اندیشه شهریار زندگی میکنم.

چرا مهاجرت کردید؟

به خاطر بیکاری، آمدم اینجا کار پیدا کنم که آخرش رسیدم به همین رانندگی با نیسان.

در شهرستان خودتان کار نبود؟

خیلی گشتم اما پیدا نکردم، شاید باور نکنید اما من لیسانس کامپیوتر دارم، اما هم در کرمانشاه و هم در تهران نتوانستم کار خوبی متناسب با تخصصم پیدا کنم. البته یک بار تهران کار پیدا کردم، اما حقوقش آنقدر پایین بود که بیشترش خرج رفت و آمدم از شهریار تا مرکز تهران میشد.

به خاطر همین رفتید سراغ رانندگی؟

بله. اسفند سال گذشته بود که نیسان را تحویل گرفتم و هنوز هم قسط میدهم، هر شش ماه یک چک دارم.

حکایت این نوشته پشت نیسان وانت شما چیست؟

حکایت خاصی ندارد، برای آرامش دل خودم نوشتهام یعنی نتیجه اش آرامش من است.

این ایده از کجا به ذهن شما رسید؟

هرکسی با توجه به اینکه شغلش چه چیزی هست میتواند برای خودش تعریف کند که از چه راهی میتواند به بقیه کمک کند و چطور میتواند یک قدم خیر بردارد، من هم دیدم وسیله نقلیهای دارم که میتواند کار خیلیها را راه بیندازد و به خاطر همین این کار را شروع کردم.

در روز چند نفر این جمله «حمل اثاثیه برای خانوادههای کم درآمد رایگان» را میبینند و با شما تماس میگیرند؟

واقعیتش تماسها زیاد است، اما از بین تماسها فقط بعضیها کمک میخواهند و بقیه میخواهند مطمئن شوند که واقعا رایگان کار میکنم؟ و وقتی از حقیقت ماجرا باخبر میشوند آنقدر انرژی مثبت از همان پشت تلفن میفرستند که من مطمئن میشوم راه درستی را انتخاب کردهام.

در کوچه و خیابان چطور، آیا کسی شما را به خاطر این کارتان تشویق میکند؟

زیاد پیش آمده، حتی خیلی وقتها وسط رانندگی در اتوبان و بزرگراه، ماشینهای کناری وقتی به من میرسند بوق میزنند و دمتگرم میگویند. حتی تا حالا چندنفر با شماره من تماس گرفتهاند و گفتهاند اگر نیازمندی را در این ماجرا پیدا کردی به ما معرفی کن تا از نظر مالی کمکش کنیم.

دورترین مسیری که بار یک خانواده کم درآمد را به صورت رایگان حمل کردید کجا بود؟

یک بار از تهرانسر تا قزوین اسباب و اثاثیه یک خانواده را بردم.

در حالت عادی کرایهاش چقدر است؟

حدود 250 هزارتومان.

هیچوقت پیش خودتان فکر کردید که شاید کسی که تماس میگیرد واقعا نیازمند نباشد؟

نه من از کسی که تماس میگیرد نمیپرسم که درآمد داری یا کم درآمدی؟ همین که خودش را کم درآمد دانسته من هم اعتماد میکنم؛ البته واقعا از اسباب و وسیلههایشان مشخص است که دارا هستند یا ندار.

گفتید که لیسانس کامپیوتر دارید؟

بله، فارغالتحصیل دانشگاه آزاد کرمانشاه هستم.

اگر یک نفر به شما کاری متناسب با همین مدرکتان پیشنهاد کند قبول میکنید؟ یا به همین کار با نیسان ادامه میدهید؟

قطعا قبول میکنم این همه سال درس خواندم که از حاصل تلاشهایم استفاده کنم، اما کار نیست.

مینا مولایی

جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها